دانلود رایگان کتاب استراتژی خوب استراتژی بد (تفاوت‌ها و دلایل اهمیت) نوشته ریچارد روملت

مدیریت بحران کرونا در كسب و كار

مدیریت بحران کرونا در كسب و كار چگونه انجام میشود؟

مدیریت بحران کرونا در كسب و كار یکی از موضوعات اساسی در مقابله و مصون سازی سازمان در برابر تهدیدات کرونا است، نه تنها امسال، بلكه از اين پس اقتصاد ما درگير دوره گذار و ورود به عصر پسا كرونا است؛ بخش بزرگي از فعالان اقتصادي كه بي تدبير، به تكرار روشها و فعاليت هاي معمول قبلي خود بپردازند از صحنه اقتصاد و تجارت ايران و جهان خارج خواهند شد. پس از پايان این دوره و مدیریت بحران کرونا در كسب و كار ها، بنگاههای اقتصادی در يكي از دو دسته زير قرار خواهند گرفت:

١- كسب و كارهايي كه كاري انجام نمي دهند و اميدوارند چنين اختلالي دوباره هرگز اتفاق نيفتد. اين شركت ها ريسك بسيار خطرناكي را مي پذيرند و زنجيره هاي تأمين آن ها با هر بحراني دوباره ويران خواهد شد.

٢- شركت هايي كه به درس اين بحران توجه كرده و براي ترسيم نقشه جديد شبكه زنجيره تأمين خود سرمايه گذاري مي كنند تا در هنگام بروز بحران مقاوم تر باشند. آن ها قراردادهاي خود با شركاي تجاريشان را بازنويسي كرده تا در صورت بروز اختلال به سرعت راه حل ها موجود و پيش بيني شده در قرارداد را جايگزين نمايند. اين شركت ها در دراز مدت برنده واقعي فضای كسب و كار ايران خواهند بود. اين نوشتار سعي دارد توصيه هايي را در هشت بند، جهت مقاوم سازي و افزايش حاشيه تاب آوري كسب و كارها پيشنهاد دهد. مسلماً بسته به خصوصيات هر سازمان و حوزه كسب و كار، اين پيشنهادات در نسخه عملياتي خود جزيياتي ويژه و خاص تر خواهد داشت كه در اين چند بند مختصر تفصيل آن ممكن نيست و در صورت تمايل صاحبان شركت ها مي توانند با ارسال مشخصه هاي كسب و كار خود در فرم صفحه آخر اين نوشتار، نسخه سفارشي خود را درخواست دهند.

استراتژی عملياتی برای مدیریت بحران کرونا در كسب و كار

تشكيل كميته اقدام مشترك مديريت بحران در سطح مديران عالي از اصلی ترین راهکارهای موجود بشمار می آید؛ همه فعالان اقتصادي، بايد تشكيل جلسه هيئت مديره را در دستور كار فوري خود قرار دهند و سياستگذاري و تعيين استراتژی خود را حداقل تا پايان تير يا اواسط مرداد با شرايط متفاوت و واقعي امروز و مدیریت بحران کرونا در كسب و كار و لحاظ كردن موارد زير اتخاذ نمايند:

  • پذيرش و درك واقعيت: پذيرش و درك صحيح از واقعيت موجود اولين گام براي مقابله با اين بحران فراگير است. اين بحران صرفاً يك پاندمي ويروسي نيست؛ تغيير سبك زندگي مشتريان، تغيير مدل هاي ذهني و قوانين و مناسبات و در كل شروع يك عصر اقتصادي با قواعدي جديد است. در اينباره تحقيقات آينده پژوهي معتبر را بيشتر كاوش كرده و درباره تأثير پذيري و تدثيرگذاري و نقش كسب و كار خود گفتگو كنيد.
  • افزايش تحمل ابهام: رهبران بنگاه ها تحمل ابهام خود را ارتقا داده و سازمان خود را از آمار اخبار منفي و گمانه هاي متعدد رهايي بخشند؛ كميته مشاوران ( مشروح در بند ٣) در اين زمينه موثر خواهند بود.
  • اطلاع رساني: اطلاع رساني به هنگام و استمرار در اين امر مديران را در موقعيتي قرار خواهد داد كه ضمن جلب اطمينان ذينفعان داخلي و خارجي سازمان، از بروز تنش هاي احتمالي نيز جلوگيري مي كند.
  • شناسايي نقاط اهرمي: نقاط اهرمي محل هايي از يك سيستم پيچيده هستند كه يك تغيير كوچك در يك جزء مي تواند تغييرات بزرگي را در همه اجزاء سيستم به همراه داشته باشد. رهبران سازمان در شرايط بروز بحران كرونا ويروس، لازم است تا نقاط اهرمي را شناسايي نموده و سازمان را در مسير درست هدايت نمايند. براي يافتن نقاط اهرمي فرمول سريع و آساني وجود ندارد و هر شركت بايد بر اساس بررسي مجدد عملكرد خود بياموزد نقاط اهرمي سازمان كجا هستند. در واقع تمركز بر نقاط اهرمي موجب تحقق استراتژی های سازماني شده و بهبود فعاليت هاي سازمان و ارائه خدمات به مشتريان را به همراه خواهد داشت.

تمركز بر نقاط اهرمي كه نقاط قوت سازمان محسوب مي شوند، مزيت رقابتي بيشتر را براي سازمان فراهم مي سازد. در اين زمينه بايستي به شايستگي هاي كليدي و عوامل كليدی موفقيت نيز توجه داشته باشيد. تيم مشاوران با مدلسازي هاي تحليلي (نظير سيستم دايناميك) مي توانند اين نقاط اهرمي را يافته، تحليل حساسيت كرده و گوشزد كنند.
تصميم گيري مبتني بر دانش كافي: تصميم بر مبناي تحليل اطلاعات و نيز تفكر سيستمي، كليدي ترين اصل براي مديران ارشد است. لذا از تصميمات سطحي و تك بعدي و شتابزده به غايت بايد پرهيز كرد. همچنین لازم است دستور تشكيل تيم هاي راهبردي زير صادر شود و براي هر كدام مطابق ادامه اين توصيه نامه مأموريت هاي ويژه و هماهنگي مشخص كنند:

تصميم گيري مبتني بر دانش كافي چگونه محقق میشود؟

شركت ها بايد افرادي را از تخصص هاي لازم و كافي در اين تيم ها بگمارند. به علاوه در بسياري از موارد، تا رسيدن به ثبات نسبي و استوار شدن سيستم اقتصادي شركت، اعضاي تيم بايد از نقش هاي كم اولويت روزمره خود چشم پوشي كنند و اغلب زمان خود را براي بررسي همه بعدي مسئله با هدف افزايش تاب آوري سازمان اختصاص دهند. به جهت گردش اطلاعات و اقدام يكپارچه، بهتر است اعضاي اين كميته ها شامل افرادي فراتر از تيم هاي سابق و چند فرد مشترك با ديگر كميته باشد. تيم هاي حرفه اي بايد بخش مهمي از زمان خود را صرف فهم درست نيازهاي لازم براي برنامه ريزي عرضه در شرايط اضطراري كنند؛ اينجا جايي است كه ميزگرد ها و كارگاه ها مي توانند نقش گرانبهايي داشته باشند. در شركت هاي كوچكتر اعضاي كميته ها مشترك اند و فقط مسئول هر كميته متفاوت خواهد بود. اما در عين حال براي اين گونه شركت ها توصيه مي شود از حداكثر افراد حرفه اي ولو كارشناسان پايينتر از سطوح سرپرستي نيز استفاده شود.

بیشتر بخوانید: استراتژی تدافعی و استراتژی آینده نگر و نوآورانه، چگونه بر عملکرد و کارایی سرمایه گذاری تأثیر میگذارند

اين كميته ها بايد تحت رهبري هيئت مديره به عنوان كميته اقدام مشترك برای مدیریت بحران کرونا در كسب و كار ، طي يك زمان بندي و برنامه مشخص و با گردش اطلاعات روان بين يكديگر، همافزايي منحصربفردي براي خروجيهاي اثربخش و راهگشا به نمايش بگذارند. اصول كاري مشتركي براي شركت ها وجود دارد كه مي توان به فراخور هر شركت فهرستي براي آنها نوشت. از جمله لزوم حفظ سلامت و اموال كاركنان، تست استرس مالي و ايجاد برنامه مواقع اضطراري، نظارت بر زنجيره تأمين، رصد محيط و پاسخ سريع به بحران، پاسخ مناسب به شوك هاي بازار و افت تقاضا و در نهايت هماهنگي و ارتباط با ديگر حوزه هاي اجرايي كه در ادامه بدانها اشاره مي شود.

کمیته دیجیتال (یا کمیته کسب و کار الکترونیک)

کمیته ای تحت عنوان “کمیته ديجيتال ” کلیه عملیات و فعالیت هایی که امکان دیجیتال شدن در همه بخشهای شرکت را دارد بررسی و در این جهت برنامه های عملیاتی را برای توسعه و تغییر مسیر پیشنهاد می دهد، تخریب دیجیتالی، مدت است شروع شده و برندگان و بازندگان آن هم مشخص هستند. به نظر می رسد در زمان بروز بحران با رکود، شکاف بین دو گروه پیشتر خواهد شد. برخی حوزه ها که به تقاضای عمومی حساسیت بیشتری دارند مانند خرده فروشی از جانب فعالان آنلاین این گروه فعالیت، تحت فشار هستند. مأموریت های کمیته دیجیتال برای مدیریت بحران کرونا در كسب و كار می تواند بررسی و برنامه ریزی اجرایی موضوعات زیر باشد:

تشکیل سازمان مجازی

تبدیل وضعیت فعلی کسب و کار به سوی فعالیت آنلاین، ممکن است در ابتدا کمی اختلال برانگیر باشد ولی باعث تطابق با قواعد گریز ناپذیر صنعت و بازار پیش رو می شود. پیاده سازی اتوماسیون داخلی و CRM و امکان دورکاری پرستل، مدیریت سور سینگ و سفارش گذاری آنلاین، پورتال فروش الکترونیک و اتصال به درگاه های بانکی جهت تراکنش های مالی مشتریان، بازاریابی دیجیتال و سیستم مانیتورینگ سنجش عملکرد و … و نهایتا یکپارچه سازی این سیستم ها همراه آموزش و فرهنگ سازی یکی از مهمترین مأموریت های این کمیته است. آینده شامل فعالیت های دیجیتالی و آنلاین است و در شرایط بحران و رکود، شکاف بین سودآوری کسب و کارهای آنلاینی و غیر آنلاینی افزایش می یابد.

پایگاه های اطلاعاتی جدید و گسترده

ایجاد یا ادغام پایگاه های اطلاعاتی جدید و گسترده به منظور رفع خلا اطلاعاتی و ارتباط بیشتر بین زنجیره های تأمین به منظور حمایت از تأمین کنندگان مواد اولیه و پاسخ به نیاز مشتریانی که تقاضای آن ها بدون پاسخ مانده است، این پایگاه داده یکی از مهمترین دارایی های عصر ارتباطات و دانش است که در بندهای بعدی پیش نیاز مأموریت و اقدام آگاهانه دیگر کمیته ها خواهد بود.

دیجیتال مارکتینگ

این بخش یکی از مهمترین و اساسی ترین حوزه هایی است که در زمان های مدیریت بحران کرونا در كسب و كار به درد سازمان میخورد و مانند بحران امروز باعث میشود تا فروش برخی از کسب و کارها که قبلا روی این حوزه سرمایه گذاری کرده بودند همچنان با شتاب بیشتر به پیش رود. کسب و کارها باید برای این حوزه روی ۴ محور سرمایه گذاری نمایند:

  1. راه اندازی فروشگاه آنلاین
  2. تولید و بازاریابی محتوا
  3. طراحی اپلیکیشن
  4. رسانه های اجتماعی (به طور ویژه در ایران اینستاگرام و تلگرام)

مدیریت دانش

مدیریت دانش و امکان ثبت تجربه های آموخته شده از اقدامات موثر خود و سایر شرکای تجاری زنجیره تأمین در شرایط بحران برای بهبود و تقویت زنجیره تأمین از مهمترین نقاط قوت سازمان خواهد بود که در بحران های بعدی میزان تاب آوری سازمان را افزایش می دهد.

كميته مشاوران

مشاوريني زبده و مسلط در طول سال به صورت هفتگي در كنار خود داشته باشيد؛ ساختار شركتها و فعاليتها بايد خود را با شرايط جديد وفق دهند و راهبردها بايد به اقتضاي تحولات روز مورد تجديد نظر و ارزيابي مجدد قرار گيرد. از مشاوران بايد طبق يك زمان بندي مشخص، مأموريت و خروجيهاي زير خواسته شود:

گزارش مطالعه تغييرات محيط: روند تغييرات و الزامات كوتاه مدت و ميان مدت طبق الگوهاي استاندارد تدوين شود و مبتني بر مگاترندها و روندهاي مستند به تحقيقات آينده پژوهي معتبر باشد. نظیر تحلیل PESTEL

بازنگري اهداف و استراتژي ها: طبق گزارش مطالعات محيط، بايد مشخص شود اهداف و استراتژي ها چه تغييري بايد بكنند. نياز است اسناد بالادستي بر اساس شرايط پيش روي شركت بازنگري شوند.

شکار فرصتها: باید مشخص شود جداول برنامه ریزی استراتژیک جه راهبردهایی را مشخص می کنند اما درکل توصیه می شود فرصت ها را پررنگ تر از تهدیدات ببینید: در زمان بروز رکود یا بحران اجازه ندهید تا یک بحران خوب، ضايع و تلف شود، در این خصوص نمونه های گوناگونی در رابطه با عملکرد برخی پایگاه ها وجود دارد. بهترین نمونه کسانی هستند که در زمان بروز بحران در زمینه هایی که همچنان تقاضا برای آنها وجود دارد و در حال گسترش است سرمایه گذاری میکنند، مانند حوزه های در حال رشد. موضوع دیگر، نحوه بهره برداری از فرصت است. در زمان بحران یا رکود، برخی بنگاه تا از صحنه بازار خارج می شوند، در این شرایط می توان با اتخاذ رویکرد کنش گرایانه، دارایی ها با نیروی کار متخصص را از سمت بنگاه های مذکور به سمت بنگاه خود جذب کرد

بازنگری بیزینس مدل (نو آوری در معادل کسب و کار و استرانزی زنجیره تأمین ): كانواس یا بوم کسب و کار خودرا جلوی چشم بیاورید و با اشراقی که در مطالعه محیت و ماتریس های برنامه ریزی استراتژیک خود دارید روی ایجاد تحول و نوآوری در بخش های مختلف مدل کسب و کار خود با تیم های اتاق فکر تو آوری کنید. حداقل مرور متد استراتژی اقیانوس آبی را برای کسب و کارتان به مشاوران یادآوری و توصیه کنید.

طراحی مجدد ارزش پیشنهادی

طراحی مجدد ارزش پیشنهادی و طراحی مفهومی محصول نوآوری یا باز طراحی مدل کسب و کار با رویکرد طراحی ارزش پیشنهادی جدید برای بهره برداری از امکانات، دانش و تجربه اندوخته شده زنجیره های تأمین فعلی، همچنین طراحی مجدد مدل کسب و کار با توجه به فرصت های ایجاد شده در زنجیره های تامین دیگر حوزه های خوش اقبال (مانند حوزه بهداشت، کشاورزی و مواد غذایی، حوزه IT و زیرساخت های سخت افزاری و مخابراتی و …) را مد نظر قرار دهید. به عبارت دیگر فرصت های بدیع برای توسعه محصولات یا خدمات تازه و جایگزین را در بستر زنجیره تأمین قعی برای پاسخ به نیاز های ایجاد شده جدید شناسایی کرده و پیاده کنید. استفاده از ایده های با یخ و نوادراه مشتریان فعلی به منظور باز طراحی ابعاد مدل کسب و کار برای پاسخ گویی به نیازهای فعلی یکی از روش تنی حسین و موثر خوانده بتواند در شرایط مدیریت بحران کرونا در كسب و كار که حجم فرایند های عملیاتی کاهش می یایان زمان مناسب برای بررسی ایده های جدید و بازنگری زنجیره تأمین از دید مشتریان است. این بازطراحی ها می بایست مبنی بر تحقیقات مسجل باشد و نه تخیلات پشت میزی

بیشتر بخوانید: مفهوم ترسیم درخت تصمیم فازی در تدوین استراتژی چیست؟

اقدامات کارآفرین و خلاق و کشف فرصت های جدید بهره برداری همزمان از ظرفیت ها و توانمندی های موجود و یا در این زمینه اهمیت دارد. درباره صنایع تلفیقی و نیز تشکیل اکوسیستم های صنعتی متقابل یا Cross – Industry تحقیق و طرح بخوانید. شرکت ما باید تلاش کنند در اکوسیستم های رقابتی درک کنند چگونه از تلاش هایی برای کنش اضطراری مثل را راهبرد های همزیستی غیر رقاپتی نظیر فراهم ساختن اشتراک و تلفيق منابع سخت و نرم یکدیگر حمایت کنند. توصیه می شود با مطالعه تغییرات و نیازهای بازار به زنجیره تأمین صنایعی نزدیک شوید که در شرایط پیش رو، از رونق و اقبال بهتری برخوردار هستند.

مقاوم سازی کسب و کار و برنامه مدیریت ریسک: در مدیریت بحران کرونا در كسب و كار نگاه های موفق، هوشیار و مراقب شرایط هستند. آنها سنسورهای دیده بانی شان را در فضای بازار و صنعت حساس و خروجی سازمان هایشان را در برابر تغییرات و اغتشاشات محیطی غیر حساس کرده اند. اصطلاح به ان داشته می شود یک سیستم از درون استوار. این کسب و کار ها دربيان نگرش سیستمی (شکل زیر) منابعی را به عنوان ورودی به سیستم می دهند. عوامل قابل کنترل و تنظیمی (Xها) را به نحوی مدیریت می کند که به وجود عوامل اغتشاش محيطى (Zها)، کمترین انحراف را در خروجی برنامه ریزی شده (Y ها) شامل انتقادات و کیفیت محصول و اعتبار پرند و منافع نتایج مالی ایجاد کند. چنین سیستمی یک کسب و کار مقاوم و تاب آور است که از درون در مقابل تلاطمات محیطی پایدار و با ثبات شده است. این مدلسازی در مباحث طراحی از آزمایش ها و اصول تاگوچی به تفصیل تبیین و اجرا می شود.

 

سازمان های مقاوم همیشه سناریوهای متفاوتی را برای واکش و پاسخ مناسب به شرایط بحران با رکود دارند. آنها از این طریق هم آگاهی خود را نسبت به شرایط ارتقا داده و شم آمادگی برای مقابله با آن را دارند. آنها کتاب بازی دارند که در زمان بروز رکود، می گوید چه باید انجام دهند و به ازای سناریوهای ممکنه بدانید چگونه باید عمل کرده و واکنش دهيد.

تغییرات سازمان (مدیریت تحول و مهندسی همزمان): پیشنهادات مصوب و اجرایی، الزامات و تغییرات فوق سنگینی را برای سازمان ایجاد خواهد کرد که ممکن است در سازمان های بزرگ مقاومت ایجاد کند. لذا برنامه های تحول باید با رعایت الزامات مدیریت تحول و نیز ملاحظات مپنا سی همزمان اعمال و اجرا شوند.

