در این مقاله به تعریف مدیریت ریسک، حاکمیت شرکتی و راهبری شرکتی خواهیم پرداخت و نحوه تعامل هر کدام با یکدیگر را تشریح خواهیم کرد. در ادامه به بررسی انواع ریک های سازمانی و نحوه مدیریت ریسک خواهیم پرداخت و ریسک های سازمانی را تقسیم بندی خواهیم کرد؛ همچنین توضیح خواهیم داد که چطور با ابزارهای مدیریت ریسک میتوانیم ریسکهای کسب و کار را کنترل کنیم و در اجرا نحوه مدیریت ریسک در شرکتهای مالی و بیمه ها را بررسی میکنیم.

مدیریت ریسک در شرکتهای مالی و بیمه ها چگونه انجام میشود؟

در این مقاله به تعریف مدیریت ریسک، حاکمیت شرکتی و راهبری شرکتی خواهیم پرداخت و نحوه تعامل هر کدام با یکدیگر را تشریح خواهیم کرد. در ادامه به بررسی انواع ریک های سازمانی و نحوه مدیریت ریسک خواهیم پرداخت و ریسک های سازمانی را تقسیم بندی خواهیم کرد؛ همچنین توضیح خواهیم داد که چطور با ابزارهای مدیریت ریسک میتوانیم ریسکهای کسب و کار را کنترل کنیم و در اجرا نحوه مدیریت ریسک در شرکتهای مالی و بیمه ها را بررسی میکنیم.

مدیریت ریسک در شرکتهای مالی

تحولات و رویدادهای اخیر در سطح جهان، به ویژه بحران های مالی جهانی، علاقه به تمرکز بر موضوع ریسک و ماهیت ابزارها و سامانه های عملیاتی مدیریت ریسک را افزایش داده است؛ افزایش بیش از حد تقلب در شرکت ها و رسوایی های ناشی از کشف آنها در دهه های اخیر نیاز به استفاده از ساز و کارهای نظام راهبر و توجه به حاکمیت شرکتی را بیش از پیش ضروری ساخته است، در این میان یکی از حوزه هایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است به کارگیری ابزارهای نوین مدیریت ریسک استراتژیک توسط هیئت مدیره در برنامه ریزی ها و اداره امور شرکت های سرمایه گذاری، بانکی و بیمه است. از آنجایی که استقرار روش های بهینه ی مدیریت ریسک و بهره برداری از ابزارهای مدیریت ریسک و نظام راهبری سازمانی نقش ارزنده ای در کنترل راهبردهای بنگاه و موفقیت کوتاه و بلندمدت آن دارند، فرآیند مدیریت استراتژیک شامل تلفيق مزیت استراتژیک با محیط کسب و کار سازمان است.

در شرکت های مالی با توجه به رسالت آنها مبنی بر مدیریت ریسک های مشتریان، سازمان و محیط جهت دستیابی به سودآوری، این فرایند در قالب مدیریت ریسک استراتژیک متبلور می شود حضور در بازار های مالی با عنایت به شرایط فعلی بازار مالی مستلزم برنامه ریزی جامع و ایجاد نگرش استراتژیک به مدیریت ریسک می باشد. با توجه به افزایش سهم دارایی های فکری در دارایی های شرکت ها و ظهور ریسک های تازه و لزوم مقابله با ریسک های متنوع از جمله ریسک فرآیند سازمان، ریسک اعتباری، ریسک دارایی های فکری ( سرمایه های انسانی، سرمایه های اطلاعاتی، حق امتیاز، علائم تجاری و سایر) استفاده از ریسک جامع توسط هیئت مدیره سازمان های مختلف بسیار ضروری به نظر می رسد.