بررسی امکان خروج کار آفرینانه: کسب و کارهایی که زنجیره تأمین آنها به کلی از بین رفته اند و امکان بازگشت در شرایط فعلی را دارند به آنها گزینه های بررسی خروج کار آفرینانه توصیه می شود. خروج کارآفرینانه به عنوان یک به جدایی نادر از فرایند کارآفرینی مورد توجه است. روحیه کارآفرینانه، فضای کسب و کار، آموزش و تجربه بین المللی از جمله عوامل موثر بر تصمیم گیری مناسب خروج توسط کارآفرینان است. خروج کارآفرینانه در نهایت می تواند منجر به ایجاد کسب و کار جدید و با تلفیق و ورود به زنجیرهای تأمين جديد شود

 

مقالات معتبر مدیریت استراتژیک را در سایت شریف استراتژی بخوانید

 

کمیته فروش

بر خلاف انتظار عمومی در طی مدت بحران، بخش ارتباط با مشتریان تلاش مضاعف می طلبد. کمیته فروش باید متشکل از افرادی فراتر از تیم فروش باشند. به جز تیم بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ، بهتر است نماینده ای از تیم تولید، لجستیک و زنجیره تأمین با خرید و بازرگانی نیز در آن حضور داشته باشند. مأموریت های این کمیته عبارتند از موارد زیر:

حفظ و تحکیم مضاعف ارتباط با مشتریان شرکتی که عرضه را بیشتر رصد می کنند اغلب موفق می شوند، چرا که آنها در بخش اصلی مشتریان خود سرمایه گذاری کرده و رفتار آنها را پیش بینی می کنند. برای نمونه در کشور چین در حالی که تقاضای مصرف کنندگان پایین است، از بین نرفته است و مردم به طور وسیعی به سوی خرید آنلاین برای تأمین تمامی کالاها و خدمات شرکت کرده اند. این روند همچنین شامل اطمینان از کیفیت محصولاتی که به صورت آنلاین فروخته می شوند نیز می شوند .

به روز کردن اطلاعات پروفایل مشتریان حتی در شرایطی که امکان ارائه کالا یا خدمات به آن ها وجود ندارد، مشتریان ارزشمند ترین سرمایه در کسب و کاری هستند. تازه و به روز نگه داشتن اطلاعات آن ها در خصوص وضعیت کسب و کار می تواند حس وفاداری در آنها را تقویت نماید.

  • از دیگر ماموریت های کمیته فروش می توان ارائه برنامه مدیران و گزارش اجرای این موارد باشد:
  • تدوین برنامه های باشگاه مشتریان و انواع راهبردهای پیشبرد فروش نظير تخفیف و بسته ویژه و…
  • افزایش مکان های فروش و کانال های دسترسی آسان مشتریان و رسیدن به محصولات
  • تقویت خدمات پس از فروش یا انواع التحریر اداری و بنچمارکینگ و تکنیک های خلاقیت دیگر
  • ارتباط مستقیم با مشتریان ویژه و طلایی و توزیع کنندگان: با مشتریان خود در خصوص مشکلات و چالش های جدید صحبت کنید. کسب و کارها باید تلاش کنند تا در کوتاه مدت مشتریان را درگیر و به آنها در خصوص آینده کسب و کار اطمینان بخشد. برنامه ریزی موجود، تخفیف ها و پیشنهادهای ویژه شمه به تحریک مشتریان فعلی کمک می کند.

 كميته لجستیک و زنجیره تأمین

این کمیته یکی از مهم ترین و کلیدی ترین کمیته هاست. هسته اصلی این تیم برای بحران باید متشکل باشد از کارشناسان و مدیران زنجیره تأمین از تدارکات و خرید تا تولید و عرضه و فروش.  زنجیره تأمین، بحران تقاضا، رکود عمومی، اولویت بندی در تنوع و میزان تولید با خدمات، چالش های ابتدایی هستند که باید برای هر شرکت بطور خاص مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد در این تیم باید این موارد بررسی شوند:

تثبیت زنجیره تأمین: شرکت ها باید مقیاس و بازه زمانی که ممکن است زنجیره تأمین کالای آنها در معرض اختلال قرار بگیرد را تشخیص دهند. اغلب شرکت شما سریع بر تثبیت فوری زنجیره کالا متمرکز می شوند. آنها همچنین باید رزرو خطوط انتقال کالا و آمادگی آنها و همچنین آماده ساختن زنجیره های تأمین خود را در نظر بگیرند. به علاوه در زمانی که اخلال در زنجیره تأمین ایجاد می شود، شرکت ها باید از این منابع در راستای تولیدات مهم تر خود استفاده کنند. لذا این موارد باید در دستور کار این کمیته قرار گیرد

  • هماهنگی با تأمین کنندگان برای تحویل سریع مواد اولیه
  • تعیین پیش بینی تقاضای واقعی مشتریان
  • لجستیک و مدیریت موجودی ها: جابجایی موجودی های آماده شرکت های تأمین کننده مواد اولیه به خارج
  • از ناحیه های قرنطینه شده و انتقال به نزدیک ترین مکان که امکانات حمل و ارسال آن ها از سوی شرکت های تأمین کننده فراهم باشد. این موضوع هزینه های جابجایی مجدد و نگهداری ناشی از انباشت کالا در انبارهای جدید را افزایش داده ولی متقابلا پایداری زنجیره تأمین را بیشتر خواهد کرد.
  • ایجاد ذخیره های احتیاطی بیشتر برای کسب و کارهایی که در ناحیه هایی با تاثیر بحران بیشتر قرار گرفته اند، این موضوع هزینه های نگهداری شامل خواب سرمایه، انقضای مواد اوليه فاسدشدنی و هزینه های نگهداری
  • موجودی بیشتر را افزایش خواهد داد ولی در مسایل مانع از دست رفتن مشتریان فعلی خواهد شد
  • بررسی و امکان پذیری حمل و نقل های جایگزین استفاده از حمل و نقل هوایی هر چند ممکن است زمان دسترسی به مواد اولیه با ارسال به بازارهای مصرف را کوتاتتر نماید ولی به دلیل محدودیت های ایجاد شده در حمل و نقل هوایی امکان استفاده از حمل و نقل جاده ای، ریلی و دریایی جایگزین بررسی شود
  • شناسایی تأمین کنندگان جایگزین که کیفیت، قیمت و زمان تأمین آن ها به نسبت تأمین کننده اصلی بهتر نیست ولی در شرایط مدیریت بحران کرونا در كسب و كار می تواند تا حدودی به حفظ توان تولید و ثبات کسب و کارها کمک نماید. این موضوع می تواند منجر به گسترده تر شدن شیکه تامین کنندگان شود و تا حد تعریف شده ای افزایش هزینه ها و کاهش کیفیت را به دنبال داشته باشند. برای آن که برند اصلی آسیب نبیند می توان از زیر برندهای جایگزین برای نسخه های جدید کالا و خدمات سود جست
  • بازبینی توافقات: مذاکره مجدد، توافقات جدید و اصلاح بان های قراردادهای تأمین کنندگان با مشتریان را در دستور کار قرار دهيد. بند شرايط فورس ماژور در قراردادها را هم می توانید با مشاورین حقوقی مرور کنید
  • قیمت گذاری: استفاده از سیاست های قیمت گذاری هوشمندانه از سوی کسب و کارها برای فروش کالاها و خدمات بیشتر را بررسی کنید. سیاست های قیمت گذاری هوشمندانه بسیار وسیع و گسترده اند. فروش گروهی، فروش وابسته به زمان، پیش فروش با تخفیغ های عمومی و کلی، ایجاد زیر برند، اندازه ها و کیفیت متنوع محصول و خدمات نمونه هایی از استراتژی های قیمت گذاری هوشمندانه است
  • تمرکز بر مدیریت تقاضا: کسب و کارها می بایست برای بازسازی زنجیره تای تأمین آسیب دیده خود به جای تمرکز بر تفکر عرضه محور، تمرکز روی مدیریت تقاضا (مشتریان داشته باشند و بر اساس آن سفارش گذاری و تأمین نیازهای خود را برنامه ریزی نمایند. (سیستم کششی به جای فشاری)
  • تحلیل اطلاعات به روز در زنجیره تأمین: افزایش سطح اطلاع به صورت روزانه و پر خط از وضعیت تمامی حلقه های بالادستی و پایین دستی زنجیره تأمین، حجم اطلاعات روزانه به شدت در حال افزایش و به روز شدن است. به طور مداوم درک خود را از آنچه در حال اتفاق افتادن است بازسازی نمایید. تجزیه و تحلیل بررسی اثر کرونا بر ابعاد متنوع زنجیره تأمین، آگاهب از قوانین و مصوبات موثر بر کسب و کارهایی که در سراسر زنجيره تأمین حضور دارند و مطالعه گزارشهای منتشر شده به شدت توصیه می شود. سناریوهای مختلف خوش بینانه، محتمل و بدبینانه تدوین و برای هر کدام پروتکل های فعال سازی را برای مراحل مختلف پاسخ تعریف کنید. استفاده از تکنیک های داده کاوی برای احصا و پیش بینی روند شما توصیه می شود

برای مطالعه بیشتر مبحث مدیریت بحران کرونا در كسب و كار میتوانید به اصل نوشته که در لینک زیر قرار داده شده است مراجعه نمایید.

لینک دانلود مقاله

کاربرد نظریه بازی ها در مدیریت استراتژیک چیست

نظریه بازی ها در مدیریت استراتژیک به چه معناست و چه کاربردهایی دارد؟

در این مقاله قصد داریم به تأثیر نظریه بازی های در مدیریت استراتژیک بپردازیم و تاریخچه پیدایش و کاربردهای آن را در ارزیابی محیط رقابتی و تصمیم گیری مدیران بررسی کنیم. نظریه بازی ها در مدیریت استراتژیک بعنوان یک مساله جدید مطرح میشود و هر ساله ابعاد جدیدی از آن را در علم اقتصاد تحلیل میکنند. در انتهای مقاله نظرات خود را به اشتراک بگذارید.

نقش نظریه بازی در تحلیل محیط رقابتی سازمان

انتقاد اصلی نسبت به پنج نیروی پورتر به عنوان چارچوبی استاتیک، عدم موفقیت آن برای در نظر گرفتن کامل تعامل رقابتی میان بنگاه ها است. در مقاله های قبلی اشاره کردیم که ماهیت رقابت استراتژیک، تعامل میان بازیگران است به طوری که تصمیمات اتخاد شده از سوی هر یک از بازیگران به تصمیمات واقعی و پیش بینی شده سایر بازیگران بستگی دارد.

تحلیل پنج نیروی رقابتی پورتر با واگذاری رقابت به یک متغیر میانجی که ساختار صنعت را با سودآوری مرتبط می کند اطلاعات اندکی درباره رقابت به عنوان یکی از فرایندهای تصمیم گیری تعاملی از سوی بنگاه های رقیب فراهم می کند.

مزایای اصلی نظریه بازی ها در مدیریت استراتژیک

نظریه بازی ها امکان مدلسازی این تعامل رقابتی را برای ما فراهم می کند. به طور خاص، این نظریه دو دستاورد بسیار با ارزش را برای مدیریت استراتژیک فراهم می کند:

۱- این نظریه، امکان چارچوب دهی به تصمیمات استراتژیک را فراهم می کند.

نظریه بازی ها علاوه بر تمام ارزش های نظری، یک ساختار، مجموعه ای از مفاهیم و اصطلاحات را ارائه می کند که امکان توصیف و درک وضعیت رقابتی را از لحاظ این موارد برای ما فراهم می کند:

  • هویت بازیگران؛
  • مشخصات اختیارات هر یک از بازیگران؛
  • مشخصات مزایای حاصل از هر ترکیبی از اختیارات؛
  • ترتیب گذاری تصمیمات با استفاده از درخت بازی.

۲- این نظریه می تواند نتیجه شرایط رقابتی را پیش بینی کند و تصمیمات استراتژیک بهینه را شناسایی کند.

نظریه بازی ها از طریق اطلاعاتی که درباره شرایط رقابت و چانه زنی ارائه می کند می تواند نتایج تعادل شرایط رقابتی و پیامدهای حرکات استراتژیک هر یک از بازیگران را پیش بینی کند. نظریه بازی ها اطلاعات دقیقی درباره موضوعات اصلی استراتژی ارائه می کند که بسیار فراتر از اطلاعات شهودی محض است.

مدل های بازی ساده (مثل معمای زندانی) نتایج همکاری را در مقابل نتایج رقابت پیش بینی می کند در حالی که بازی های پیچیده تر امکان تحلیل تأثیر شهرت، بازدارندگی، اطلاعات و تعهد را فراهم می کنند، خصوصاً در محیط بازی های چنددوره ای. نظریه بازی ها می تواند استراتژی های مربوط به بهبود ساختار و نتیجه بازی را از طریق دستکاری مزایا برای بازیگران مختلف نشان بدهد که برای مدیران اجرایی بسیار مهم است.

تاریخچه پیدایش نظریه بازی ها

نظریه بازی ها برای اولین بار توسط ریاضی دانی به نام “جان نش” (John Nash) به عموم معرفی شد. اما نظریه بازی ها کمی با بازی هایی که می شناسیم تفاوت دارد. نظریه ی بازی تلاش می‌کند تا رفتار ریاضی حاکم بر یک موقعیت استراتژیک (تضارب منافع) را مدل‌ سازی کند. این موقعیت، زمانی پدید می‌آید که موفقیت یک فرد وابسته به راهبردهایی است که دیگران انتخاب می‌کنند. هدف نهایی این دانش، یافتن راهبرد بهینه برای بازیکنان است. امروزه، نظریهٔ بازی ها، علومی است که به تحلیل رفتار منطقی متقابل انسان‌ها، حیوانات و رایانه‌ها می‌پردازد.

حتی در متن های چند قرن قبل هم (مانند کارهای برنولی)‌ می‌توانید نمونه تحلیل هایی را ببینید که به فضای نظریه بازی ها بسیار نزدیک هستند. اما اگر بخواهیم دانشمندانی را مطرح کنیم که مستقیماً به نظریه بازی ها پرداخته‌اند و ترمینولوژی آن را توسعه داده‌اند باید از جان نش، جان فون نویمان و اسکار مورگنسترن نام ببریم.

نظریه بازی ها در ابتدا برای درک مجموعه ی بزرگی از رفتارهای اقتصادی به عنوان مثال نوسانات شاخص سهام در بورسِ اوراق بهادار و افت‌ و خیز بهای کالاها در بازار مصرف‌کنندگان ایجاد شد. تحلیل پدیده‌های گوناگون اقتصادی و تجاری نظیر پیروزی در یک مزایده، معامله، داد و ستد، شرکت در یک مناقصه، از دیگر مواردی است که نظریه بازی ها در آن نقش ایفا می‌کند.

اهمیت نظریه بازی ها در ادبیات مدیریت استراتژیک چیست؟

یازده نفر از کسانی که تا کنون موفق به دریافت جایزه نوبل شده‌اند، در حوزه نظریه بازی ها فعالیت داشته‌اند. این تعداد بسیار زیاد و کاملاً‌ جالب توجه به نظر می‌رسد و به نقشی که نظریه بازی ها در علوم مختلف ایفا می‌کند اشاره دارد.

امروزه نظریه بازی ها در تحلیل مسائل مربوط به مدیریت استراتژیک، ارائه راهکارهایی در تصمیم گیری مدیریتی و  بسیاری از مسائل اقتصادی کاربرد ویژه دارد. همچنین نظریه بازی ها شبکه های اجتماعی هم جایگاه ارزشمندی دارد و به نظر می‌رسد با توسعه شبکه های اجتماعی، به اهمیت آن بیش از پیش افزوده شود.

 نظریه بازی ها چیست؟

نظریه بازی ها (به انگلیسی: Game Theory) نام دارد و زیرمجموعه‌ای از علم ریاضیات است که تلاش دارد با استفاده از طراحی و تحلیل سناریو، رفتارها و نتایج تصمیم گیری موجوداتی را که حق انتخاب دارند، در تعامل با یکدیگر پیش بینی کند.

نظریه بازی ها می‌کوشد شرایط پیچیده در تعامل حیوانات، انسان‌ها، سازمان‌ها، کسب و کارها، اقتصادها و کشورها را تا حدی ساده کند که بتوان آن بازی پایه یا Basic Game آن تعامل را تشخیص داد. سپس می‌کوشد با تشخیص گزینه های موجود، منابعی که کمیاب هستند، اهداف و اولویت‌های کسانی که درگیر بازی هستند و قواعد بازی، دستاوردهای بازی و احتمال وقوع هر کدام را تا حد امکان پیش بینی کند.

به بیان ساده تر شاخه ای از علم ریاضی و منطق وجود دارد که به ارتباطات اجتماعی مربوط می شود و نام آن  نظریه بازی ها است. نظریه ی بازی ها در تلاش است تا بوسیله ی ریاضیات، رفتار را در شرایط راهبردی و استراتژیک یا در یک بازی که در آن‌ها موفقیت فرد در انتخاب کردن، وابسته به انتخاب دیگران می‌باشد، برآورد کند.

ارکان اصلی نظریه بازی ها در مدیریت استراتژیک چیست؟

نظریه بازی ها اطلاعات روشنگری را درباره تنوع گسترده شرایط رقابتی ارائه می کند. این اطلاعات عبارتند از بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲، رقابت بین بوئینگ و ایرباس، تاکتیک های مسابقه نسکار، مزایده های طیف امواج رادیو و تلویزیونی، بحران مالی سال ۲۰۰۸، و اینکه چرا طاووس بر اثر تکامل، چنین دم زیبایی را به دست آورده است. به لحاظ کاربرد در رقابت بین سازمان های تجاری، نظریه بازی ها به پنج جنبه از رفتار استراتژیک اشاره دارد که یک بنگاه از طریق آن ها می تواند نتایج رقابتی خود را بهبود بخشد: همکاری، بازدارندگی، تعهد، تغییر ساختار بازی و علامت دهی.

همکاری

یکی از معیارهای اصلی نظریه بازی ها، میزان توانایی آن برای در بر گرفتن رقابت و همکاری است. یکی از نقایص اصلی چارچوب پنج نیرو این است که ماهیت روابط بین بنگاهی را کاملاً رقابتی در نظر می گیرد. نکته اصلی در برداشت آدام برندبرگر و بری نیلباف، در نظر گرفتن رابطه دوگانه رقابت/ همکاری در کسب و کار است.

هرچند برخی از روابط، کاملاً رقابتی هستند (کوکاکولا و پپسی) و برخی دیگر کاملاً همکارانه هستند (اینتل و مایکروسافت)، اما هیچ انشعابی بین رقابت و همکاری وجود ندارد: تمام روابط تجاری، عناصری از هر دو را دارند. کوکا کولا و پپسی با وجود رقابت شدید خود، در جبهه های مختلف از جمله سیاست های مشترک در مورد فروش نوشیدنی های غیرالکلی درون مدارس، موضوعات زیست محیطی و نگرانی های بهداشتی با یکدیگر همکاری می کنند. همچنین ممکن است قیمت گذاری و معرفی محصولات خود را هماهنگ کنند.

مقالات دیگر را بخوانید: تدوین استراتژی مناسب کسب و کار

شرکت اکسون و شل به مدت یک قرن بر سر رهبری صنعت نفت جهان مبارزه کرده اند؛ در عین حال در تعدادی از سرمایه گذاری های مشترک همکاری می کنند. تمایل رقبا برای ادغام با یکدیگر (فروشندگان وسایل عتیقه در بازار برموندزی لندن یا استودیوهای فیلمسازی در هالیوود) به منافع مشترک بنگاه های رقیب در افزایش اندازه بازار آن ها و توسعه زیرساخت آن ها اشاره دارد.

در بسیاری از شرایط تجاری، رقابت به نتایج بدتری منجر می شود تا همکاری.

در ادامه برای بیان واقعی از رخ داد های موجود در نظریه بازی ها به بیان مدل معمای زندانی میپردازیم که چالش بالا را تحلیل می کند و بعنوان یکی از رایج ترین کیس های اصلی در نظریه بازی ها بشمار می آید.

بازدارندگی

همان گونه که در مقاله های معتبر آمده است، یکی از راه های تغییر تعادل یک بازی، بازدارندگی است. اصل پشت بازدارندگی، تحمیل هزینه ها بر سایر بازیگران به خاطر اقداماتی است که نامطلوب به نظر می رسد. ارتش بریتانیا با ایجاد اطمینان در مورد اینکه فراری ها کشته خواهند شد انگیزه ای قوی را برای مشارکت نیروهای خود در پیشروی به سمت سنگرهای مستحکم آلمانی ها در طول جنگ جهانی اول فراهم کرد.

نکته کلیدی در مورد اثربخشی تمام موانع این است که باید منطقی باشند. مشکل اینجا است که اگر مدیریت این مانع برای گروه تهدید کننده، پرهزینه یا نامطلوب باشد آن مانع غیرمنطقی است. وقتی شرکت کینگ آو شِیوز (تحت مالکیت شرکت کِی اِم آی؛ با فروش سالانه ۹۰ میلیون دلار) وارد بازار ریش تراش بریتانیا شد شرکت ژیلت می توانست آن را با کاهش قیمت تهدید کند. اما آیا چنین تهدیدی منطقی بود؟ پس از ورود کینگ آو شِیوز، سهم بازار غالب ژیلت نشان می داد که کاهش قیمت، آسیب بیشتری به خود شرکت می زند تا رقبای آن.

سرمایه گذاری در ظرفیت بیش از حد می تواند ابزار موثری برای انصراف از ورود باشد. شرکت مونسانتو پیش از انقضای حق اختراع NutraSweet خود سرمایه گذاری سنگینی در ظرفیت غیر ضروری کارخانه انجام داد تا تولیدکنندگان آسپارتام ژنریک را منصرف کند. در مقابل، در زمینه دیسک های فشرده، عدم تمایل بنگاه های برتر (فیلیپس) برای سرمایه گذاری سنگین در ظرفیت جدید به منظور پاسخ به افزایش تقاضا، موجی از ورود شرکت های جدید را پدید آورد.

مفهوم بازدارندگی در نظریه بازی ها زمینه ای مهم را در روابط بین المللی ایجاد کرده است. مسابقه تسلیحات هسته ای بین آمریکا و سپس اتحاد شوروری بر اساس منطق “تخریب قطعی دوجانبه” بود. با اين وجود، توانایی بازدارندگی برای ایجاد یک تعادل پایدار و صلح آمیز به تمایل دشمنان برای بازدارندگی بستگی دارد. یکی از ضعف های اصلی “جنگ با تروریسم” جرج دابلیو بوش این بود که بازدارندگی، خطری برای تروریست های دارای انگیزه های ایدئولوژیک ندارد.

نمونه استراتژی نظریه بازی ها با نام معمای زندانی

بازی کلاسیک معمای زندانی شامل یک جفت مظنون گناهکار است که به صورت مجزا دستگیر و بازجویی شده اند. معما اینجا است که هر یک به دیگری خیانت کند در نهایت زندانی خواهد شد در صورتی که اگر هر دو ساکت بمانند به دلیل عدم وجود مدرک، آزاد می شوند.
این معما تقریباً در تمام شرایط رقابتی بروز می کند – همه با تبانی در موقعیت بهتری قرار می گیرند. رقابت بین کوکاکولا و پپسی در اوکراین را در نظر بگیرید که در آن هر یک این اختیار را دارند که سرمایه گذاری زیاد یا کمی بر روی تبلیغات انجام بدهند.

Game theory is the process of modeling the strategic interaction between two or more players in a situation containing set rules and outcomes. While used in a number of disciplines, game theory is most notably used as a tool within the study of economics.

نظریه بازی ها در خصوص معمای رندانی ها

بدیهی است که بهترین راه حل برای هر دو بنگاه این است که هزینه تبلیغات خود را کاهش بدهند (سلول بالا چپ). اما نتیجه عدم همکاری برای هر دو بنگاه، پذیرش بودجه های بزرگ است (پایین ترین سلول سمت راست)- به این دلیل که هر یک از بنگاه ها نگران هستند که رقیبی که به دنبال مزیت رقابتی است از طریق انتخاب یک بودجه تبلیغاتی عظیم با هر گونه محدودیتی مقابله خواهد کرد. انتخاب ماکزیمم- می نیمم به دست آمده استراتژی ها (هر یک از شرکت ها آن استراتژی را انتخاب می کند که حداقلِ عواید را حداکثر کند) یک تعادل نَش است: هیچ یک از بازیگران نمی تواند عواید خود را با یک تغییر یک جانبه در استراتژی افزایش بدهد. حتی اگر بتوانند تبانی کنند این تبانی به دلیل انگیزه های تقلب، ناپایدار خواهد بود، دقیقا همان مشکل همیشگی اوپک که در آن کشورهای عضو بر سر سهمیه ها توافق می کنند اما در ادامه بر سر آن تقلب می کنند.

بنگاه چگونه می توانند از این معمای زندانی خلاص شود؟

یکی از پاسخ ها تغییر یک بازی یک دوره ای (تک تراکنش) به یک بازی مکرر است. در مثال رقابت فوق در مورد تبلیغات، چشم انداز چند دوره ای به شرکت ها امکان می دهد تا عدم اثربخشی کمپین های تبلیغاتی را که فقط کمپین های دیگر را خنثی می کنند شناسایی کنند. در مورد روابط تأمین کننده و خریدار (که در آن تعادل عمومی، یک محصول بی کیفیت با قیمتی ارزان است) حرکت از یک تراکنش نقطه ای به یک رابطه فروشنده بلندمدت، انگیزه ارائه یک محصول با کیفیت تر را به تأمین کننده و انگیزه ارائه قیمتی که نشان دهنده کیفیت برتر است به خریدار می دهد.

راه حل دیگر، تغییر عواید از طریق بازدارندگی است. در معمای کلاسیک زندانی، مافیا با استفاده از انتقام های شدید به منظور پیشبرد “اصل سکوت” خود، تعادل را از سمت مظنونینی که هر دو اعتراف می کنند به این سمت می برد که هر دو مظنون ساکت بمانند. به طور مشابه، اگر کوکاکولا و پپسی، دیگری را با کاهش قیمت های تهاجمی تهدید می کردند و شرکت دیگر مزیت رقابتی را از طریق یک بودجه تبلیغاتی هنگفت جستجو می کرد، این کار می توانست تعادل را به سلول بالا سمت چپ منتقل کند.

نظریه بازی ها کوکا کولا و پپسی استراتژیک

بودجه تبلیغات کوکاکولا و پپسی: معمای زندانی

تعهد

بازدارندگی برای موثر بودن باید منطقی باشد بدین معنا که باید از طریق تعهد، پشتیبانی شود. تعهد مستلزم حذف اختیارات استراتژیک است: “مرتبط کردن سازمان با راهکار آتی”. وقتی هرنان کورتس در هنگام ورود به مکزیک در سال ۱۵۱۹ کشتی های خود را از بین برد با مونتزوما و افرادش گفتگو کرد به این دلیل که هیچ راه حلی برای پیروزی بر امپراتوری آزتک وجود نداشت. پس از آن که ایرباس تصمیم گرفت تا هواپیمای غول پیکر A380 را بسازد نشان دادن تعهد به پروژه حائز اهمیت بود. در طول سال ۲۰۰۰- ۲۰۰۲ ایرباس حتی پیش از مرحله طراحی سرمایه گذاری سنگینی بر روی تبلیغ هواپیما انجام داد تا خطوط هوایی را به سفارش دهی تشویق کند و بوئینگ از تولید یک هواپیمای رقیب منصرف شود.

این تعهدات به رقابت تهاجمی را می توان به عنوان تعهد سخت تعریف کرد. شرکت می تواند تعهداتی داشته باشد که رقابت را تعدیل کند؛ این تعهدات به عنوان تعهدات نرم نامیده می شود. برای مثال، اگر شرکتی به تحقق سطوح سودآوری هدف معین در سال پیش رو متعهد باشد این یک تعهد نرم است. تحقیقات برروی نظریه بازی ها نشان می دهد که در صورت انجام یک اقدام تهاجمی از سوی رقیب (نظیر کاهش قیمت)، شرکت به جای اولویت دادن به سودآوری از طریق پاسخ تهاجمی، به احتمال زیاد با آن اقدام منطبق می شود.

اینکه انواع مختلف تعهد چگونه می توانند بر سودآوری بنگاه تأثیر بگذارند به نوع بازی انجام شده بستگی دارد. در جایی که شرکت ها بر سر قیمت رقابت می کنند نظریه بازی ها نشان می دهد که آن ها تمایل دارند با تغییرات قیمتی شرکت دیگر انطباق پیدا کنند. بنابراین، در زمان تغییرات قیمت، تعهدات سخت (نظیر تعهد به کاهش قیمت) احتمالا تأثیری منفی و تعهدات نرم (نظیر تعهد به افزایش قیمت) تأثیری مثبت بر سود دارند.

در مقابل، جایی که شرکت ها بر سر خروجی رقابت می کنند نظریه بازی ها نشان می دهد که افزایش خروجی از سوی یک بنگاه منجر به کاهش خروجی از سوی بنگاه دیگر می شود. بنابراین در زمان تغییر کیفیت، تعهد سخت (مثل تعهد به ساخت کارخانجات جدید) احتمالاً تأثیری مثبت بر تعهد بنگاه به سودآوری خواهد داشت زیرا به نظر می رسد این کار از سوی سایر بنگاه ها که قیمت خود را کاهش می دهند انجام خواهد شد .

تغییر ساختار بازی

استراتژی های خلاقانه می توانند ساختار بازی رقابتی را تغییر دهند. ممکن است شرکتی به منظور افزایش پتانسیل سودآوری صنعت یا کسب سهم بیشتری از سود موجود به دنبال تغییر ساختار صنعتی باشد که در آن رقابت می کند. در نتیجه، ایجاد اتحاد و توافق با رقبا می تواند ارزش بازی را از طریق افزایش اندازه بازار و ایجاد قدرت مشترک در برابر تازه واردهای احتمالی افزایش بدهد. برای تبدیل بازی های برد-باخت (یا حتی باخت-باخت) به بازی های برد- برد فرصت های زیادی می تواند وجود داشته باشد.

برای مثال، در مورد جنگ مزایده بین نورفولک سوترن و سی اس ایکس بر سر کنترل حمل و نقل ریلی، یک راه حل مبتنی بر همکاری به دست آمد. وقتی این دو بنگاه برای همکاری در خرید و تفکیک حمل و نقل ریلی به توافق رسیدند این جنگ مزایده خاتمه یافت.

در برخی موارد، ممکن است ایجاد رقیب برای خود بنگاه مفید باشد. اینتل با ارائه مجوزهای تولید محصولات خود به اِی اِم دی، انحصار بالقوه خود بر روی ریزپردازنده های x86 را واگذار کرد. هرچند اینتل در حال ایجاد رقیب برای خود بود اما پذیرش چیپ های x86 از سوی تولیدکنندگان کامپیوتر (از جمله آی بی ام که درباره وابستگی بیش از حد به اینتل نگران بود) را تشویق می کرد. همان گونه که در مقالات دیگر در وبلاگ شریف استراتژی مشاهده خواهیم کرد، نبردهای استاندارد مستلزم واگذاری عمدی موقعیت های انحصاری بالقوه به رقبای اصلی است.

علامت دهی

واکنش های رقابتی به نحوه درک رقیب از اقدام رقیب خود بستگی دارد. عبارت علامت دهی برای توصیف انتقال گزینشی اطلاعات به رقبا (با مشتریان) استفاده می شود که برای تأثیرگذاری بر ادراک آن ها و در نتیجه برانگیختن یا جلوگیری از انواع واکنش های خاص طراحی می شود.

استفاده از اطلاعات نادرست در واحدهای اطلاعات نظامی به خوبی انجام می شود. کتاب عملیات فریب بن مک اینتایر توضیح می دهد که واحد اطلاعات نظامی بریتانیا چگونه از یک جسد ملبّس به عنوان یک تفنگدار دریایی استفاده می کند و اسناد سرّی ساختگی را منتقل می کند تا فرماندهی ارشد آلمانی ها را متقاعد کند که نیروهای متحد در یونان پیاده می شوند نه در سیسیل.

اعتبار تهدیدات

اعتبار تهدیدات کاملاً به شهرت بستگی دارد. هرچند تهدید رقبا پرهزینه است و سودآوری کوتاه مدت را کاهش می دهد اما استفاده از این تهدیدات می تواند اعتبار تهاجمی بودن را به همراه داشته باشد که در آینده رقبا را باز می دارد. مزایای ایجاد اعتبار برای تهاجمی بودن می تواند برای شرکت های سرمایه گذاری متنوع بسیار زیاد باشد زیرا این اعتبار را می توان از یک بازار به بازار دیگر منتقل کرد. بنابراین، جنگ های دامنه دار پروکتر اند گمبل بر سر سهم بازار در بخش پوشک های یکبار مصرف و پاک کننده های خانگی، اعتباری برای دوام این شرکت ایجاد کرده است که آن را از حملات رقبا در سایر بازارها مصون می دارد.

از سیگنال دهی می توان برای بیان تمایل به همکاری نیز استفاده کرد. اعلام قیمت می تواند تبانی قیمتی میان بنگاه ها را تسهیل کند.

آیا نظریه بازی ها در مدیریت استراتژیک مفید است؟

ارزش نظریه بازی ها برای مدیریت استراتژیک، بحث های هیجان انگیزی را به وجود آورده است. به اعتقاد اقتصاددانان این موضوع، متناقض به نظر می رسد و همانظور که آنها بیان میدارند، به نظر آن ها نظریه بازی ها، نظریه استراتژی است. مزیت اصلی نظریه بازی ها دقت آن است. در اقتصاد خرد، انقلاب نظریه بازی در ۴۰ سال گذشته، مبنای نظری بسیار قوی تری برای تحلیل بازارها و رفتار بنگاه ایجاد کرده است.

اما ارزش این دقت ریاضی، قابلیت اجرای آن را در شرایط دنیای واقعی محدود کرده است. نظریه بازی ها پیش بینی های روشنی در شرایط بسیار خاص ارائه می کند از جمله چند متغیر خارجی و فرضیات محدودکننده. نتیجه، مجموعه نظریات پیچیده ریاضی است که فاقد مفروضات غیرواقعی، فاقد عمومیت و تحلیل شرایط پویا از طریق ترتیبی از تعادل های استاتیک است.

نظریه بازی ها در صورت به کارگیری در شرایط پیچیده تر (و واقعی تر) اغلب یا منجر به عدم تعادل می شود یا تعادل چندگانه و نتایجی را ایجاد می کند که نسبت به تغییرات کم در مفروضات اولیه بسیار حساس هستند. به طور کلی، نظریه بازی ها برای این ایجاد نشده است که امکان مدل سازی شرایط تجاری واقعی را با سطحی از جزئیات برای ما فراهم کند که بتواند پیش بینی های دقیقی ارائه کند.

کاربرد نظریه بازی ها در اقتصاد چیست؟

نظریه بازی ها در کاربردهای تجربی خود در تبیین گذشته بهتر عمل می کند تا پیش بینی آینده. نظریه بازی ها در تشخیص سلطه نینتندو بر صنعت بازی های ویدئویی در دهه ۱۹۸۰، تلاش های شرکت مونسانتو برای استمرار رهبری بازار نوتراسوئیت پس از انقضای حق اختراعات آن یا تغییر رهبری بازار از بوئینگ به ایرباس، اطلاعات مهمی در زمینه وضعیت رقابتی و درک عمیقی از منطق پشت استراتژی های به کارگرفته شده ارائه می کند

. با اين وجود، تأثیر نظریه بازی ها در پیش بینی نتایج و طراحی استراتژی بسیار کمتر بوده است بنحوی که استفاده دولت آمریکا و دولت های اروپایی از نظریه بازی ها برای طراحی مزایدات مربوط به طیف های بی سیم، نتایج نامطلوب و غیرمنتظره ای را ایجاد کرد.

پس نظریه بازی در کجا می تواند ما را در طراحی استراتژی های موفق یاری کند؟

همچون تمام نظریات و چارچوب های ما نظریه بازی ها مفید است، نه به این دلیل که به ما پاسخ می دهد بلکه به خاطر این که می تواند ما را در درک شرایط کسب و کار کمک کند. نظریه بازی ها مجموعه ای از ابزارها را فراهم می کند که امکان ساختاردهی دیدگاه ما درباره تعامل رقابتی را فراهم می کند.

ما با شناسایی بازیگران یک بازی، گزینه های تصمیم گیری در دسترس هر یک و نتایج هر ترکیبی از تصمیمات، دارای یک چارچوب سیستماتیک برای بررسی پویایی رقابت هستیم. از آن مهم تر، با توصیف ساختار بازی در حال انجام، مبنایی برای پیشنهاد روش های تغییر بازی و بررسی نتایج احتمالی این تغییرات در اختیار داریم.

نتایج استفاده از نظریه بازی ها چیست؟

  • در شرایط رقابتی، نظریه بازی ها می تواند به شما یاد دهد که چگونه باهوش تر تصمیم بگیرید
  • در شرایط تعاملی، نظریه بازی ها به شما یاد می دهد که چگونه عادلانه تصمیم بگیرید.
  • البته نظریه بازی ها نمی تواند رفتارهای انسانی را با دقت ۱۰۰% بیان کند. با توجه به شرایط مختلف، شما ممکن است تصمیماتی اتخاذ کنید که متفاوت یا حتی مخالف پیشنهادات نظریه بازی ها باشد.
  • با این حال دانش مناسبی از رفتارهای انسانی ارایه می ده
  • قوانین آن بازی برای همه شناخته شده است و فرض بر این است که همگی منطقی بازی می کنند.

استفاده از نظریه بازی ها در تعاملات روزمره

نظریه بازی‌ ها در زندگی واقعی به عوامل متعددی بستگی دارد. حتی اگر از فرمول‌های ریاضی برای محاسبه‌ی خروجی‌های بازی استفاده شود در زندگی واقعی به یک حس مشترک و درک این حس نیاز است. به عنوان نمونه در مثال معمای زندانی، ممکن است این دو زندانی چند سال بعد دوباره خود را در یک شرایط مشابه در دادگاهی برای پرونده‌ی سرقت ببینند. با توجه به شیوه‌ای که بار اول به آن عمل کرده‌اند، احتمال این که این دفعه چگونه عمل کنند تغییر خواهد کرد، به ویژه اگر این دفعه بخواهند تلاش کنند که اشتباهاتی که دفعه‌ی قبل انجام داده‌اند را تکرار نکنند.

مقالات دیگر را بخوانید: نقشه استراتژی چیست؟

به همین ترتیب، در تفکر درباره‌ی کسب‌وکارها، به عنوان مثال صنعت حمل و نقل هوایی، می‌توانیم از مدل‌های مختلفی استفاده کنیم. اما این مدل‌ها نسبت به تغییرات قیمت و عکس العمل‌های رقابتی میان شرکت‌های هواپیمایی محدودیت دارند. در چنین مواقعی می‌توانیم احتمالات اضافه‌ی دیگری را نیز با استفاده از نظریه بازی‌ ها مدل کنیم؛ احتمالاتی نظیر ورود شرکت‌های هواپیمایی جدید به بازار (با قیمت‌های پایین‌تر)، تغییر تصمیم مشتریان برای انتخاب روش سفر (استفاده از قطار و …) و یا فعالیت‌های ضدرقابتی و استفاده از تاکتیک‌های جنگ قیمتی توسط شرکت‌های هواپیمایی.

 نتیجه گیری

نظریه بازی ها به پیشرفت سریع خود ادامه می دهد و هرچند راهی طولانی برای ارائه مبنای نظری اصلی برای مدیریت استراتژیک پیش رو دارد اما از آن در جاهای مختلف مقالات مربوط به اجرای استراتژی استفاده می کنیم خصوصاً در بررسی پویایی رقابتی در بازارهای بسیار متمرکز. اما تأکید ما در تدوين استراتژي کمتر بر دستیابی به مزیت از طریق تأثیرگذاری بر رفتار رقبا و بیشتر بر تبدیل بازی های رقابتی از طریق ایجاد موقعیت مزیت رقابتی یک جانبه است. شرایط بازار رقابتی که با آن مواجه خواهیم بود عمدتاً با شرایط در نظر گرفته شده در نظریه بازی  ها متفاوت است.