حاکمیت شرکتی در سال های اخیر، نظر عده زیادی را به خود جلب کرده است. علت این امر توجه به سلامت اقتصادی جامعه و به طور اخص واحدهای تجاری است، به خصوص اینکه افزایش بیش از حد تقلب در شرکت ها و رسوایی های ناشی از کشف آنها در دهه های اخیر نیاز به استفاده از سازوکارهای نظام راهبری سازمانی را بیش از پیش ضروری ساخته است، از سوی دیگر اجرای نظام حاکمیت شرکتی می تواند موجب تخصیص بهینه منابع و بهبود شفافیت اطلاعات مالی منتشر شده در بازار و درنهایت رشد توسعه اقتصادی شود.

شرکت هایی که با فعالیت های مالی درگیر هستند،  لزوم رعایت اصول حاکمیت شرکتی در آنها انکار ناپذیر است. تلفیق اصول اصلی حاکمیت شرکتی با مدیریت ریسک بنگاه های اقتصادی در رابطه با اجرای استراتژی عملیات و استقرار ابزارهای نوین مدیریت ریسک استراتژیک، باتوجه به اینکه سازمانهای مالی بیش از سایر شرکت ها در معرض خطر قرار دارند، در هدایت و اداره امور بهینه و افزایش کارایی و بازده شرکت نقش تعیین کننده ای دارد. از این رو در این مقاله به بررسی اثر یکپارچه کردن مدیریت ریسک بر راهبردها و حاکمیت شرکتی پرداخته شده است.

 مفهوم ریسک

ریسک در زبان عرف عبارت است از خطری که به علت عدم اطمینان در مورد وقوع حادثه ای در آینده پیش می آید و هر چه قدر این عدم اطمینان بیشتر باشد اصطلاحا گفته می شود ریسک زیادتر است، (فرهنگ لغات سرمایه گذاری هیلدرس). ریسک را زیان بالقوه سرمایه گذاری که قابل محاسبه است می داند. از تعاریفی که کامل ترین تعاریف ریسک به حساب می آید توسط اَسوات دامودارن ارائه شده است چرا که نه تنها دنیای سرمایه گذاری بلکه جهان طبیعت و تهدیدات و فرصتها را در کنار یکدیگر قرار داده است او ریسک را «خطر و فرصت» تعریف می کند. پروفسور کالینز ریسک را هر گونه نوسان در عایدی می داند. هیوب، ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می کند. همچنین می گوید: هر پدیده ای که بتواند نتیجه حاصل از آنچه سرمایه گذار انتظار دارد را منحرف سازد ریسک نامیده می شود. اولین بار هربرت مارکوزه بر اساس تعاریف کمی ارائه شده، شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دوره ای یک متغیر تعریف کرد. می توان بر اساس تعاریف ریسک دو دیدگاه ارائه کرد

  • دیدگاه اول: ریسک به عنوان هر گونه نوسانات احتمالی بازدهی اقتصاد در آینده
  • دیدگاه دوم: ریسک به عنوان نوسانات احتمالی منفی بازدهی اقتصاد در آینده

انواع ریسک و روش مدیریت ریسک چیست؟

ساختار مالی موسسات و سازمانها، با توجه به حوزه عملکرد و مدیریت شان، با ریسک های خاصی مواجه است و تغییرات مداوم و ناگهانی در رفتار اقتصادی افراد و نوع پنداشت سرمایه گذاران، عوامل محیطی و توسعه فعالیتهای اقتصادی بر مبحث مدیریت ریسک تاثیر گذار خواهد بود و استفاده از ابزارهای مناسب جهت اندازه گیری و کنترل ریسک هایی که اثرات نقدی دارند و در محدوده کنترل مدیریت هستند اهمیت ویژه ای یافته است. و هر مدیری در هر حوزه ای و هر کسب و کاری که مشغول به کار باشد، باید بتواند ریسک های موجود در حوزه کاری خود را مدیریت کند، اما آنچه به بازار سرمایه مربوط می شود، مدیریت ریسک شرکتهای سرمایه گذاری است که پرتفوی نگهداری می کنند، تصمیم به موقع مدیران می تواند اثر مستقیمی روی ارزش دارایی های سهامداران شرکت داشته باشد.