نظریه بازی ها عموماً با شرایط رقابتی سر و کار دارد که بازیگران بسیار شبیه به هم دارد که در آن هر یک دارای طیف مشابهی از اختیارات استراتژیک است (که معمولاً با تغییرات قیمت، بودجه تبلیغات، تصمیمات ظرفیت و معرفی محصولات جدید مرتبط است). نتیجه این بازی ها کاملاً به ترتیب حرکات، سیگنال ها، بلوف ها و تهدیدها بستگی دارد. تأکید ما کمتر بر مدیریت تعاملات رقابتی و بیشتر بر ظهور مزيت رقابتي از طریق استفاده از یکتایی است.

 

Game Theory Definition

Game Theory (Stanford Encyclopedia of Philosophy)

What is Game Theory? – David K. Levine

۵ Types of Games in Game Theory (With Diagram)

Game Theory in Economics and Beyond

شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت ها وجود دارد. بنابراین، هدف این مطالعه ارائه یک بینش تجربی به منظور نحوه رواج و اثربخشی شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک است.

حسابداری مدیریت استراتژیک چیست؟ نقش حسابداری مدیریت استراتژیک بر حاکمیت شرکتی

استفاده از شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک باعث افزایش تمرکز بر روی مسئولیت پذیری، بهره وری و اثربخشی و بهبود راهبری شرکتی میشود. از این رو، شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک روشی نوین محسوب شده و به منظور کمک به عملکرد بهتر شرکت ها توسعه داده شده اند. با این حال، با وجود حمایت از شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک شواهد تجربی کمی پیرامون نحوه رواج و موفقیت شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت ها وجود دارد. بنابراین، هدف این مطالعه ارائه یک بینش تجربی به منظور  نحوه رواج و اثربخشی شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک است.

مقدمه ای برای حسابداری مدیریت استراتژیک

در متمرکز کردن رواج چنین شیوه هایی، هدف اولیه از مطالعه، بررسی میزان استفاده سازمانهای مختلف، از شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک نوین است. در حالی که سازمان ها تمایل به تمرکز بر روی استفاده از شیوه های حسابداری مدیریت سنتی دارند، تعدادی از محققان به سودمندی بالقوه شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک نوین در دستیابی به بهبود نظام شرکتی اشاره کرده اند.

این مطالعه ارزیابی اثربخشی شیوه های حسابداری مدیریت با تمرکز بر تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک را مورد بررسی قرار داده است، همچنین در این مقاله اثر پذیری آن ها از ویژگی های راهبری شرکتی مورد بررسی قرار می گیرد. با توجه به تمایل سازمان ها برای ارتقاء وضع کنونی، کاربرد شیوه های حسابداری مدیریت سنتی توانایی سازمان ها را برای انجام دادن تغییرات محدود می سازد.

بطور معمول، کاربرد شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک نوین سازمان ها را بوسیله معرفی طرح هایی که افزایش فعالیت های ارزش افزوده و یا حذف فعالیت های فاقد ارزش افزوده را ارتقاء می دهد، کمک می کند. چنین طرح هایی ممکن است سازمان ها را بیدرنگ به انجام تغییرات مناسب در ساختار، سیستم، بازارهای هدف و ارائه و خدمات بهتر معطوف کند؛

استفاده از شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک همچنین می تواند سازمان ها را در مدیریت هزینه ها به طور موثر و بهبود بهره وری و اثربخشی عملیاتشان کمک کند. با وجود پتانسیل برای شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک نوین برای ایجاد تغییر و بهبود عملکرد، فقدان پژوهش های تجربی این چنینی در این زمینه وجود دارد. از این رو، با توجه به کمبود مطالعات و یافته های متناقض در رابطه با تاثیر شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک و حاکمیت شرکتی، هدف دوم از نگارش این مقاله، بررسی ارتباط بین استفاده از شیوه های حسابداری مدیریت استراتژیک از قرار تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک و ویژگی های راهبری شرکتی در شرکت های پذیرفته و اینکه راهبری شرکتی چه تاثیری بر حسابداری مدیریت استراتژیک دارد می باشد.

مروری بر تاریخچه حسابداری مدیریت استراتژیک

در گذشته نقش حسابداران مدیریت سنتی به ارائه اطلاعات مفید برای تصمیم گیری محدود شده بود، ولی مطالعات اخیر نشان می دهد که حسابداران مدیریت معاصر جزء جدایی ناپذیری از فرآیند تصمیم گیری استراتژیک هستند. همکاری حسابداری مدیریت در راستای توسعه استراتژی های کسب و کار در حسابداری مدیریت استراتژیک انعکاس یافته و هدف آن غلبه یافتن در رقابت با شرکت های رقیب است. به شکلی که می تواند باعث حفظ و توسعه فرآیند کسب و کار شرکت ها گردد.

به عبارت دیگر، حسابداری مدیریت استراتژیک باعث ارتباط تمام فعالیت های شرکت با استراتژی کلان کسب و کار شده و موجب افزایش رقابت پذیری شرکت می شود. بازنگری در شیوه های حسابداری مدیریت، تکنیک های نوین متنوعی در زمینه های هزینه یابی، تصمیم گیری استراتژیک، کنترل و مدیریت عملکرد استراتژیک، ارزیابی رقبا و مشتریان را به وجود آورده است.

به موازات توسعه سطح  تکنیک های منحصر به فرد حسابداری مدیریت، اصطلاح جدید  “حسابداری مدیریت استراتژیک” معرفی شده است. در حالت کلی حسابداری مدیریت استراتژیک فرآیند شناسایی، جمع آوری، انتخاب و تجزيه و تحليل داده های حسابداری برای کمک به تیم مدیریت جهت تصمیم گیری استراتژیک و ارزیابی اثربخشی سازمانی می باشد.

بیشتر بخوانید: استراتژی تجاری یکی از عوامل مؤثر بر کارایی سرمایه گذاری

سیستم های حسابداری مدیریت استراتژیک شیوه ها و تکنیک هایی هستند که به تازگی به عنوان وسیله ای برای غلبه بر محدودیت های روش حسابداری مدیریت سنتی در برخورد با مسائل استراتژیک ارائه شده اند. حسابداری مدیریت استراتژیک، یک مفهوم یکپارچه و جهانی است که از چندین جنبه قابل بررسی است به عنوان مثال رویکرد بازاریابی، جهت گیری آینده، دیدگاه رقبا، جنبه های غیر مالی و مدیریت کیفیت جامع را شامل میشود.

حسابداری مدیریت استراتژیک با استفاده از یک سری تکنیک ها ارزیابی می شود. در راستای تحقق استفاده از تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک، دو شرط از مفهوم استراتژی باید تحقق یابد. شرط اول چارچوب زمانی بلند مدت و آینده گرا بودن است و شرط دوم، داشتن چشم انداز متمرکز خارجی (برونگرا) است.

استفاده از تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک

استفاده از تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک در پنج گروه طبقه بندی می گردد: هزینه، برنامه ریزی، کنترل و اندازه گیری عملکرد، تصمیم گیری استراتژیک حسابداری رقابتی و حسابداری مشتری. همچنين از جنبه های مشارکت، مشارکت شرکت ها یک عامل مهم مدیریت استراتژیک محسوب می شود و حسابداران مدیریت استراتژیک به عنوان ارائه دهندگان اطلاعات دیده می شوند. به عبارت دیگر آن ها بازیگران فعال این بازی هستند.

در چارچوب نظام راهبری، حاکمیت شرکتی توسط ویژگی ها و فعالیت های هیئت مدیره و مدیران موظف در اداره امور شرکت ها به نمایندگی از حاکمیت استراتژیک پشتیبانی شده و توسط تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک ارائه شده است. این نظام نشان می دهد که تعادل حاکمیت شرکتی و حسابداری مدیریت استراتژیک در انطباق با عملکرد بالا و مدیریت کسب و کار بهتر کار میکند. طبق نظریه هیئت استانداردهای حسابداری مالی عمده ترین ویژگی های حاکمیت شرکت عبارتند از استقلال هیئت مدیره و کمیته حسابرس، مالکان نهادی و هیئت مدیره فعال که در ادامه تشریح می شود.

در حسابداری مدیریت، بودجه‌بندی برای کنترل تولید و عملیات‌های تولید آینده انجام می‌گیرد. اگرچه از حسابداری مدیریت ‌می‌توان برای سایر صنایع استفاده کرد ولی اغلب در یک محیط تولید محور و قابل‌سنجش به کار می‌رود. فرایند بودجه‌بندی به آمار و ارقام تولید در گذشته، هزینه‌های مواد اولیه، هزینه‌های نیروی کار و متوسط ساعاتی که از نیروی کار برای انجام وظایف و فرایندهای خاص استفاده می‌گردد. این بودجه پس‌ازآن به‌عنوان یک ابزار اندازه‌گیری استفاده می‌شود. تحلیل واریانس برای اطمینان از پایبندی به بودجه و ارائه اطلاعات لازم برای اصلاح هرگونه انحراف احتمالی به‌کار می‌رود.

مالكان نهادی و حسابداری مدیریت استراتژیك

یکی از مهم ترین بازیگران نظام حاکمیت شرکتی، سهامداران می باشند، زیرا آن ها تأمین کنندگان سرمایه شرکت ها هستند و حفظ اعتماد آنان از اهمیت زیادی برخوردار است. سهامداران با انتخاب اعضای هیئت مدیره، به طور غیر مستقیم در تصمیم گیری  های  شرکت نقش ایفا می کنند و سهامداران نهادی و عمده  با توجه به اینکه قادر به انتخاب یک یا چند عضو هیئت مدیره هستند می توانند در کاهش هزینه های  نمایندگی موثر واقع شوند. سرمایه گذاران نهادی با توجه به مالکیت بخش درخور توجهی از سهام شرکت  ها، دارای نفوذ قابل ملاحظه ای بر آنها هستند؛ ضمن آنکه محرک هایی برای  نظارت بر رویه های شرکت ها و استفاده از تکنیک ها شامل رویه های حسابداری دارند.

وجود مالکان نهادی منجر به استفاده بیشتر از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک نسبت به دیگر مکانیسم های راهبری شرکتی می شود. مالکان نهادی بزرگترین گروه از سهامداران را تشکیل  می دهند و نقش  آنها در نظارت  بر رویه های اتخاذ شده از سوی مدیران از اهمیت بالایی برخورداراست و انتظار می رود حضور این مالکان در ترکیب سهامداران بر رویه های شرکت و استفاده از تکنیک های حسابداری مؤثر باشد. پس ده  نظر می رسد کده استفاده از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت های با مالکیت نهادی بالا بیشتر از شرکت های با مالکیت نهادی پایین باشد.

 استقلال هیئت مدیره و حسابداری مدیریت استراتژیک

مطالعاتی که به بررسی نقش هیئت مدیره پرداخته اند، نشان می دهند استقلال هیئت مدیره یکی از ویژگی های مهم اثر بخشی این هیئت است. چراکه مشخص شده استقلال هیئت مدیره با احتمال کمتر تقبلات مالی در ارتباط است. انتصاب رئیس هیئت مدیره غیرموظف این اطمینان را می دهد که مسائل مهم مرتبط با منافع سهامداران به صورت کامل در جلسات هیئت مدیره پوشش داده می شوند. همچین تئوری و نظریه نمایندگی و فرضیه مباشرت (نظارت) نشان می دهند زمانی که در یک شرکت از حسابداری مدیریت استراتژیک استفاده می گردد، استقلال هیئت مدیره و ویژگی های حاکمیت شرکتی فعال تر و دوگانگی وظیفه مدیرعامل کمرنگ تر می باشند.

مدیران مستقل می توانند با درک درست نقش نظارتی راهبری خود، سلامت مالی بنگاه را به ارمغان آورده و مانع تضاد منافع بین بازیگران نظام حاکمیت شرکتی شوند. مدیران مستقل می توانند با درک درست نقش نظارتی راهبری خود، سلامت مالی بنگاه را به ارمغان آورده و مانع تضاد منافع بین بازیگران نظام حاکمیت شرکتی شوند. از آنجا که تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک تأثير به سزائی بر انسجام هیئت مدیره دارد و شهرت مدیران مستقل را تحت الشعاع قرار می  دهد، انتظار می رود میزان استقلال هیئت مدیره ارتباط مثبت با تصمیم گیری استراتژیک شرکت ها داشته باشد. پس به نظر می رسد که استفاده از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت های با استقلال هیئت مدیره بالا بیشتر از شرکت های با استقلال هیئت مدیره پایین باشد.

حسابداری مدیریت استراتژیک با استفاده از یک سری تکنیک ها ارزیابی می شود. در راستای تحقق استفاده از تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک، دو شرط از مفهوم استراتژی باید تحقق یابد.

 هیئت مدیره فعال و حسابداری مدیریت استراتژیک

اگر هیئت مدیره بتواند حد معقولی را در برگزاری جلسات هیئت مدیره تعیین کند، این امر حاکی از فعالیت بالای اعضای هیئت مدیره می باشد. البته بسته به محیط و شرایط شرکت، این جلسات می تواند منافع اقتصادی را با توجه به تئوری نمایندگی در آینده کسب نماید. آدامز و همکاران  بیان می کنند هنگامی که هیئت مدیره جلسات بیشتری برگزار می کند، ارزش شرکت افزایش می یابد. وافياس معتقد است افزایش تعداد جلسات هیئت مدیره پس از عملکرد ضعيف شرکت، باعث می گردد برگشت از عملکرد بد سریع اتفاق افتد. همچنين تيراچی وساپاتيف بیان می کنند که هیئت مدیره های فعال، از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک استفاده بیشتری می نمایند. پس به نظر می رسد که استفاده از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت های با فعالیت هیئت مدیره بالا بیشتر از شرکت های با فعالیت هیئت مدیره پایین باشد.

حسابداری مدیریت استراتژیک چیست؟

حسابداری مدیریت استراتژیک شامل ارزیابی اطلاعات خارجی در مورد رقبا در بازار، سیاست های سیاسی / پولی که بر بازار تاثیر می گذارد، روند فعلی قیمت ها، سهم و هزینه ها را شامل می شود. نتیجه این ارزیابی سپس بر منابع موجود شرکت تمرکز می شود. بنابراین، مدیریت می تواند پاسخ های مورد نیاز سازمان را به منظور بالا بردن در بازار تعیین کند.

در انجام این تحلیل، مدیریت سه عنصر اساسی را برای بازی به ارمغان می آورد:

  1. کیفیت
  2. هزینه
  3. زما ن

شرکت ها ارزش گذاری نسبی و اهمیت این سه عامل را بر مشتریان و کل بازار ارزیابی می کنند و راه های استراتژیک اقدامات را برای قرار دادن آنها در بالای مسابقات به دست می آورند. این کار به طور موثر با استفاده از تجزیه و تحلیل رفتاری، فنی و فرهنگی انجام می شود که اطلاعات و اقداماتی را که شرکت می بایست برای ضرب و شتم رقابت ها فراهم آورد. برنامه ریزی استراتژیک و تجزیه و تحلیل SWOT، دو ابزار شناخته شده برای کمک به این فرایند هستند.

برنامه ریزی استراتژیک و تجزیه و تحلیل SWOT دو ابزار شناخته شده برای کمک به این روند است. نقش حسابداران مدیریت می تواند شامل تهیه و به روز رسانی چنین ابزارهایی باشد. حسابداری مدیریت استراتژیک جزء اصلی کل مهارت های پایه حسابدار حرفه ای امروز است.

بیشتر بخوانید: هوشمند سازی سازمان چیست و سازمان هوشمند چه ویژگی هایی دارد؟

این موضوع نقش حسابدار مدیریت استراتژیک را در سازمان های پویا در محیط کسب و کار جهانی بررسی می کند. در این نقش، حسابدار حرفه ای با تیم مدیریت این سازمان مشارکت می کند و به توسعه و پیاده سازی استراتژی با هدف ایجاد ارزش مشتری و سهامداران و موقعیت رقابتی قوی برای سازمان کمک می کند. این موضوع ابزار حسابداری مدیریتی و تکنیک های تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش و مدیریت پروژه است که در محیط عملیاتی معاصر به طور فزاینده ای اهمیت می یابد.

استقلال کمیته حسابرسی و حسابداری مدیریت استراتژیک

تماس های کمیته حسابرسی با حسابرسان، اطلاعات به موقع پیرامون وضعیت مالی شرکت و نیز اطلاعات لازم برای ارزیابی کارایی و درستکاری مدیریت را در اختیار هیئت مدیره شرکت قرار می دهد. در واقع کمیته حسابرسی مسئول نظارت بر راهبری شرکتی، فرایند گزارشگری مالی، ساختار کنترل داخلی عملکرد حسابرسی داخلی و فعالیت های حسابرسان مستقل در ترکیب کمیته است و به نیابت از هیئت مدیره و از طریق اطمینان بخشی نسبت به پاسخگویی شرکت، از سرمایه گذاران حمایت می کند. تيراچی وساپاتیف بیان می کنند که با وجود اعضای مستقل در کمیته حسابرسی، استفاده از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک افزایش می یابد. پس به نظر می رسد که استفاده از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک در شرکت های با استقلال کمیته حسابرسی بالا بیشتر از شرکت های با استقلال کميته حسابرسی پایین باشد.

خلاصه ای بر حسابداری مدیریت استراتژیک

حسابداری مدیریت استراتژیک از جمله سامانه هایی است که در عصر حاضر با تغییرات بوجود آمده در محیط کسب و کار کنونی، می تواند با استفاده از مشارکت شرکت ها در سیستم حسابداری مدیریت، به تصمیم گیری مدیران مالی در زنجیره ی ارزش کمک رساند، ولی متاسفانه علی رغم گذر زمان هنوز هم تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک برای مدیران مالی ناشناخته مانده و منجر شده تا  مشارکت شرکت ها در تصمیم گیری های استراتژیک کاهش یابد.

هدف از این مقاله بررسی نقش راهبری شرکتی در حسابداری مدیریت استراتژیک بود. شواهد پژوهش های انجام شده حاکی از آن است شرکت هایی که مالکان نهادی فعال و استقلال بالا در کمیته حسابرسی دارند، بیش از دیگر شرکت ها از تکنیک های حسابداری مدیریت استراتژیک استفاده نموده اند. به عبارت دیگر، نتایج پژوهش ها بیانگر آن است که وجود مالکان نهادی و اعضای مستقل در کمیته حسابرسی، منجر به استفاده کارآمد از تکنیک های حسابداری می گردد. علاوه براین نتایج پژوهش ها حاکی از آن است که وجود اعضای غیر موظف در کمیته حسابرسی، بیش از سایر مکانیسم های راهبری شرکتی، منجر به استفاده از تکنیک حسابداری مدیریت استراتژیک می شود.

جهت ارتقای سطح کیفی مقالات میتوانید نظرات خود را در پایان صفحه درج نمایید؛ همچنین برای آشنایی بیشتر با مبحثحسابداری مدیریت استراتژیک میتوانید به لینک مقالات خارجی و وبلاگ شریف استراتژی مراجعه نمایید. 

 

ایده سیاست استراتژیک تجاری از کیست و چهه کسی آن را مطرح کرد؟

ایده سیاست استراتژیک تجاری از کجا شروع شد؟ نقش سیاست استراتژیک تجاری در کشورهای توسعه یافته

سیاست استراتژیک تجاری از جمله سیاست هایی است که در تئوری های جدید تجارت مطرح شده و در شرايط اليگویولی و محصولات دارای تکنولوژی پیشرفته قابل تبیین است و مقصود مداخله دولت در تجارت است که با گزینش بخش های استراتژیک از طریق ابزارهای سیاسی به حمایت از آنها برای توسعه صادرات می پردازند. کشورهای در حال توسعه که تجارتشان بر اساس مزیت نسبی شکل گرفته می توانند با به کارگیری سیاست استراتژیک تجاری به خلق مزیت و توسعه صادرات بپردازند. در این مقاله با مروری بر سیر تحول تئوریهای تجارت ، ارگان، ضوابط و ابزارهای سیاست استراتژیک تجاری که مبتنی بر تئوری های جدید تجارت است، بخش هایی از این تئوری های جدید که مرتبط با کشورهای در حال توسعه است مورد بررسی قرار می گیرند و در انتها با توجه به تجربه کره جنوبی درس هایی برای ایران بیان خواهد شد.

نقش تجارت و سیاست استراتژیک تجاری در توسعه

 پرسش پیرامون نقش تجارت و سیاست استراتژیک تجاری در توسعه به طور اعم و توسعه صنعتی و تکنولوژی به طور اخص، بیانگر یک تاثیر عمده بر روی تصمیم های ایجاد شده پیرامون سیاست کلان اقتصادی و انتخاب استراتژی توسعه در کشورهای در حال توسعه می باشد. یکی از حوزه هایی که این تاثیر در آن آشکار شده است، مباحث بین استراتژی جایگزینی واردات و استراتژی توسعه صنعتی مبتنی بر صادرات است که بر اساس دو نحله فکری ساختارگرایان و نئوکلاسیکهاست، می باشد.

یکی از نتایج مباحثات میان این دو نحله فکری این است که فرضیه بنیادینی که استراتژی جایگزینی واردات و استراتژی توسعه صنعتی شدن مبتنی بر صادرات را لزوما رقیب یکدیگر می پندارد افراط گرایانه می باشد و در سالهای اخیر تفکیک این دو نوع استراتژی توسعه صنعتی هم از نظر تجربی و هم از نظر روش شناسی مورد تردید واقع شده است. در حال حاضر آشکار شده است که برخی طرح ها و موضوعات در هر دو رویکرد قابل اجرا هستند و تجارب به دست آمده نشان دهنده این است که این دو نوع استراتژی قایل تلفیق می باشند و می توانند تقویت کننده یکدیگر باشند

توسعه صنعتی و تکنولوژی

در حقیقت چالش اساسی ترکیب سیاست های جایگزینی واردات و توسعه صادرات است که هدف از آن حداکثر کردن منافع ناشی از تقاضای داخلی افزایش یافته و تحریک انگیختن) اثر بخش و کارای سیاستهای جایگزینی واردات و جهت گیری صادرات افزایش یافته بر مبنای رشد توانمندی های تکنولوژیکی می باشد. این مباحث منجر به طرح سوال نقش سیاست استراتژیک تجاری در توسعه صنعتی و تکنولوژی می گردد.

حال این سوال مطرح می شود که آیا تحولات رخ داده در تئوری های تجارت می تواند به کشورهای در حال توسعه کمک شایانی بنماید؟ برای پاسخگویی به این سوال اساسی می بایست سیر تحول تنتور های تجارت و ارکان، ضوابط و ابزارهای ارائه شده در تلوری های جدید مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان ، ملاحظات پستی و تکنولوژیکی در تدوین سیاست های تجاری کشورهای در حال توسعه تبیین گردد

مقاله ها و تئوری های مربوط به سیاست تجاری

سیر تحول تئوری های تجارت پایه گذاران تئوری های سنتی افرادی همچون ریکاردو پایه کار تئوری مزیت نسبی، هابرلر پایه گذار تئوری هزینه فرصت و مزیت نسبی، استالپر – ساموئلسن پایه گذار تئوری برابری عوامل و هکچر اوهلین پایه گذار تئوری نسبت (سهم) عوامل می باشند. تئوری های سنتی تجارت هم از نظر روش شناسی و هم از نظر تجربی مورد سوال و انتقاد واقع شده اند. منتقدانی که بر مسایل روش شناسی مدل های سنتی تاکید کرده اند عمدتا در چارچوب غير نئوکلاسیک هستند از قبیل تنوری تکاملی) این در حالی است که منتقدینی که اعتبار تجربی مدلهای سنتی را زیر سوال برده اند هم در چارچوب نئوکلاسیک و هم در خارج از چارچوب فلو کلاسیک هستند.

رویکرد به کار گرفته شده توسط منتقدان درون چارچوب و تحلیل نتایج و مسایل تجاری رفتار بنگاههای مشغول به کار در شرایط عدم تحقق ایده آل رقابت کامل است (رقابت انحصاری، رقابت ناقص، وجود بازده فزاینده ناشی از مقیاس). این دسته از منتقدان تلاش نموده اند فرضیات اساسی تئوری های سنتی را حفظ نمایند. دسته دیگری از منتقدان درون چارچوب تلاش نموده اند الگوهای تجارت تعادلی با تغيير تکنولوژیکی درونزا و رقابت انحصاری در ورودی های واسطه ای نوآور تدوین نمایند.

ارتباط بین تئوری های تجارت و سازمان صنعتی

طرح این مباحث انتقادی موجب ایجاد ارتباط بین تئوری های تجارت و سازمان صنعتی شد که این ادبیات دارای دو خط سیر اصلی است. مدل سازی نقش صرفه های ناشی از مقیاس و تحلیل ساختارهای بازار با محوریت رقابت ناقص، رویکرد انتقادهای خارج از چارچوب نئوکلاسیک، عمدتا بر مبنای ارائه پویایی های توانمندی های بنگاه و تغییر تکنولوژیکی است. مشکل اساسی در تحلیل های انجام شده در چارچوب تعادل، فرض وجود مکانیزم های تعدیل مبتنی بر قیمت و با کمیت است که شفاف شدن تمام بازارها و محفل شدن تعادل در این حالت را تضمین می نماید. وقتی که خصیصه های اساسی تغییر نکنولوژیک از قبیل عدم قطعیت در نظر گرفته شوند، فرضیات مبتنی بر وجود عامل های حداکثر کننده بیانگر تصویر ناقصی از رفتار عمومی عامل ها می شود.

تلاش های انجام شده برای رفع این نقیصه منجر شده است به خط فکری مبتنی بر تنوری تکاملی که بر اساس آن بنگاههای با تکنولوژی ها و خصوصیات سازمانی متفاوت در شرایط عدم تعادل، تعامل می کنند و این موضوع باعث شده است که جنبه های ضروری رقابت شومپيتری برجسته شوند (به خصوص تنوع ویژگی ها و تجارب بنگاهها و تعاملات انباشتی ناشی از این تنوعها)

محققان این خط فکری را به سه دسته تقسیم نموده اند پست کینزین ها از قبیل (پوسنر، ورنونه، کلدر) و ساختار گرایان در اقتصاد توسعه (مثل مکتب وابستگی) و مکتب تاریخی. همچنین بسیاری از تحقیقات مدیریتی که بر توانمندی های در سطح بنگاه تمرکز داشته اند در این رویکرد می گنجند مانند پورتر.

مطالعاتی که در چارچوب این رویکرد انجام شده، در چند زمینه توافق دارند: اول اینکه تفاوتهای بین المللی در سطوح تکنولوژی و توانمندی های نوآورانه در توضیح و توجیه جریانات تجاری و درآمد کشورها نقش مهمی دارند. دوم اینکه مکانیزم های تعادل عمومی بین المللی و تعدیل های درون بخشی نسبتا ضعیف هستند و سوم اینکه تکنولوژی، کالایی آزاد نیست و چهارم اینکه الگوهای تخصصی معرفی شده در تجارت بین الملل در بلند مدت با مسایل پویایی مواجه هستند.

سوالاتی که توسط این محققان بدان پرداخته شده عمدتا در ارتباط با علل توسعه صنعتی و رشد، ارتباط بین این فرایندها و پایه های خرد آنها و همچنین در ارتباط با درک انتقال مداوم و تغییر ساختار های صنعت جهانی است. تئوری تکاملی تغییر اقتصادی تلاش کرده است تا تئوری رسمی درباره فعالیت اقتصادی ناشی از نوآوری صنعتی (سازگار با دیدگاه شومپیتر) ارائه کند و به دنبال این است که تغییر تکنولوژیک (ماهیت و منابع آن و همین طور اثرات آن در سطح خرد و کلان را خوب درک نماید)

مدل های مبتنی بر تئوری تکاملی

مدل های مبتنی بر تئوری تکاملی درجه های گوناگون تغییر اقتصادی از قبیل واکنش های بنگاه ها به شرایط بازار، رشد اقتصادی و رقابت از طریق نوآوری تاکید دارند. نسخه ای از تئوری تکاملی که توسط دانشمندان ارائه گردیده تلاش می نماید با نقد پایه های اساسی نئو کلاسیک، مدلی را برای بنگاه ایجاد نماید که بنگاه در عین برخورداری از توانمندی ها و قواعد تصميم معين و مجموعه گزینه های انتخابی که در آن هدف اصلی دنبال می شود، به صورت برونزرا و معین نباشند در واقع دغدغه اصلی این تئوری، فرایند پویایی است که توسط آن الگوهای رفتاری بنگاه و نتایج بازار به طور مشترک در طول زمان تعیین می شوند. این تئوری با تمرکر برسه ویژگی مرتبط با هم یک بنگاه، ارائه شده است که عبارت است از: استراتژی بنگاه، ساختار بنگاه و توانمندی های کلیدی بنگاه

تا چند دهه پیش، سیاست‌های تجاری حاکم بر تجارت بین المللی، از مزیت‌های‌ نسبی و مطلق در بازرگانی نشأت می‌گرفت. برمبنای این نظریه،هر کشوری براساس‌ وفور منابع طبیعی در تولید و صادرات کالا یا کالاهایی تخصص می‌یافت. نتیجه آنکه‌ کشورهای در حال توسعه به لحاظ وفور منابع طبیعی و نیروی انسانی ارزان می‌بایست‌ همواره صادرکننده مواد اولیه با کالاهای کاربر و کشورهای پیشرفته صادرکننده‌ کالاهای ساخته شده با فن‌آوری بالا و سرمایه‌بر می‌بودند. اما دو موضوع یکی‌ محدودیت منابع طبیعی و دیگری انباشت سرمایه در کشورهای پیشرفته، نشان‌ می‌داد که عقب‌ماندگی اقتصادی کشورهای رو به رشد استمرار می‌یافت و این دور باطل تداوم پیدا می‌کرد.

خلق مزیت با سیاست استراتژیک تجاری

اما در چند دهه گذشته تجربه برخی کشورها که صاحب مواد اولیه و منابع طبیعی‌ سرشار نیز نبودند، نشان داد که می‌توان با اتخاذ سیاست استراتژیک تجاری به خلق‌ مزیت پرداخت و در تجارت جهانی سهم قابل ملاحظه‌ای کسب کرد. تجربیات ژاپن و کشورهای تازه صنعتی شده شرق آسیا، توفیق اتخاذ و اعمال سیاست استراتژیک‌ تجاری و هماهنگی دیگر سیاست‌های اقتصادی با این سیاست را نشان داد. البته در این‌ دوران کشورهایی مانند ممالک آمریکای لاتین نیز بودند که با اتخاذ سیاست جایگزینی‌ واردات تلاش کردند مسیر رشد و توسعه اقتصادی را بپیمایند. اما تجربیات آنها، توفیق چندانی را نشان نداد و در نهایت به تلنبار شدن بدهی خارجی آنها انجامید. این‌ تجربیات به لحاظ نتایج نامطلوب، امروزه مورد توجه نمی‌باشد. در ایران به‌ویژه در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا الگوی جایگزینی‌ واردات با هدف کنترل واردات و کاهش هزینه‌های ارزی دنبال شد. اما در دو برنامه توسعه اقتصادی به ظاهر الگوی توسعه صادرات نیز مدنظر قرار گرفت. اما در عمل‌ تاکنون جهشی در صادرات غیر نفتی مشاهده نشده است و به نظر می‌رسد که در جهت تغییر سیاست تجاری به نفع اتخاذ سیاست استراتژیک تجاری با هدف جهش‌ صادرات، می‌بایست اقدامات عاجلی صورت پذیرد. در این نوشتار،تلاش داریم سیاست‌های استراتژیک تجاری را تشریح نماییم.

ایده سیاست استراتژیک تجاری از کجا شروع شد؟

ارکان مهمترین ارکان سیاست استراتژیک تجاری عبارتند از سازمان صنعتی، ساختار بازار الیگوپولی، نظریه بازی غیر همکاری و مداخله گزینشی دولت سازمان صنعتی، یکی از شاخه های علوم اقتصادی است که با بازارهای سر و کار دارد که نمی تواند با کاربرد الگوی رقابتی تحلیل شود، سازمان صنعتی در پی توضیح تفاوت در سازمان بازار است و بر تمرکز فروش در دست شمار اندکی بنگاه متمرکز شده است.

پیامدهای مرکز فروشنده بررسی می شود و تحلیل رفتار اليگوپولی نقش کانونی در سازمان صنعتی بازی می کند هدف اصلی رشته سازمان صنعتی، توسعه ابزار های تحلیل فرایندهای بازار و پیامدهای آن برای عملکرد اقتصادی است. از اوایل دهه هشتاد میلادی مدل رقابت ناقص مورد بررسی سازمان صنعتی قرار گرفت و نظریه بازی بر همکاری که یکی از ارکان سیاست استراتژیک تجاری است در مباحث جدید سازمان صنعتی به کار گرفته شد و در ساختار بازار الیگوپولی معیار اصلی ،وابستگی متقابل فروشندگان گوناگون است؛ بدین معنا که اگر تصمیم یک فروشنده درباره مقدار تولید در سود فروشنده دیگر تاثیر قابل توجهی داشته باشد، شرایط اليگوپولی است و در چنین ساختاری ترکیب قیمت مقدار و سود هر عامل به اقدامات دیگر عامل های بازار بستگی دارد و در واقع سود هر عامل نتیجه تصمیمات همه عاملهای بازار است.

تعریف سیاست استراتژیک تجاری

تعریف سیاست استراتژیک تجاری

رابطه سیاست استراتژیک تجاری و نظریه بازی ها

از آنجا که معیار اصلی در ساختار بازار الیگوپولی وابستگی متقابل بنگاه ها می باشد بنابراین این ساختار می تواند قلمرو تحلیل نظریه بازی باشد. در نظریه بازی ابزار های رقابت الیگوپولیتی شامل سطح محصول، قیمت، تبلیغات، نوآوری محصول و ساختار سازمانی است. در واقع می توان گفت سیاست استراتژیک تجاری کاربرد نظریه بازی غیر همکاری است که از تعادل “نش” بهره می برد. تعادل نش وقتی مطرح می شود که همه بازیگران استراتژیها را به گونه ای انتخاب نمایند که استراتژی هر بازیگر، سود آن بازیگر را با توجه به استراتژیهای انتخاب شده از سوی دیگر بازیگران حداکثر سازد. تعادل نش بدین معنا است که اگر من در یک بازی استراتژیک عقلانی رفتار کنم، باید بکوشم استراتژی رقبای خود را پیش بینی کنم و بر پایه آن بهترین استراتژی خود را برگزینم. البته باید توجه داشته باشیم که رقبایم نیز تلاش می کنند رفتار مرا پیش بینی کنند و می دانند که من می کوشم رفتار آنها را پیش بینی کنم آنها می دانستند که من این را دریافته ام و من می دانم که آنها همه عاقلند و می دانند و عاقلانه تصمیم میگیرند. اگر تعادل نش منحصر به فرد باشد. این یک راه حل سازگار است.

یکی دیگر از ارکان سیاست استراتژیک تجاری مداخله گزینشی دولت است، مداخله گزینشی دولت در کشورهای آسیای شرقی و حتی فرانسه و آمریکا نقش موثری را ایفا کرده است. نکته قابل توجه این است که مداخله گزینشی دولت در شرایط رقابت ناقص و به منظور پشتیبانی از صادرات کشور برای انتقال برائت از بنگاههای خارجی به داخل کشور استفاده می شود و عملا شرایط لازم را برای خلق مزیت فراهم می کند، اما برای آنکه دخالت دولت موثر واقع شود، می بایست دولت توانمند باشد؛ گزارش بانک جهانی در سال ۱۹۹۷ بر این نکته تاکید می ورزد که بدون دولت کارآمد توسعه پایدار ممکن نیست. حال این سوال مطرح می شود مداخله گزینی دولت بر اساس چه ضوابط و معیارهایی باید صورت پذیرد.

ابزارهای مورد استفاده در تحقق سیاست استراتژیک تجاری

ابزارهای مورد استفاده در قالب تعرفه استراتژیک و موانع شبه تعرفه ای سوبسید استراتژیک و تحقیق و توسعه استراتژیک قابل تبیین می باشند. سیاستهای تعرفه ای و موانع شبه تعرفه ای از مهم ترین ابزارهای قیمتی هستند که شامل سه دسته عمده تعرفه استراتژیک، تحدید صادراتی داوطلبانه و نظارت بر واردات است. سیاست تعرفه استراتژیک باین موضوع گره خورده است که اگر کشوری با انحصار خارجی مواجه باشد، وضع تعرفه باعث انتقال رانت از بنگاه خارجی به داخل می شود چرا که در شرایط رقابت ناقص، قیمت بیش از هزینه نهایی است و وضع تعرفه می توانند بخشی از رانت را به داخل کشور منتقل کند. تحديد صادراتی داوطلبانه مشابه وضع تعرفه بر واردات است با این تفاوت که این نوع اعمال محدودیت ماهیت آن داوطلبانه است و با تهدید و فشار صادر کننده محقق می گردد. در واقع تحديد صادراتی داوطلبانه باعث محدود شدن سهم بازار کشور صادر کننده در بازار هدف می شود.

سیاست استراتژیک تجاری به نظارت بر واردات نوعی سیاست حمایت گرایانه تلقی می شود که به طور غیر مستقیم باعث کاهش واردات می شود چرا که اعمال این نوع سیاست مقدمه اقدامات ضد دامپینگ، مذاکره برای محدودیتهای صادراتی داوطلبانه و محدودیت های زیست محیطی و موارد مشابه می شود. تحقیق انجام شده پیرامون اعمال این سیاست در اروپا طی سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۷ نشان می دهد که سیاست نظارت بر واردات باعث کاهش واردات شده و همچنین موجب افزایش سهم تجارت میان کشورهای اروپا گردیده است که جایگزین واردات کاهش یافته از کشورهای خارج از جامعه اروپا شده است. یکی از سیاستهای استراتژیک تجاری سیاست سوبسید استراتژیک است که در چهار شکل قابل تبیین می باشد:

الف) سوبسید استراتژیک به صادرات و انتقال سود

ب) اعطای اعتبارات ترجیحی و ضمانت صادرات

ج) سوبسید اعطای به بیمه صادرات

د) جاسوسی تکنولوژیکی

از جمله سیاست های استراتژیک دیگر، تحقیق و توسعه استراتژیک است که از طریق اعطای سوبسید به تحقیق و توسعه صنایع منتخب توسط دولت صورت می پذیرد و این سیاست در ساختار بازار رقابت ناقص می تواند محیط رقابتی در صحنه تجارت بین الملل را به نفع شرکت های داخلی تغییر دهد.

توجه به بازارهای ثابت و متقابل

نکته قابل توجه در ابزارهای سیاست استراتژیک تجاری و مداخله دولت، توجه به بازارهای ثابت و متقابل است. در الگوی بازار ثابت یک یا چند بنگاه از کشور خودی و یک یا چند بنگاه از کشور خارجی در بازار ثابت با یکدیگر رقابت می کنند. در این الگو جایی برای تعرفه و موانع شبه تعرفه ای وجود ندارد و ابزارهای سیاسی مورد استفاده عبارتند از اعطای سوبسید به صادرات با تحقیق و توسعه، این در حالی است که در الگوی بازارهای متقابل فرض بر این است که بازارها تقسیم شده می باشند و لذا تصمیمات استراتژیک به طور جداگانه در مورد بازارهای خارجی و داخلی اتحاد می شود. اگر محصول، متغیر استراتژیک باشد، آنگاه بنگاهها، سطوح محصول متمایزی برای هر بازار انتخاب می کنند و انتقال سود در چنین بازاری از طریق تعرفه صورت می پذیرد.