تقسیم بندی ریسک

به عقیده پارکر، ریسک به دو قسمت کلی تقسیم می شود، قسمت اول ریسک مربوط به بازار سرمایه است که در این حالت با توجه به ماهیت مالی متغیر ها، روش های مدیریت ریسک برای کنترل آنها اعمال می گردد. در کنار ریسک بازار سرمایه (ریسک مالی)، ریسک بازار محصول (ریسک غیر مالی) در قسمت دوم قرار می گیرد، که شامل انواع ریسک در سطوح عملیاتی می شود، کلیه این ریسک ها با یکدیگر در ارتباط هستند و برای مطالعه ریسک در یک سازمان، باید تمامی این ریسک ها و تاثیر آنها سنجیده شود. علاوه بر این دانشمندان دیگر، ریسک را به چند گروه ذیل قابل تقسیم می دانند

ریسک سیستماتیک

ریسکی کاهش ناپذیر، غير قابل کنترل و تابع عوامل برون سازمانی و زائیده تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیط بازار سرمایه است و در برگیرنده ریسک های تورم، بازار و نرخ بهره است. بیشتر سهام ها و اوراق بهادار بدون توجه به رفتار یک سرمایه گذار خاص تحت تاثیر این ریسک قرار می گیرند و این تغییرات برای کلیه سرمایه گذاران بحران ساز است. ریسک‌هایی که کنترل آن در اختیار سرمایه‌گذار نیست را ریسک سیستماتیک یا غیر قابل اجتناب می‌نامند. نرخ تورم، بهره بانکی، سیاست‌های اقتصادی و سیاسی، نرخ ارز و  …، مواردی هستند که می‌توانند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در سودآوری شرکت و در نتیجه قیمت سهام آن‌ تاثیرگذار باشند. توجه کنید که کنترل این ریسک‌ها در اختیار سرمایه‌گذار نبوده و به نوعی مربوط سیستم است.

ریسک غیر سیستماتیک

ریسکی کاهش پذیر، قابل کنترل و تابع عوامل درون سازمانی و در برگیرنده ریسک های تجاری، مالی و نقدینگی است، اگر چه اوراق تا حدی از ریسک غیر سیستماتیک برخوردار هستند ولی سهام عادی بیشتر با این نوع ریسک مرتبط است و با ایجاد تنوع سازی و پرتفوی می توان این ریسک را کاهش داد. به آن دسته از ریسک‌هایی که بتوان با استفاده از برخی روش‌ها از آن‌ها اجتناب کرد، ریسک‌های غیر سیستماتیک یا قابل اجتناب می‌گویند. مثلا در بازار سرمایه (بورس)، این ریسک‌ها معمولا به عوامل کلان اقتصادی وابسته نبوده و ناشی از خصوصیات خاص شرکت‌ها هستند. برای مثال، اگر شرکتی که سهامش را خریده‌اید مدیریت ضعیفی داشته باشد یا توان رقابت با سایر شرکت‌ها را نداشته باشد، ریسک‌های حاصله، ریسک غیر سیستماتیک است. این ریسک‌ها اغلب منشأ درونی دارند و علت بروز آن، به داخل شرکت‌ها مربوط است.

ریسک تجاری

ریسک تجاری با ریسک کسب و کار، بعنوان ریسک خاص یک صنعت با شرکت بیان میشود، به طور مثال، نو آوری های تکنولوژیکی طراحی محصول و بازاریابی، در واقع ریسک تجاری عدم قطعیت درآمدهای شرکت به دلیل تغییر شرایط صنعت می باشد. محاسبه این ریسک از نسبت انحراف معیار سود عملیاتی بر میانگین آن محاسبه می شود. تصور کنید سهام یک شرکت خودروسازی داخلی را خریداری کرده‌اید و پس از مدتی دولت تعرفه واردات خودروهای خارجی را کاهش دهد. در این صورت رقابت برای خودروسازان داخلی سخت‌تر شده و احتمالا کاهش فروش محصولات آن‌ها باعث کاهش سودآوری این‌ شرکت‌ها نیز خواهد شد. به این نوع ریسک که در واقع متوجه صنعت خاصی است و برای هر صنعت می‌تواند متفاوت باشد، ریسک تجاری می گویند.

ریسک استرتژیک

ریسک های ناشی از تغییرات بنیادی در محیط اقتصادی یا سیاسیرا ریسک استراتژی گویند؛ بطور مثال: ریسک سیاسی را میتوان این طور بیان نمود که عدم ثبات در اوضاع سیاسی که به مسائل اقتصادی یک کشور آسیب بزند، به طور مستقیم بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی فعال در آن کشور تأثیر می‌گذارد. هر اندازه بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی افزایش یابد، عملکرد بنگاه‌های اقتصادی بیشتر با مشکل روبرو می‌شود. به این ریسک، ریسک سیاسی یا اصطلاحا ریسک کشور نیز می‌گویند. البته توجه کنید که تحلیل شرایط و این که رویدادهای سیاسی چه تاثیری بر شرایط اقتصادی و بازارهای مالی می‌توانند داشته باشند، بر عهده‌ی واحد مدیریت ریسک سازمان شماست.

ریسک مالی

اگر شرکتی که سهام آن را خریداری کرده اید، حجم زیادی وام از بانک دریافت کرده باشد، باید اصل وام و سود حاصل از آن را در یک دوره زمانی به بانک پرداخت کند، بنابراین تعهدات مالی زیادی نسبت به بانک دارد و در صورتی که نتواند در سررسید مقرر به تعهدات خود عمل کند با مشکلات مالی زیادی مواجه خواهد شد و سهام این شرکت در معرض ریسک مالی زیادی قرار خواهد گرفت. ریسک های مرتبط با زبان های محتمل در بازارهای مالی، مثلا تغییر در نرخ بهره با نرخ ارز، یک راه منطقی برای تقسیم ریسک کلی به اجزای تشکیل دهنده آن، تمایز میان اجزای کلی (بازار) و اجزای خاص (اوراق خاص) است، تجزیه و تحلیل گران مجموع دو نوع ریسک غیر قابل کنترل سیستماتیک) و ریسک قابل کنترل (غیر سیستماتیک) را ریسک کل می دانند؛

ریسک انطباق (قانونی)

ریسک انطباق به ریسک‌هایی می‌گویند یک شرکت و یا موسسه درگیر مسائل قضایی شده و به همین دلیل ضرر می‌کند. برای دور شدن از چنین ریسک‌هایی بسیاری از شرکت‌های روش‌های مختلفی؛ مانند سیستم ضد پولشویی و یا شناسایی مشتری استفاده می‌کنند. اگر مشکلات حقوقی گریبانگیر یک شرکت و یا کارخانه شود، ممکن است باعث تعطیل شدن کلی آن موسسه گردیده و یا در حالت بهتر پرداخت خسارت و جریمه‌های مختلف را به آن‌ شرکت تحمیل کند. بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری و بانک‌ها به دلیل شکایت‌های حقوقی و تحریم‌ها با شکست‌های قانونی مواجه شده و از بین رفته‌اند. اختلاس و فساد از دیگر مثال‌های ریسک انطباق است.