کاربرد سیاست استراتژیک تجاری برای کشورهای در حال توسعه

سیاست استراتژیک تجاری که بر مبنای تئوریهای جدید تجارت پایه گذاری شده اند، بر اساس عملکرد تجاری کشورهای پیشرفته صنعتی شکل گرفته است که اولا در بازارهای جهانی دارای ساختار الیگوپولی، بازیگر مهمی به شمار می آیند؛ (مانند آمریکا اتحادیه اروپا و ژاپن) و ثانیا دارای صنایع مبتنی بر تکنولوزی های پیشرفته هستند. اما بخشهایی از تئوری های جدید تجارت هستند که به مسایل توسعه ای مربوط به کشورهای در حال توسعه می پردازند. این بخشها با مفاهیم زیر ارتباط دارند

  • فرایند کاهش شکاف تکنولوژی بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته
  • مسائل مرتبط با مذاکرات تکنولوژیک کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه
  • نقش فعالیت های شرکتهای چند ملیتی در کشورهای در حال توسعه
  • تجارت و سرمایه گذاری میان کشورهای در حال توسعه
  • پویایی توانمندی های سطح بنگاه و مسایل مرتبط با رقابت پذیری
  • خلق مزیت

فرایند کاهش شکاف تکنولوژی یک پیام نشات گرفته از تئوریهای جدید تجارت این است که تفاوت های تکنولوژی، عامل بنیادی در شکل دادن به مزیتهای نسبی است. بنابراین سیاست استراتژیک تجاری می بایست با در نظر گرفتن تغییر تکنولوژی طراحی گردد. در کشورهای در حال توسعه برخی فعالیت های اقتصادی وجود دارند که امکان برخورداری مستمر از لبه رقابتی ناشی از شرایط طبیعی به جای تغییر تکنولوژیکی فراهم می آورد به عنوان مثال منابع طبیعی از قبیل سواد معدنی این بدان معناست که محوریت تغییر تکنولوژیکی و نوآوری ها در تحلیل مباحث مربوط به رشد و تجارت می تواند برای ارتقای مزیت نسبی مبتنی بر موجودی منابع طبیعی به کار برده شود. در این زمینه است که تاثیر توانمندیهای تکنولوژیکی بر واقعی کردن پتانسیل های منابع طبیعی در کشورهای در حال توسعه اشاره شده است.
توانمندیهای تکنولوژیک و به خصوص به کارگیری تکنولوژی های جديد در اکتشاف، استخراج و پردازش منابع طبیعی می تواند در بهره برداری کردن از پتانسیل های منابع طبیعی موجود، تمایز و تحول ایجاد نماید. همچنین در زمینه تولید محصولات و کالاهای اولیه، افزایش بهره وری نقش مهمی در تاثیر گذاری بر سطح بازده ناشی از عوامل مورد استفاده در تولید کالاها ایفا می نماید. بنابر این توانمندیهای تکنولوژیک در تولید کالاها می تواند اثر مثبتی بر روی تجارت داشته باشد. تجربه کشور مالزی در متنوع سازی تولید کاکائو نشان داده است که اگر چه مالزی هزینه نیروی کار بالاتری در مقایسه با آفریقای غربی و برزیل دارد، اما این کشور با به دست آوردن بازده های خیلی بالای ناشی از گونه های هیبرید توسعه یافته توسط برنامه های پرورش محصولاتش توانسته است، موفقیتهای بالایی کسب نماید (مرکز تجارت جهانی ۱۹۸۷).

بهبود کارایی استراتژی جایگزینی واردات و بهبود رقابت پذیری

در فرایند صنعتی شدن کشورهای کمتر صنعتی شده، ارتقای نقش تغییر تکنولوژیک می تواند کمک شایانی به بهبود کارایی استراتژی جایگزینی واردات و بهبود رقابت پذیری بین المللی در صنایع صاردانی این گونه کشورها ایفا نماید. تئوری های جدید تجارت نقش توسعه تکنولوژیکی و نوآوری ها و اهمیت نگاه آینده در ارزیابی پتانسیل های تجاری را برجسته نشان می دهد و این بر خلاف مسایل مرتبط با مزیت های نسبی ایستای مطرح شده در تئوری های سنتی تجارت می باشد. علاوه بر این تئوری های جدید تجارت، محوریت تکنولوژی در تجارت، به خصوص در کسب دانش جزئی شده مربوط به ساختارها و توانمندی های صنایع صادراتی به عنوان زیر بنایی برای تدوین سیاستهای ارتقای صادرات و سیاست هایی که منجر به ارتقای صنایع با مزیت های رقابتی پویا می شود را بیان کرده اند.

چالش اساسی در این بحث این است که چگونه قدرت انتخاب در به کارگیری تکنولوژی های جدید در فرایندهای متعدد را به طریقی ارتقا دهیم که هم از یک طرف سازگار با توانمندی های موجود و از طرف دیگر در طول زمان تطابق داشته باشد. برای اینکه بتوان از این گونه چالش ها عبور کرد باید فرایند افزایش قدرت رقابت و کاهش شکاف تکنولوژی به طور مستمر و پویا صورت پذیرد. تجربه هند و کره در این زمینه جالب توجه است. از مقایسه انواع محصولات صادر شده توسط کره و هند این نکته آشکار می شود که با وجود اینکه در سال ۱۹۶۶ محصولات با تکنولوژی های پیشرفته هم اندکی از صادرات را تشکیل می دادند اما در سال ۱۹۸۶ به این محصولات تکنولوژی پیشرفته در کشور کره به طور چشمگیری افزایش یافت در حالی که سهم هند تغییر چندانی در این سال نکرده بود.

ماهیت ایستا (غیر پویا) تحقیق و توسعه در صادرات کشور هند بیانگر عدم تمایل این کشور به واردات تکنولوژی مدرن و اعمال محدودیت در معرض تکنولوژیهای خارجی قرار گرفتن می باشد (به دلیل سیاست خودکفایی)؛ بنابراین به نظر می رسد چالش مهم برای سیاستگذاری در کشورهای در حال توسعه این است که چگونه از پیامدهای تجربه هستند اجتناب ورزید و چگونه قدرت رقابت در صنایع استراتژیک را افزایش داد (تجربه کره)

انحصاری شدن فزاینده پیشرفت تکنولوژیک

مسایل مرتبط با مذاکرات تکنولوژیک کشورهای در حال توسعه به دلیل انحصاری شدن فزاینده پیشرفت تکنولوژیک توسط شرکت های چند ملیتی، به نظر می رسد شکاف ارتباطی میان کشورهای در حال توسعه و توسعه يافته وجود دارد. این شکاف در مذاکرات به طور عمده از این مساله نشات می گیرد که کشورهای در حال توسعه تصور می کنند اکثر دانش تکنولوژیک، کد گذاری شده را می توانند از طریق توافق نامه و اعمال محدودیت های قانونی آن را منتقل کند
در این زمینه تئوری های جدید تجارت مفهوم تکنولوژی را بصورت وسیع تر بیان می نمایند و بر وجه تلویحی تکنولوژی تاکید می نمایند که به دست آوردن آن هزینه بر و مشکل است و نیازمند تلاش تکنولوژیکی است.

تشخیص ویژگی های تلویحی تکنولوژی و مفهوم سازی دانش تکنولوژیک مرتبط با آن همراه با شناخت عمیق تر ویژگی های کد بندی شده و تلویحی دانش تکنولوژیک و اهمیت نسبی آنها می تواند فهم بسیاری از جنبه های تعارض میان کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته را ارتقا بخشد (به عنوان مثال مباحث مرتبط با نظام نامه مدیریت و انتقال تکنولوژی این تشخیص باعث می شود، مکانیزمهای یادگیری تکنولوژیکی و به کار گیری سیاستهای مرتبط با آن در مذاکرات انتقال تکنولوژی اهمیت پیدا کرده محور مذاکرات به سمت و سوی رفع موانع فرایند یادگیری تکنولوژیکی در کشورهای در حال توسعه گردد.

افزایش توانمندی های تکنولوژیک

تغییر دیدگاه درباره نقش شرکت های چند ملیتی در کشورهای در حال توسعه و تحقق ایده های سیاست استراتژیک تجاری اینست که بدانیم ورود شرکت های چند ملیتی می تواند باعث تزریق سرمایه، تکنولوژی و تکنیک های جدید مدیریتی و همچنین تغییر در رفتار بنگاه های داخلی شود و لازمه استفاده حداکثر از سرریزهای ناشی از حضور شرکت های چند ملیتی، افزایش توانمندی های تکنولوژیک در کشور میزبان می باشد تا بتوان تکنولوژیهای جدید را جذب کرد و به کار گرفت. روند رو به رشد جهانی شدن بیشتر به واسطه نقش فزاینده شرکت های چند ملیتی در اثر رشد شديد جريانات مالی بین المللی است. در این زمینه ایجاد شبکه ها باعث نزدیک شدن شرکتها و سازمان ها شده که در نتیجه آن همکاری های بین المللی را افزایش داده است.
تجارت و سرمایه گذاری میان کشورهای در حال توسعه اگر چه تمرکز تئوری های جدید تجارت میان کشورهای صنعتی شده می باشد. اما برخی موارد از قبیل صرفه های ناشی از مقیاس، تنوع محصول و توضیحات مرتبط با تجارت درون صنعت می توانند در مسایل مربوط به تجارت کشورهای در حال توسعه در اقتصاد جهانی به کار رود. مطالعه موردی سرمایه گذاری مشترک هندوستان در تایلند نشان داده است که در اثر سرمایه گذاری مشترک بنگاه های کشورهای در حال توسعه با ورود به یک مرحله یادگیری، نه تنها دانش چگونگی را منتقل نموده  بلکه دانش چرایی را نیز انتقال داده اند. این اتفاق به دلیل این است که شرکت های چند ملیتی کشور در حال توسعه، اغلب با ماشین الات وارداتی از کشورهای توسعه یافته ایجاد می شود و این نیازمند تطابق ماشین الات با شرایط بومی کشور میزبان و در نتیجه فراهم کننده فرصتی برای یادگیری با انجام دادن است. این نشان می دهد که شرکت چند ملیتی کشور در حال توسعه از مهارت بیشتری برای تطابق تکنولوژی خاصی برخوردارند و بنابراین آنها این مهارت ها را منتقل می کنند.

تحلیل استراتژیک کسب و کار

از طریق اینگونه اشکال متفاوت یادگیری، تطبیق و اصلاح تکنولوژیهای وارداتی، شرکت های چند ملیتی کشورهای در حال توسعه، توانمندیهای تکنولوژیک منحصر به فردی را کسب کرده اند و می تواند آنها را به گونه ای کاملا کارا منتقل نمایند. همان گونه که در تور های جدید تجارت در مورد مفاهیم پویایی فرایند توسعه تکنولوژی بدان اشاره می شود. چنانچه کشورهای در حال توسعه برخوردار از لبه رقابتی در برخی از فعالیتهایی منتخب باشد، آنگاه پشتیبانی سیاست در این گونه فعالیت ها به منظور نگهداری و ارتقا آنها مورد نیاز خواهد بود. این گونه بنگاه ها می بایست ارتقا و تطبیق هر چه بیشتر تکنولوژیهای فرایند و محصول خود را از طریق انجام تحقیق و توسعه در داخل و به منظور باقی ماندن در فضای رقابتی ادامه دهند.

تجارت و سرمایه گذاری میان کشورهای در حال توسعه

اگر چه تمرکز تکنولوژی های جدید تجارت میان کشورهای صنعتی شده می باشد، اما برخی موارد از قبیل صرفه های ناشی از مقياس، تنوع محصول و توضیحات مرتبط با تجارت درون صنعت می تواند در مسایل مربوط به تجارت کشورهای در حال توسعه در اقتصاد جهانی به کار رود. مطالعه موردی سرمایه گذاری مشترک هندوستان در تایلند نشان داده است که در اثر سرمایه گذاری مشترک بنگاه های کشورهای در حال توسعه با ورود به یک مرحله یادگیری نه تنها دانش چگونگی بلکه دانش چرایی را نیز انتقال داده اند. این اتفاق به دلیل این است که شرکت های چند ملیتی کشور در حال توسعه، اغلب با ماشین آلات وارداتی از کشورهای توسعه یافته ایجاد می شود و این نیازمند تطابق ماشین الات با شرایط بومی کشور میزبان و در نتیجه فراهم کننده فرصتی برای یادگیری با انجام دادن است.

این نشان می دهد که شرکت چند ملیتی کشور در حال توسعه از مهارت بیشتری برای تطابق تکنولوژی خاص برخوردارند و بنابراین آنها این مهارت ها را منتقل می کنند که از طریق اینگونه اشکال متفاوت یادگیری، تطبیق و اصلاح تکنولوژیهای وارداتی، شرکت های چند ملیتی کشورهای در حال توسعه، توانمندی های تکنولوژیک منحصر به فردی را کسب کرده اند و می توانند آنها را به گونه ای کاملا کارا منتقل نمایند

همان گونه که در تئوریهای جدید تجارت در مورد مفاهیم پویایی فرایند توسعه تکنولوژی بدان اشاره می شود. چنانچه کشورهای در حال توسعه برخوردار از لبه رقابتی در برخی از فعالیت های منتخب باشند، آنگاه پشتیبانی سیاستی در این گونه فعالیت ها به منظور نگهداری و ارتقای آنها مورد نیاز خواهد بود. این گونه بنگاه ها می بایست ارتقا و تطبيق هر چه بیشتر تکنولوژیهای فرآیند و محصول خود را از طریق انجام تحقیق و توسعه در داخل و به منظور باقی ماندن در فضای رقابتی ادامه دهند.

پویایی توانمندی های سطح بنگاه و مسایل مرتبط با رقابت پذیری

یکی از مهم ترین کمک های تئوری های جدید تجارت (به ویژه تئوری های مرتبط با تئوری تکاملی تغییر اقتصادی) توجه به پویایی نوآوری و تغییر تکنولوژیکی درون بنگاه ها با گروه های صنعتی مدیریت استراتژیک است. یکی از مسائل تئوری پویایی توانمندی های سطح بنگاه (یا صنعت) این است که الگوهای سازمانی و اشکال پشتیبانی توسط نهادهای سطح ملی با سطح صنعت، موضوع مهمی می باشد که می بایست بدان توجه داشت. در حقیقت برخی شواهد بروز یافته از کشورهای در حال توسعه اشاره به این پدیده دارد که رقابت پذیری و کارایی در الگوهای سازمانی متعدد در پیشگاه ها قابل دستیابی است. به عنوان نمونه می توان به ساختار صنعتی کره و تایوان اشاره کرد که دو الگوی متفاوت را تعقیب کردند ولی از کارایی بایگانی برخوردار بودند. بنابراین سوال درباره سازمان بنگاه و ارتباط آن با دیگر نهادها موضوعی است که به شرایط خاصی بستگی دارد.

خلق مزیت با رویکرد سیاست استراتژیک تجاری

مزیت نسبی در تئوری های سنتی تجارت (ایستا) است و از آنجا که فرض بر این است که بازدهی ثابت به مقیاس وجود دارد تکنولوژی عاملی است برونزا و عملا مداخله دولت در سیاستگذاری تکنولوژی و صنعتی برای خلق مزیت (به جز در موارد کاملا استثنایی) مقبول واقع نمی افتد، عملا موفقیت برخی کشورهای آسیایی در تغییر مزیت نسبی شان با تئوری های سنتی تجارت قابل تبیین نمی باشد. این در حالی است که تئوری های جدید تجارت می تواند تبیین کننده مفهوم خلق مزیت باشد. در واقع خلق مزيت کاربرد مناسب سیاست استراتژیک تجاری در کشورهای در حال توسعه است. مطابق ادبیات اقتصاد توسعه کشورها در پله های گوناگون نردبان مزیت قرار دارند. پله اول نردبان، تولید و صدور محصولات اولیه و پله آخر نردبان تولید و صدور دانش بنیان است. کشورهای در حال توسعه می بایست بر اساس تئوری های جدید تجارت به خلق مزیت پرداخته و از نردبان مزیت بالا روند.

کشورهای در حال توسعه در فرایند خلق مزیت می بایست با اتخاذ سیاست استراتژیک تجاری با معیارهای مناسب، دست به انتخاب صنایع و تکنولوژی های استراتژیک بزنند. معیارهای انتخاب با توجه به شرایط کشورها متفاوت است که برای هر صنعت، معیارها و شاخص های انتخاب صنایع در کشورهای در حال توسعه آمده است.

نقش افزایش ظرفیت موجودی تجارت در سیاست استراتژیک تجاری

تجارت به عنوان ابزاری برای تقویت شرکا و متحدان بین‌المللی نقش عمده‌ای را در فصول مهم تاریخ امریکا ایفا کرده است. به‌عنوان شاهدی مهم بر این ادعا می‌توان به جنگ جهانی دوم و زمانی اشاره کرد که امریکا توانست به کشورهای غرب اروپا و ژاپن بیش از آنچه این کشورها تمایل داشتند دسترسی پیدا کند. این هدف در راستای تسریع بازسازی این کشورها و انضمام آنها به یک نظام بین‌المللی آزاد و مبتنی بر قانون دنبال شد. از تجارت همچنین می‌توان به‌عنوان ابزاری موثر و کارامد در راستای پیام‌رسانی غیرمستقیم به متحدان و رقبا نیز بهره گرفت. همین پیام‌رسانی اصلی‌ترین انگیزه انگلیس برای امضای قرارداد تجاری با امریکا در سال ۱۹۳۸م، درست قبل از وقوع جنگ جهانی دوم، بود. اگرچه این قرارداد برای انگلیس منافع اقتصادی اندکی به دنبال داشت اما نمایانگر اتحاد امریکا و انگلیس بود. در نخستین قرارداد تجارت آزاد امریکا که در سال ۱۹۸۵م با رژیم صهیونیستی منعقد شد، اهداف پیام رسانی درست همانند اهداف اقتصادی برای این کشور مهم بود. هرکه درباره اهمیت سیاست استراتژیک تجاری شک و شبهه‌ای دارد می‌تواند با توجه به عکس‌العمل سال گذشته روسیه در مقابل چشم‌انداز تقویت روابط تجاری اوکراین با غرب به اطمینان خاطر برسد.

مثال: افزایش موجودی تجارت ابزاری برای تقویت تعامل بین‌المللی آمریکا شده است

سیستم تجارت جهانی همچنین مسیر را برای رقابت صلح‌آمیز و حل و فصل مناقشات هموار می‌کند، مناقشاتی که شاید با بهره‌گیری از ابزارهای دیگر تشدید شوند. همان طور که هری ترومن رییس‌جمهور وقت امریکا در سال ۱۹۴۷ میلادی درباره لزوم ایجاد یک سازمان تجارت بین‌المللی متذکر شد، «با گذر زمان، عادات و رفتارهای مشارکتی که در فعالیت‌های تجاری شکل می‌گیرند می‌توانند با از بین بردن سوءتفاهمات، اعتمادسازی کرده و همکاری کشورها در سایر امور را افزایش دهند و فضایی ایجاد کنند که به حفظ و ثبات صلح بیانجامد.» با توجه به تحولات اخیر آسیا و اروپا – تنش‌های موجود در دریای شرق و جنوب چین و بحران اوکراین- تلویحات و نتایج استراتژیک سیاست تجاری امریکا کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

برای بسیاری از کشورها که قرار است عضو توافقنامه تی‌پی‌پی شوند این تصور که جایگاه امریکا در منطقه بیش از پیش تثبیت خواهد شد می‌تواند طعم منافع اقتصادی این قرارداد را خوشایندتر کند. همچنین از آنجا که اجرای قرارداد تی‌پی‌پی باعث تحکیم تعهدات امریکا برای توسعه و پایداری در آسیا در یک دوره مهم خواهد شد، نهایی شدن قرارداد مشارکت تجاری و سرمایه‌گذاری ترانس آتلانتیک (T-TIP) حاوی پیامی واضح درباره قدرت این قرارداد امریکایی-اروپایی به سراسر جهان خواهد بود- که با توجه به ناآرامی حاصل از بحران اوکراین در سراسر قاره اروپا می‌تواند یادآوری به موقعی باشد. روابط اقتصادی بین امریکا و شرکای تجاری اروپایی این کشور بسیار چشمگیر است: یک تریلیون دلار تجارت سالانه، ۴ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری مشترک و ایجاد ۱۳ میلیون شغل برای مردم امریکا و اروپا که اشتغال آنها به تجارت و سرمایه‌گذاری مشترک بین امریکا و اروپا وابسته است حاصل این روابط اقتصادی گسترده می‌باشد.