ریسک نقدشوندگی

نقدشوندگی مفهومی سهل و ممتنع دارد که به صورت مستقیم قابل مشاهده نیست؛ با این حال، در بیشترموارد به سهولت تسویه پذیری و تبدیل یک دارایی به پول نقد، نقدشوندگی میگویند. ریسک نقدشوندگی پاسخ قیمت به حجم معاملات را نشان میدهد.ریسک نقدشوندگی ریسکی مالی است که براساس آن برای یک دورۀ زمانی خاص یک دارایی، سهام یا کانال را نمیتوان به سرعت در بازار بدون تأثیر قیمت بازار معامله کرد . این ریسک در قیمتگذاری داراییها و کارآیی بازار نقش چشمگیری دارد؛ یکی از ویژگی های دارایی خوب آن است که به سرعت به پول نقد تبدیل شود. فرض کنید قصد دارید سهام شرکتی را در بازار به فروش برسانید ولی به دلیل عملکرد نامناسب شرکت، خریداری برای آن سهام پیدا نمی‌شود، در این حالت شما با ریسک نقد شوندگی مواجه هستید. در واقع هرقدر خرید و فروش یک دارایی سریعتر انجام شود، ریسک نقدشوندگی کمتر می‌شود.

ریسک اجرایی

ریسک اجرایی، به ریسک و خطری می‌گویند که بر اثر شکست در فعالیت‌های داخلی یک فرآیند، سیستم و یا روند تولید اتفاق میفتد. این شکست‌ها اغلب بر اثر اشتباهات انسانی و یا کلاهبرداری‌ها به وجود می‌آیند. برای کاهش ریسک اجرایی، هر کمپانی و کارخانه‌ای باید در کنار اتخاذ روش‌های قدرتمند و مدیریت داخلی موثر، برخی ممیزی‌های امنیتی را نیز اعمال کند. مثال‌های زیادی از کارمندان و کارگرانی وجود دارد که به دلیل مدیریت اشتباه، مدیران یک شرکت، ضررهای جبران نا‌پذیری به سرمایه‌های آن شرکت زده‌اند. این فعالیت‌های اشتباه ضررهای بزرگی را در سراسر جهان به همه، به خصوص صنعت بانکداری، وارد کرده است. شکست‌های اجرایی ممکن است بر اثر حوادث خارجی که به صورت غیر مستقیم بر روی فعالیت‌های کمپانی تاثیر می‌گذارند، به وجود بیاید؛ از جمله‌ مثال‌های این اتفاقات می‌توان به تصمیمات کلان اشتباه در سطح دولت، زلزله، سیل و دیگر حوادت طبیعی و غیرطبیعی دیگر اشاره کرد.

ریسک بازار

ریسک بازار عبارت است از تغییر در بازده که ناشی از نوسانات کلی بازار است. در بین انواع ریسک‌ها آشناترین ریسک است که به عنوان ریسک نوسانات بازار نیز شناخته می‌شود و سرمایه‌گذاران و معامله‌گران در بورس بصورت روزانه با آن مواجه هستند. این ریسک بیشتر در بازار سهام، آتی سکه، فارکس و سایر بازارهای با نوسانات بالا وجود دارد. نوسانات یک معیار برای ریسک است چون به رفتار و خلق و خوی سرمایه‌گذاران بستگی دارد و نه منطق ( این مقاله را بخوانید : روانشناسی، حلقه مفقوده تصمیم‌گیری در بازار بورس ) چون کسب سود فعالان بازار به بالا و پایین شدن قیمت بستگی دارد، نوسانات برای بازدهی یک امر حیاتی است و هرچقدر یک اوراق بهادار یا بازار با نوسانات بیشتری همراه باشد، احتمال بیشتری برای تغییر بزرگ در هر دو جهت (افزایش یا کاهش قیمت) وجود دارد. همه اوراق بهادار در معرض ریسک بازار قرار دارند، اگرچه سهام عادی بیشتر تحت تأثیر این نوع ریسک است. این ریسک می‌تواند ناشی از عوامل متعددی از قبیل رکود، جنگ، تغییرات ساختاری در اقتصاد و تغییر در ترجیحات مشتریان است.

ریسک نرخ سود

فرض کنید دو گزینه برای سرمایه‌گذاریدارید. خرید سهام با سود مورد انتظار ۳۰ درصد و خرید اوراق مشارکت با سود ثابت ۲۰ درصد. کسی که ریسک پذیری بالاتری داشته باشد خرید سهام را ترجیح خواهد داد. اما اگر بانک تصمیم بگیرد که نرخ سود را به ۳۰ درصد برساند در این حالت فردی که اوراق مشارکت خریداری کرده است بدون تحمل ریسک به این سود دست یافته است. این ریسک مربوط به زمانی است که تغییر در نرخ سود باعث دگرگونی ارزش یک سرمایه‌گذاری گردد، این نوع ریسک معمولا روی اوراق مشارکت و اوراق بدهی بیشتر اثر می‌گذارد.

ریسک تورم

اگر تورم سالیاته کشور حدود ۲۰ درصد باشد و شما در سرمایه‌گذاری خود بتوانید ۶۰ درصد بازدهی کسب کنید، بازدهی شما مطلوب است زیرا که ۴۰ درصد بیشتر از تورم به دست آورده‌اید و در واقع قدرت خرید شما به اندازه ۴۰ درصد بیشتر شده است. حال اگر تورم به ۴۰ درصد افزایش پیدا کند و بازدهی شما همان عدد ۶۰ درصد باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟! آیا باز هم این سرمایه‌گذاری جذاب خواهد بود؟! به این نوع ریسک که ناشی از افزایش تورم کشور است ریسک تورم می‌گویند.

ریسک نقدینگی

ریسک نقدینگی به ریسکی می‌گویند که با وجود آن یک سرمایه‌گذار و یا معامله‌گر نمی‌تواند یک دارایی خاص را بدون تغییر شدید در قیمتش، به سرعت خریداری کرده و یا بفروشد. برای مثال فرض کنید که علی ۱۰۰۰ واحد از یک ارز دیجیتال را با قیمت هر واحد ۱۰ دلار خریداری کرده است. حال فرض می‌کنیم که قیمت آن ارز دیجیتال تا چندین ماه ثابت بماند و همان حوالی ۱۰ دلار معامله شود. در یک بازار با حجم بالا که نقدینگی در آن زیاد است، علی می‌تواند ۱۰۰۰ واحد ارز دیجیتال خود را به راحتی بفروشد و حتی سود کند؛ اما در صورتی که نقدینگی در بازار مورد نظر وجود نداشته باشد، تنها چند خریدار اندک برای رمزارزهای او وجود داشته و مجبور است در نهایت مقدار قابل توجهی از کوین‌های خود را با قیمت کمتر به فروش برساند.

 

حاکمیت شرکتی

در یک تعریف محدود، حاکمیت شرکتی مجموعه ای از قوانین و مقرراتی است که تضاد بالقوه بین مدیران و سهامداران را حل می کند. به ویژه برای بانکها که مالکان به منظور افزایش ارزش سهام خود، از استراتژی های سرمایه ای مخاطره آمیز حمایت می کنند. در تعریفی دیگر، حاکمیت شرکتی مدیریت تضاد بین تمامی ذینفعان سازمان است. این تعریف مبتنی بر تئوری ذینفعان است. بر اساس تئوری ذینفعان، هر فرد یا گروهی که بر عملکرد بنگاه تأثیر میگذارد یا از عملکرد بنگاه تأثیر می پذیرد، ذینفع محسوب میشود و مدیریت سازمان در تصمیم گیری های خود باید به منافع متضاد همه این گروهها توجه نماید.

حاکمیت شرکتی به مکانیسم هایی اشاره دارد که برای شناسایی مسائل نمایندگی و کنترل ریسکهای بنگاه به کار می رود. بطور کلی تعاریف حاکمیت شرکتی در متون علمی دارای ویژگی های مشترک و معینی هستند که یکی از آنها پاسخگویی” است. تعاریف محدود حاکمیت شرکتی متمرکز بر قابلیت های سیستم قانونی یک کشور برای حفظ حقوق سهامداران اقلیت می باشند، این تعاریف اساسا برای مقایسه بین کشوری مناسب هستند و قوانین هر کشور نقش تعیین کننده ای در سیستم حاکمیت شرکتی دارد و در تعاریف گسترده تر حاکمیت شرکتی بر سطح پاسخگویی وسیع تری نسبت به سهامداران و دیگر ذینفعان تأکید دارند. تعاریفمگینسونو رابرت مانکز که به گروه بیشتری از ذینفعان تأکید دارند از مقبولیت بیشتری نزد صاحب نظران برخوردار است. تعاریف گسترده تر نشان می دهند که شرکت ها در برابر کل جامعه، نسل های آیند و منابع طبیعی (محیط زیست) مسئولیت دارند.