 کاربرد نظریه سیاست استراتژیک تجاری در توسعه صادرات ایران

سیاست استراتژیک تجاری طی دو مرحله به اجرا در می آید: مرحله اول : انتخاب صنایع استراتژیک . مرحله دوم : هدف گیری صنایع منتخب از طریق ابزارهای سیاست استراتژیک تجاری و صنعتی . معیارها و شاخص های پیشنهادی برای انتخاب صنایع استراتژیک در کشورهای در حال توسعه عبارتند از: معیارها : سودآوری ، رانت نیروی کار( تفاوت دستمزدها و بهره وری ) ، انرژی بری ، مزیت هزینه ای و دانش فنی و مهارت نیروی کار. شاخص ها: ارزش افزوده غیر دستمزدی ، نسبت ارزش ستانده به ارزش داده، جبران سرانه سالانه ، بهره وری نیروی کار، ارزش مصرف شده صنعت ، متوسط ارزش انرژی مصرف شده هر کارگاه ، مزیت نسبی آشکار شده ، نسبت کارکنان لیسانس و بالاتر به کل شاغلان باسواد و نسبت مهندسان و تکنسین ها به کل شاغلان تولیدی .

ساختار بازار صادرات صنعتی ایران، ساختاری متمرکز است و به همین جهت ، نفوذ در اینگونه بازار های صادراتی، سیاستهای حمایتی می طلبد. در واقع خلق مزیت در صادرات صنعتی کشور با توجه به تمرکز موجود در بازار صادراتی باید انجام شود. تمرکز( با در نظر گرفتن اتحادیه اروپا) در بازار صادرات آهن و فولاد ، مواد شیمیایی ، مس و پوشاک، تا حدی زیاد، تمرکز در بازار نساجی، سنگ ، شن و ماسه، صابون ، پاک کننده ها و براق کننده ها و هیدروکربن ها و ماشین آلات و تجهیزات حمل و نقل ، زیاد و تمرکز در بازار صادرات محصولات خودرو و کفش ، بسیار زیاد است. رتبه تمرکز صنایع یازده گانه نیز موید آن است که فلزات اساسی دارای کمترین تمرکز بازار در حالتهای چهار و هشت صادر کننده برتر است . به طوری که آهن و فولاد و مس کمترین درجه تمرکز بازار را به خود اختصاص داده اند. این درحالی است که محصولات خودرو همواره بیشترین درجه تمرکز بازار را دارند که نشان دهنده آن است که شانس کمتری برای نفوذ در بازار آن وجود دارد. برای مطالعه بیشتر به مقاله نظریه سیاست استراتژیک تجاری و کاربرد آن در توسعه صادرات صنعتی ایران مراجعه نمایید.

نتیجه گیری

اغلب تئوریهای جدید تجارت بر موضوعاتی تاکید داشتند که بیشتر مربوط به کشورهای توسعه یافته می باشند، اما در این مقاله ضمن مروری بر سیر تحول تئوریهای تجارت و همچنین ارکان شرایط و ابزار های سیاست استراتژیک تجاری بر بخش هایی از تئوریهای جدید تجارت تاکید گردید که مربوط به کشورهای در حال توسعه می باشد.

این بحث ها عبارتند از: فرایند کاهش شکاف تکنولوژی بین کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته، مسایل مرتبط با مذاکرات تکنولوژیک کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، نقش فعالیت های شرکتهای چند ملیتی در کشورهای در حال توسعه تجارت و سرمایه گذاری میان کشورهای در حال توسعه، پویایی توانمندی های سطح بنگاه و مسایل مرتبط با رقابت پذیری و خلق مزیت از آنجا که در کشور در حال توسعه ای مانند ایران در بازار محصولات عمدتا دارای شرایط الیگو پولی و در محصولات دارای فناوری پیشرفته نقش بسیار اندکی دارد که تجارت آن به صورت عمده بر مزیت نسبی متکی است؛ بنابر این توجه به ابعاد فوق الذکر به ویژه خلق مزیت اهمیت بسیار زیادی دارد و در این میان تجربه کره جنوبی می توانند درس های زیادی برای کشور ما در پی داشته باشد. به طور کلی می توان توصیه های زیر را به عنوان جمع بندی این مقاله ارائه کرد:

  1. برای انجام مداخله تجاری جهت توسعه صادرات غیر نفتی و تحول اقتصاد از منبع پایه به دانش پایه، اتخاذ سیاست استراتژیک تجاری ضروری می باشد و فرایند کاربرد آن در کشوری مانند ایران از طریق خلق مزیت می باشد 
  2. به منظور خلق مزیت، سیاست های مداخله گرایانه مبتنی بر نظریه سیاست استراتژیک تجاری نقش تعیین کننده ای دارد و ضرورت دارد صنایع و فناوری های خاص را با توجه به معیارهای بیان شده در این مقاله انتخاب کرد
  3. ضرورت دارد پس از انتخاب صنایع و فناوریهای خاصی از ابزارهای خلق مزیت که در تجربه کره جنوبی نیز مورد بررسی قرار گرفته استفاده شود. نکته قابل توجه این است که در استفاده از ابزارهای خلق مزیت می بایست نگاه مبنی بر توسعه صادرات باشد و نگاه کسب در آسانی به ابزارهایی همچون تعرفه های گمرکی نداشت

برگرفته از مقالات

سیاست راهبردی (استراتژیک) تجاری در کشورهای در حال توسعه: ملاحظات تکنولوژیکی و سیاستی نوشته رضا انصاری

سیاست راهبردی (استراتژیک) تجاری و خلق مزیت درکشوری در حال توسعه  نوشته سید حسین میرجلیلی

نگاهی به ضرورت اتخاذ سیاست (راهبردی) استراتژیک تجاری نوشته محمد نهاوندیان

جهت ارتقای سطح کیفی مقالات میتوانید نظرات خود را در پایان صفحه درج نمایید؛ همچنین برای آشنایی بیشتر با مبحث سیاست استراتژیک تجاری میتوانید به لینک مقالات خارجی و وبلاگ شریف استراتژی مراجعه نمایید. 

Strategic Trade Policy – National Bureau of Economic Research

Strategic Trade Policy Versus Free Trade

Strategic Trade Policy and Developing Countries

The Development of the Strategic Trade Policy and Its Application

 strategic trade policy and free trade by giving some theoretical results

دانلود رایگان کتاب نظریه شرکت برای مدیریت استراتژیک با رویکرد تجزیه و تحلیل ارزش اقتصادی

دانلود کتاب نظریه شرکت برای مدیریت استراتژیک با رویکرد تجزیه و تحلیل ارزش اقتصادی

دانلود رایگان کتاب همسویی استراتژیک ایجاد هم‌افزایی با کارت امتیازی متوازن

دانلود رایگان کتاب همسویی استراتژیک ایجاد هم‌افزایی با کارت امتیازی متوازن نوشته کاپلان و نورتون

کتاب سازمان استراتژی محور کاربرد روش ارزیابی متوازن در اجرا و ارزیابی

کتاب سازمان استراتژی محور نوشته کاپلان و نورتون | دانلود رایگان کتاب سازمان استراتژی محور

نقش واحد خدمات مشترک در سازمان چیست

واحد خدمات مشترک چگونه در سازمان هم افزایی ایجاد میکند؟

فراتر از همسوسازی واحدهای کسب و کاری که محصولات و خدمات خود را به مشتریان بیرونی می فروشند، سازمان ها می توانند از طریق همسو کردن واحدهای داخلی خود، توسط واحد خدمات مشترک  که زمانی به عنوان ستاد شرکت نامیده می شدند، هم افزایی ایجاد کنند. واحد خدمات مشترک بدلیل صرفه مقیاس و مزیت های تخصصی و متمایزی که می توانند ایجاد کنند، در سطح شرکت و یا بخش های مختلف بین سازمانی بوجود می آیند.

ایجاد هم افزایی از طریق واحد خدمات مشترک

چالشی که وجود دارد این است که خدماتی که به طور متمرکز ارائه می شود، پاسخگوی استراتژی های واحدهای کسب و کاری که باید مورد پشتیبانی قرار گیرند، باشد. در عمل، واحدهای خدمات مشترک علیرغم اینکه برای سودرسانی از طریق صرفه مقیاس و تخصص گرایی تشکیل شده اند، اغلب به صورت واحدهایی بوروکراتیک، غیر پاسخگو و غیر منعطف در می آیند و منافع اقتصادی مطلوبی به واحدهای عملیاتی نمی رسانند.

ایجاد روش ارزیابی متوازن برای واحدهای خدمات مشترک می بایست استراتژی های این واحدها را به نحوی با یکدیگر همسو سازد که آنها ارزش افزوده ایجاد کنند و به استراتژی ها و نیازهای واحدهای کسب و کار دریافت کننده خدمات را پاسخ داده و همواره پاسخگوی نیاز آنها باشند. اگر یک واحد پشتیبانی داخلی می خواهد که در درون یک سازمان باقی بماند، یا باید خدمات خود را به بهای کمتر از آنچه که می توان از یک تأمین کننده بیرونی، خریداری یا عرضه کند و یا از طرفی باید ارزشی متمایزی در خدمات خود سازمان داشته باشد که برتر از ارزش های مطرح شده در خدمات بیرونی باشد؛

وظیفه واحد خدمات مشترک در سازمان چیست؟

وظیفه واحد خدمات مشترک (Shared Services Unit – SSU) اجرای صحیح عملیات تجاری است که توسط بخش های مختلف یک سازمان استفاده می شود. وظیفه اصلی واحد خدمات مشترک ، ایجاد هم افزایی بین واحدها و کارآمد کردن هزینه ها هستند، همچنین این واحد در تلاش برای متمرکز کردن عملیات دفتر پشتیانی هستند که توسط چند بخش از یک شرکت اجرا می شوند و واحد های از کار افتاده یا با نقش های کمتر را از دور خارج میکند تا سازمان هزینه کمتری را برای پیشبرد امور اجرایی خود تقبل نماید.

بعضی از شرکت ها از یک سیستم بازپرداخت استفاده می کنند تا تقسیم بندی هایی را انجام دهند که خدمات در هر دوره، در هر سه ماهه یا سالانه را مورد بررسی قرار گیرد. شرکت های دیگر هزینه های واحد خدمات مشترک را به عنوان بخشی از هزینه های مداوم برای اجرای کسب و کار جذب می کنند. امروزه اکثر شرکت ها یک مدل سرویس مشترک را برای امور مالی، مدیریت منابع انسانی (HRM) و فناوری اطلاعات (IT) استفاده می کنند تا بتوانند هم افزایی لازم را در سازمانهای خود ایجاد کنند.

مرکز سرویس مشترک مسئول اجرای و پیشبرد وظایف خاص عملیاتی در یک سازمان هستند که شامل اعطای تقسیم کار و ایجاد هم افزایی بین حسابداری، منابع انسانی، حقوق و دستمزد، IT، قانونی، انطباق، خرید و امنیت است. واحد خدمات مشترک اغلب خدماتی را برای جدا کردن تمام وظایف عملیاتی از بخش حکمرانی سازمان می گیرد که این امور می بایست بر نقش رهبری و نوع حاکمیت شرکت ها متمرکز شوند.

یافتن استراتژی شفاف برای ایجاد هم افزایی از طریق واحد خدمات مشترک

به هر حال اکثر واحدهای پشتیبانی، استراتژی شفافی برای تصمیمات و اجرائیات خود ندارند، استراتژی هایی که نشان دهد چگونه خدمات آنها مزیت رقابتی برای شرکت متبوع خود ایجاد میکند. زمانی که واحد خدمات مشترک نمی تواند از رقبای بیرونی خود پیشی گیرند، شرکت ها می بایست این فعالیت ها را برون سپاری کنند.

واحد خدمات مشترک چه کار میکند و وظیفه آن چیست

به هنگام برون سپاری این فعالیت ها، شرکت ها می توانند به جای اینکه فقط سنجه های مالی را مدنظر داشته باشند و جای اینکه صرفا پارامترهای مالی را در تصمیم گیری خود دخیل کنند، میتوانند با استفاده از یک روش ارزیابی متوازن با تأمین کنندگان خود قرار داد منعقد کنند که این کار آنها را قادر می سازد تا ارزش ها و سطح خدمات مورد نظر خود را به بهترین وجه ممکن بدست اورند؛ نه اینکه فقط به قیمتهای پایین دست یابند. یک معماری استراتژیک از بالا به پایین می تواند نقش شرکت و چگونگی کمک واحد خدمات مشترک به تحقق اهداف استراتژیک شرکت را تعریف کند. بطور کلی دو مدل برای توسعه معیارهای ارزیابی متوازن و ايجاد همسویی و هم راستایی در واحد خدمات مشترک وجود دارد :

مدل شریک استراتژیک

واحدهای کسب و کاری که روش ارزیابی متوان خود را توسعه داده اند استراتژی های خود و اولویت های شرکت را در این معیارها ممکن می سازند، واحد خدمات مشترک در این فرایند به مثابه یک شریک عمل می کند.

مدل کسب و کاری در درون یک کسب و کار

واحدهای استراتژیک کسب و کار (SBU – Strategic business unit) روش ارزیابی متوازنی ندارند از همین رو واحد خدمات مشترک می بایست خود را به عنوان یک کسب و کار و واحدهای کسب و کاری دیگر را به عنوان مشتریان خود در نظر بگیرد. در این حالت معیارهای ارزیابی متوازن واحد خدمات مشترک ، روابط را  به درستی تعریف می کنند.

الف: مدل شریک استراتژیک

شرکت هایی که روش ارزیابی متوازن را با موفقیت پیاده سازی و اجرا کرده اند، عموما ابتدا این روش را برای همه واحدهای کسب و کار استراتژیک خود توسعه داده اند بنحوی که محصولات و خدمات را مستقیما به مشتریان بیرونی می فروشند؛ سپس آنها روش ارزیابی متوازنی را برای واحد خدمات مشترک خود تدوین کرده اند. بعد از اینکه معیارهای ارزیابی متوازن واحد های استراتژیک کسب و کار (SBU) توسعه يافت واحد خدمات مشترک می تواند استراتژی ها و معیارهای ارزیابی و بیرونی مشتریان خود توسعه دهد.

به این ترتیب، استراتژی های تدوین شده می تواند ارزش مورد نظر را که بیشترین منافع را برای واحدهای استراتژیک کسب و کار در بر دارد را به تمام ذینفعان منتقل سازد. ایجاد ارتباط از SBU ها به SSU ها مستلزم چهار جزء زیر است:

توافق در مورد خدمات: اولین گام برای ارتباط بین واحد های دخیل در ایجاد هم افزایی، دستیابی به یک توافق رسمی بین SSU  و SBU است که انتظارات در مورد خدمات و بهای تمام شده آنرا تعريف میکند.

معیارهای ارزیابی عنوان واحد خدمات مشترک: هر واحد خدمات مشترک (shared services unit) یک سری معیار ارزیابی متوازن تدوین می کند که استراتژی ها و اهداف را برای تحقق و برآورده ساختن شرایط موافقتنامه خدمات مشترک را با SBU ها منعکس می سازد.

معیار ارزیابی متوازن برای برقراری اتصال: هر SSU حساب دهی مربوط به خود را در مقابل بهبود سنجه های مشخصی در معیارهای ارزیابی شده توسط SBU ها را می پذیرد

بازخورد مشتری: SSU  یک بازخورد دوره ای از SBU (که مشتری آن محسوب می شود) در مورد عملکرد واقعی خود دریافت می کند.

ب: مدل کسب و کاری در درون یک کسب و کار

ارزیابی متوازن واحدهای وظیفه ای نظیر فناوری اطلاعات منابع انسانی، امور مالی، بازاریابی و تحقیق و توسعه، مدیران را قادر می سازد تا یک رویکرد مدیریت حرفه ای برپا سارند که بتواند سازمانهای خود را برای رقابتی شدن و مشتری محور شدن برانگیزند. برتری و سرآمدی هایی را که این روش برای سازمان ایجاد می کند برخی از زبان های حاصل از بهینه سازی جزیی ناشی از پویایی روش ارزیابی متوازنی برای یک واحد وظیفه ای، بدون اتصال صریح آن به معیارهای ارزیابی SBUها و با سطح کلان شرکت را جبران می کند.

سازمان وظیفه ای می بایست خود را بعنوان کسب و کاری در درون یک کسب و کار تلقی کنند تا بتواند در آزمایش مربوط به کتابهای زرد توان رقابت داشته باشد (اکثر گروههای ستادی و فعالیتهای پشتیبانی می توانند مشمول آزمایش کتاب زرد می باشند).

سازمان فناوری اطلاعات SBU ها را به عنوان مشتریان خود تلقی نماید، این امر بدین معناست که این سازمان درست مانند یک فروشنده بیرونی با واحد های استراتژیک کسب و کار (SBU)ها رابطه حرفه ای برقرار می کند و واحد فناوری اطلاعات در این حالت یک محصول خانگی است که با در اختیار داشتن اطلاعات داخلی و رابطه با SBU ها نوعی مزیت دارد، ولی هنوز هم بایست رابطه بازار پایه با واحدهای کسب و کاری استراتژیک برقرار سازد. در مقابل نیز مسئولیت دارد تا در استراتژی خود آن را لحاظ کند.

ج) یکپارچه سازی شرکای بیرونی

اتصال واحدهای سازمانی می تواند به نحو دیگری اتفاق افتد و آن زمانی است که نوعی یکپارچگی حول محور شراکت از تامین کنندگان، مشتریان، پیمانکاران فرعی و شرکای تجاری آن بوجود می آید. شرکت هایی که از روش ارزیابی متوازن برای تعریف مدل عملکرد برای برقراری ارتباط بین خود استفاده کرده اند، قادر شده اند تا تعریف کنند که چگونه خدمات بیرون سپاری شده و مشارکت های بوجود آمده، می تواند ارزش های جدیدی برای سازمان آنها ایجاد کنند و نه اینکه فقط بهای تمام شده را کاهش دهد. اتصال های بیرونی همان ساختار و اهدافی را دارند که اتصال های درون سازمانی دارند.

 

جهت آشنایی بیشتر با مطالب مرتبط با نقش واحد خدمات مشترک در سازمان میتوانید مقالات موجود در وبلاگ شریف استراتژی را بخوانید، همچنین لینک مقالات معتبر خارجی نیز برای مخاطبان به اشتراک گذاشته شده است؛ مایه افتخار است اگر دید گاه خود را در انتهای این مقاله درج نمایید.

منبع: سازمان استراتژی محور کاپلان و نورتون

What is the purpose and role of a shared services unit (SSU)

۵ Characteristics of the Best Shared Services Centers

Shared services: Management fad or real value – Strategy

 

استراتژی تجاری یکی از عوامل مؤثر بر کارایی سرمایه گذاری میتواند بصورت استراتژی تدافعی و آینده نگر باشد

استراتژی تجاری یکی از عوامل مؤثر بر کارایی سرمایه گذاری

استراتژی تجاری شرکت ها یکی از عوامل مؤثر بر کارایی سرمایه گذاری و مشخص کننده سطوح سرمایه گذاری های سرمایه ای است استراتژی آینده نگر و استراتژی تدافعی به عنوان دو سر طیف استراتژی تجاری شرکتها را در معرض سطوح متفاوتی از سرمایه گذاری، نظارت و اختیارات مدیریتی قرار می دهند که دارای پیامد متعددی برای تصمیمات سرمایه گذاری مدیریتی است. (مایلز و اسنو (۱۹۷۸))؛ هدف این مقاله، بررسی تأثیر استراتژی تجاری فوق بر کارایی سرمایه گذاری شرکتها است که امیدواریم مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد.

روش های بکار گرفته شده برای بررسی تحقیقات

بر اساس رگرسیون لجستیک چند جمله ای، داده های ۱۱۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی ۱۳۸۰ – ۱۳۹۴ از نرم افزار رهاورد نوین، صورت های مالی و سایت رسمی بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری و برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شد.

یافته های پژوهش

براساس یافته های پژوهش، شرکت هایی که استراتژی آینده نگر و مبتنی بر نوآوری را دنبال می کنند، در پروژه های با ریسک بالا سرمایه گذاری کرده و احتمال زیادی برای پیش سرمایه گذاری دارند. در حالی که شرکت های پیرو استراتژی تدافعی و مبتنی بر کارایی بیشتر در معرض سرمایه گذاری کمتر از حد قرار دارند

استراتژی تجاری و فرصتهای سرمایه گذاری

کارایی سرمایه گذاری به صورت مفهومی، به معنی پذیرش پروژه هایی با خالص ارزش فعلی مثبت است و منظور از ناکارایی سرمایه گذاری، گذر از این فرصت های سرمایه گذاری، سرمایه گذاری کمتر از حد و یا انتخاب پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفي سرمایه گذاری بیش از حد است (فروغی و همکاران، ۱۳۹۵), استدلال می شود استراتژی تجاری شرکت ها یکی از عوامل مؤثر بر کارایی سرمایه گذاری و مشخص کننده سطح سرمایه گذاری های سرمایه ای است (نویسی و همکاران، ۲۰۱۶).

از طرف دیگر مسئله اصلی در تحقیقات حسابداری و مدیریت این است که چگونه استراتژی تجاری یک شرکت ممکن است موجب گردد مدیران بر خلاف منافع سهامداران عمل نمایند. تحقیقات قبلی سنجه ترکیبی از استراتژی تجاری یک شرکت را مورد بررسی قرار داده اند که برحسب استراتژی های آینده نگر و تدافعی تعریف شده است (مايلز و استو، ۱۹۷۸) و این موضوع را به صورت تجربی مستند کرده اند که شرکت های با استراتژی تجاری آینده نگر در پروژه های با ریسک بالا سرمایه گذاری کرده و بیشتر با مسائل نمایندگی مواجه می شوند (راجاگو پالان، ۱۹۹۷). بنابراین بی نظمی های گزارشگری مالی بیشتری از خود نشان می دهند که نیازمند تلاش های بیشتر در حسابرسی چنین شرکت هایی است (بنتلی و همکاران، ۲۰۱۳).

مقالات معتبر مدیریت استراتژیک را در سایت شریف استراتژی بخوانید

نقش استراتژی تجاری در ایجاد سود پایدار چیست

علاوه بر این، تحقیقات دیگر نشان می دهد که شرکت های با استراتژی تجاری آینده نگری بیشتر درگیر استراتژی های اجتناب مالیاتی  بوده (هیگین و همکاران، ۱۲۰۱۵ دیانتی دیلمی و همکاران، ۱۳۹۴) و کیفیت سود بهتری دارند (تاتی و محب خواه، ۱۳۶۳). استدلال می شود که اختیارات مدیریتی بیشتر (بوید و سالامین، ۲۰۰۱) و نظارت ضعيف (بنتلی و همکاران، ۲۰۱۳) در یک استراتژی تجاری آینده نگر، محیط را برای دیدگاه های مستقل مدیریتی آماده می سازد که ممکن است منجر به بیش سرمایه گذاری شود (نویسی و همکاران، ۲۰۱۶)

از طرف دیگر، استراتژی تجاری تدافعی اختیارات مدیریتی را کمتر (توماس و راماسوامی، ۱۹۹۶) و نظارت جدی را در پی دارد (تری اتلی و همکاران، ۲۰۱۳) که مدیران را به منظور کاهش ریسک های مرتبط با شغل خود به سرمایه گذاری کمتر از حد در پروژه های با بازدهی بالا اما پر ریسک بر می انگیزاند (تویسی و همکاران، ۲۰۱۶)

بررسی ارتباط بین استراتژی تجاری و کارایی سرمایه گذاری در تحقیق حاضر به دو دلیل حائز اهمیت است: اول اینکه در پاسخ به تحقیقات قبلی (نظیر بیدل و همکاران، ۲۰۰۹) که بررسی رابله علی بین کیفیت گزارش های مالی و کارایی سرمایه گذاری را الزامی کرده اند، در تحقیق حاضر که نوشته آن را میخوانید، استراتژی تجاری را به عنوان اثر درجه اول معرفی می کند. دوم اینکه در تحقیقات خارجی مختلفی نظیر (نویسی و همکاران) رابطه بین نوع استراتژی تجاری و سطح مطلوب سرمایه گذاری به خوبی بررسی و مستند شده است؛ اما در تحقیقات داخلی، تأثیر استراتژی تجاری بر سطوح سرمایه گذاری شرکت ها و میزان بهینه آنها مورد بررسی و آزمون قرار نگرفته است. بنابراین، با انجام تحقیق حاضر، خلأ مربوطه در ادبیات پژوهش های داخلی نیز مرتفع می گردد

در ادامه ساختار این مقاله به این ترتیب خواهد بود که ابتدا مبانی نظری پژوهش شامل کارایی سرمایه گذاری، استراتژی تجاری و انواع آن تعریف شده است و در بخش پایانی نیز پس از بیان نتایج پژوهش، نتیجه گیری و پیشنهادها خواهد آمد

نقش اصطکاک بازار در کارایی سرمایه گذاری چیست؟

با توجه به چارچوب نئوکلاسیک سرمایه گذاری، سرمایه گذاری های سرمایه ای بر مبنای نسبت نهایی و ارزیابی می شوند. نسبت نهایی و بیانگر این مورد است که آیا منافع تنهایی حتی با در نظر گرفتن تعديلات بابت سرمایه گذاری های جدید فراتر از هزینه نهایی سرمایه گذاری خواهد بود یا خیر (بیدل و همکاران، ۲۰۰۹ تویسی و همکاران، ۲۰۱۶) علاوه بر این سرمایه گذاری در پروژه هایی با خالص ارزش فعلی مثبت، نیازمند تأمین مالی خارجی است و بعد از پرداخت هزینه های بهره مربوطه، مدیران باید وجه نقد اضافی را به سرمایه گذاران برگردانند. در حالی که مودیلیانی و میلر (۱۹۵۸) پیشنهاد می کنند که شرکت ها همیشه می توانند سطوح بهینه سرمایه را در بازارهای کامل حفظ کنند، تحقیقات دیگر بیان می کنند که اصطکاک بازار می تواند بر کارایی سرمایه گذاری که شامل منابع مالی (مایرز، ۱۹۷۷) و تضاد نمایندگی است تأثیر گذار باشد (جنسن، ۱۹۸۶)

بیدل و همکاران (۲۰۰۹) و مدرس و حصارزاده (۱۳۸۷) به طور مفهومی زمانی سرمایه گذاری یک شرکت را به عنوان کارا تعریف می کند که پروژه هایی با خالص ارزش فعلی مثبت تحت سناریوی بدون اصطکاک بازار مانند انتخاب معکوس و هزینه های نمایندگی انتخاب کند؛ بنابراین سرمایه گذاری کمتر از حد شامل کنار گذاشتن هر گونه فرصت های سرمایه گذاری است که می تواند در غیاب انتخاب معکوس خالص ارزش فعلی مثبتی داشته باشد، به شیوه ای مشابه آنها بیش سرمایه گذاری را به عنوان سرمایه گذاری در پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی تعریف می کنند.

نقش استراتژی تجاری در سرمایه گذاری کمتر از حد

در ادبیات مرتبط با سرمایه گذاری کمتر از حد، استدلال می شود مدیران ریسک گریز که نگران شغل خود هستند، اگر به این نتیجه برسند که چنین پروژه هایی رفاه شخصی آنها را در معرض ریسک قرار دهد المبرت ۱۹۸۶)، ممکن است با رد پروژه های افزاینده ارزش یا اجتناب از پروژه های سرمایه گذاری ریسکی اما بهینه، کم کاری کنند. از طرف دیگر، با بیش سرمایه گذاری، مدیران می خواهند شرکت خود را گسترش دهند و میزان سرمایه گذاری آن را فراتر از حالت بهینه کنند تا قدرت و منافع بیشتری کسب کنند ( آقاروال و سامویک، ۲۰۰۶). جنسن (۱۹۸۶) پیشنهاد می کند که مدیران منفعت طلب جریان های نقد آزاد را به جای پرداخت به سهامداران در پروژه های با خالص ارزش فعلی منفی سرمایه گذاری خواهند کرد که این عمل منجر به پیش سرمایه گذاری غیربهینه خواهد شد.

تعاریف مهم در استراتژی تجاری چیست؟

برخی کارشناسان حوزه مدیریت استراتژیک استراتژی تجاری را راه و روش تحقق مأموریت سازمانی تلقی می کنند، به گونه ای که سازمان عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) و عوامل داخلی (قوتها وضعف ها) را بررسی و از نقاط قوت داخلی و فرصتهای خارجی به خوبی بهره برداری می کند و ضعف های داخلی را از بین می برد.

ادبیات مدیریت شامل گونه شناسی متعددی از استراتژیهای مختلف (بویژه استراتژی تجاری کسب و کار) است و به توصیف این موضوع می پردازد که شرکت ها چگونه در بازارهای مربوط به مدیریت  عملیات خود به رقابت می پردازند. به عنوان مثال پورتر (۱۹۹۸) بین استراتژی هایی که مزیت رقابتی آنها بر مبنای قیمت (رهبری هزینه) و کیفیت (تنوع محصولات ) است فرق قائل می شود.

تقسیم بندی استراتژی تجاری از دیدگاه استراتژیست های بزرگ در جهان

از طرف دیگر مارچ (۱۹۹۱) استراتژی تجاری را به دو گروه استثمارگر و  اکتشافی تقسیم بندی می کند به شیوه ای مشابه تریسی و ویرسما (۱۹۹۵) استراتژی تجاری را به سه گروه تعالی عملیاتی، رهبری محصول و صمیمیت با مشتری تقسیم می کند. با وجود این، گونه شناسی استراتژی ارائه شده توسط مایلز و اسنو (۱۹۷۸) در تحقیقات اخیر که بیشتر به کار گرفته شده است و استراتژی تجاری را به خروجی های شرکت نظیر کیفیت گزارش های مالی، کیفیت سود، عملکرد مالی شرکت، ریسک سقوط قیمت سهام، عدم تقارن اطلاعاتی، مسئولیت پذیری اجتماعی، اجتناب از مالیات و خودشیفتگی مدیران مرتبط می کند. بسیاری از استراتژیست های بزرگ استدلال می کنند که شرکت ها یکی از سه استراتژی ممکن آینده نگر، تدافعی یا تحلیلی را به کار می گیرند و این مهم با پذیرش الگوهای مختلف بازارهای محصول، فناوری، ساختارها و فرایند سازمانی حاصل می شود تا در شرایط رقابتی در بازار باقی بمانند.

مسیر استراتژیک سرمایه گذاری

استراتژی تجاری شرکت (از طریق استراتژی های آینده نگر با تدافعی) مشخص کننده مسیر دیدگاه استراتژیک سرمایه گذاری آن بوده و سطح اختیارات مدیریت و عدم تقارن اطلاعاتی آن را تحت تأثیر قرار داده و در نهایت تصمیمات سرمایه گذاری آن را نیز متأثر می سازد نویسی و همکاران، ۲۰۱۶). 

در این تحقیق نیز از سنجه های استراتژی و گونه شناسی ارائه شده توسط مایلز و استو (۱۹۷۸) به چندین دلیل استفاده شده است: اول اینکه استنباط های ارائه شده بر اساس گونه شناسی مذکور هم پوشانی قابل ملاحظه ای با سایر گونه شناسی های سازمانی دارد و این استنباط ها برای سایر گونه شناسی های سازمانی قابل استفاده است (چن و همکاران، ۲۰۱۶). به طور خاص می توان استراتژی تجاری آینده نگر مایلز و اسنو (۱۹۷۸) را معادل با استراتژی تمایز محصول پورتر (۱۹۹۸)، استراتژی اکتشافی مارچ (۱۹۹۱) را با استراتژی رهبری بازار محصول تریسی و ویرسمس (۱۹۹۵) دانست.

به شیوه ای مشابه استراتژی تدافعی مایلز و اسنو (۱۹۷۸) را می توان هم ارز با استراتژی رهبری هزینه پورتر (۱۹۹۸)، استراتژی استثمارگری’مارج (۱۹۹۱) با استراتژی رهبری تعالی عملیاتی شرپسی و ویرسمس (۱۹۹۵) دانست. دوم اینکه گونه شناسی سازمانی مایلز و اسنو (۱۹۷۸) با استفاده از داده های آرشیوی قایل عملیاتی شدن است، در حالی که سایر گونه شناسی های ذکر شده عمدتا بر مصاحبه با پیمایش از کارکنان اتکا می کنند و به احتمال زیاد قابلیت تکرار ندارند (چن و همکاران، ۲۰۱۶).

تحلیل مالی و تدوین استراتژی های سازمان با ریکرد مدیریت استراتژیک

نتیجه تأثیر استراتژی تجاری بر کارایی سرمایه گذاری

در تحقیق حاضر با استفاده از تئوری سازمانی مایلز و اسنو (۱۹۷۸) و تحقیقات قبلی، سنجه های استراتژیهای سازمانی با کسب و کار که با استفاده از داده های عمومی و در دسترس شرکت ها قابل عملیاتی شدن است، توسعه داده شد. سپس تأثیر استراتژی تجاری بر کارایی سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی بازه زمانی ۱۳۸۰-۱۳۹۴ مورد بررسی قرار گرفت. همان طور که پیش تر در مبانی نظری بحث شد، استراتژیهای تدافعی و آینده نگر، شرکت ها را در معرض سطوح متفاوتی از سرمایه گذاری، نظارت، ریسک و پیچیدگی ذاتی و اختیارات مدیریتی قرار میدهد. این موضوع، پیامد مهمی برای تصمیمات سرمایه گذاری آنها به دنبال دارد.

نتایج اولیه تحقیق نشان دادکه  شرکت های پیرو استراتژیهای آینده نگر، احتمال زیادی برای پیش سرمایه گذاری دارند. به عبارتی دیگر تصمیمات مدیران در چنین شرکتهایی موجب بیش سرمایه گذاری می شود. بر اساس مبانی بحث شده، این استراتژی اختیارات بیشتری را برای مدیران ارائه کرده، شرکت را به عنوان سازمانی که برخورد نامتقارن تری در ارتباط با هزینه های عمومی، اداری و فروش داشته است و آنها را بعنوان سازمانهای پیشرو در بازار و دنبال کننده نو آوری توصیف می کند. این مهم نیاز به سرمایه گذاری در فناوری های جدید و چند گانه جهت تأمین مالی طراحی محصولات نو و کشف بازارهای جدید محصولات را در پی دارد.

سطح پایین اختیارات مدیریتی و نظارت دقیق تر و الزام به سرمایه گذاری کمتر در شرکت های پیرو استراتری تدافعی عملت منجر به تصمیمات سرمایه گذاری کمتر از حد می شود. از طرف دیگر، در شرکت های پیرو استراتژی آینده نگر، اختیارات مدیریتی بیشتر، نظارت سهل گیرانه و نیاز به سرمایه گذاری بیشتر منجر به تصمیمات بیش سرمایه گذاری می شود

در نتیجه نیاز به سرمایه گذاری گسترده ای وجود داشته و احتمال بالایی برای پیش سرمایه گذاری را می توان متصور شد. این موضوع با نتایج تحقیقات نویسی و همکاران (۲۰۱۶) هم راستا است. به شیوه ای مشابه اما غير مستقيم بالاس و همکاران (۲۰۱۵) در تحقیق خود نیز دریافتند که استراتژی تجاری انتخابی عامل مهمی در رفتار هزینه است و سرمایه سازمانی و توانایی مدیریت تا حدودی منجر به چسبندگی بیشتر هزینه ها می شود. علاوه بر این، آنها به این نتیجه رسیدند که سرمایه گذاری در دارایی های نامشهود نیز عامل مهمی در تعدیل رابطه بین استراتژی تجاری انتخابی شرکت و رفتار هزینه آن است.

از طرف دیگر نتایج نشان می دهد، شرکت هایی که پیرو استراتژیهای تدافعی هستند، احتمال بیشتری برای سرمایه گذاری کمتر از حد دارند. به عبارتی دیگر، تصمیمات مدیریتی در چنین شرکت هایی عمدتا منجر به سرمایه گذاری کمتر از حد می شود. سطح پایین اختیارات مدیریتی و نظارت دقیق تر و الزام به سرمایه گذاری کمتر در شرکت های پیرو استراتژی تدافعی، مدیران را بر می انگیزد تا سود خالص را افزایش داده، موجب سرمایه گذاری کمتر از حد در پروژه های بلند مدتی که خالص ارزش فعلی مثبت دارند، شوند. نتایج این فرضیه نیز با تحقیق نویسی و همکاران (۲۰۱۶) نیز سازگاری دارد.

شرکت های با استراتژی های مختلف ممکن است مکانیزم های حاکمیت شرکتی متفاوتی را در سازمان خود  اتخاذ کنند.

به محققان حوزه مالی و مدیریت استراتژیک پیشنهاد می شود که به بررسی نقش تعدیل کنندگی مکانیزم های حاکمیت شرکتی بر رابطه بین کارایی سرمایه گذاری و استراتژی تجاری شرکت ها بپردازند. علاوه بر این، بررسی این موضوع که آیا سرمایه گذاران به کارایی سرمایه گذاری شرکت ها بر اساس استراتژی تجاری آنها، متفاوت یا یکسان، واکنش می دهند ؟ ونیز، آیا اساس کار آنها سودمند خواهد بود یا خیر؟

هم چنین با توجه به اینکه میزان شدت سرمایه در صنایع مختلف، متفاوت است، بررسی فرضیه های تحقیق در سطح صنایع مختلف نیز سودمند است. در نهایت به محققان آتی پیشنهاد می شود که تحقیق حاضر را با در نظر گرفتن اثر تعدیل گری محیط اطلاعاتی شرکت ها و شاخص رقابت در بازار محصول به عنوان یکی از (جایگزین های مکانیزم نظارتی) بررسی کنند.

جهت خواندن متن کامل این مقاله به لینک منبع مراجعه نمایید و برای آشنایی بیشتر قسمت وبلاگ و مقالات شریف استراتژی را بخوانید، همچنین برای مخاطبان لینک مقالات خارجی نیز به اشتراک گذاشته شده است؛ لطفا پس از خواندن این مقاله نظرات خود را بیان نمایید

برگرفته از مقاله تأثیر استراتژیهای تجاری بر کارایی سرمایه گذاری

The Effect of Corporate Strategy and Capital Structure on Performance

Working Capital Management, Corporate Performance, and Strategic

The Effects of Business Environment and Strategy on a Firm’s