بیشتر بخوانید: بخش بندی استراتژیک بازار و تعیین گروه های استراتژیک چگونه انجام میشود؟

در این دیدگاه، سیستم حاکمیت شرکتی در حقیقت موانع و اهرم های تعادل های درون سازمانی و برون سازمانی برای شرکتها است که تضمین می کند آن ها مسئولانه عمل کنند. همچنین، استدلال منطقی در این دیدگاه آن است که منافع سهامداران را فقط می توان با در نظر گرفتن منافع ذینفعان برآورده کرد، چون شرکتهایی که در برابر تمام ذینفعان مسئول می باشند در درازمدت موفق و با رونق تر هستند. شرکت ها می توانند ارزش آفرینی خود را در دراز مدت افزایش دهند و این کار را با انجام مسئولیت خود در برابر تمام ذینفعان و با بهینه سازی سیستم حاکمیت خود می کنند. این دیدگاه مورد تأكيد اكثر متون علمی است. تحقیقات تجربی مؤید این دیدگاه است که عملکرد مالی شرکتها با اعمال حق حاکمیت شرکتی آنها رابطه مثبتی دارد و مدیران بهتر، موجب حاکمیت شرکتی بهتری می شوند و به ذینفعان خود توجه می کنند. همچنین مدیران بهتر شرکت ها را مؤثرتر کنترل می کنند و بازده مالی بیشتری را تولید می کنند.

حاکمیت شرکتی سیستمی است که توسط آن شرکت ها در حال کارگردانی و کنترل سازمان هستند و این فرآیند شامل ساز و کارهای نظارتی در بازار، نقش و روابط بین مدیریت یک شرکت، هیأت مدیره آن، سهامداران خود و سایر ذینفعان و اهداف که برای آن است شرکت اداره می باشد. شرکت های فعال در بخش کسب و کار در دنیای معاصر، گروه اصلی ذینفعان خارجی شامل سهامداران، بدهکاران تجاری، طلبکاران تجاری، تأمین کنندگان، مشتریان و جوامع تحت تأثیر فعالیتهای شرکت است. ذینفعان داخلی هیأت مدیره مدیران و کارکنان دیگر می باشند.

راهبری شرکتی چگونه تعریف میشود؟

تعریف های موجود از راهبری شرکتی در یک طیف وسیع قرار می گیرند. دیدگاههای محدود در یک سو و دیدگاههای گسترده در سوی دیگر طیف قرار دارند. در دیدگاههای محدود، راهبری شرکتی به رابطه شرکت و سهامداران محدود می شود. این، الگویی قدیمی است که در قالب نظریه نمایندگی بیان می شود. در آن سوی طیف، راهبری شرکتی را می توان به صورت شبکه ای از روابط در نظر گرفت که نه تنها میان شرکت و مالکان آنها (سهامداران بلکه میان شرکت و تعداد زیادی از ذینفعان از جمله کارکنان، مشتریان، فروشندگان، دارندگان اوراق قرضه و وجود دارد. چنین دیدگاهی در قالب نظریه ذینفعان دیده میشود. تعريفهای محدود، متمرکز بر قابلیتهای سیستم قانونی یک کشور برای حفظ حقوق سهامداران اقلیت است (پارکینسون)؛ تعاریف محدود اساسا برای مقایسه میان کشورها مناسبند و قوانین هر کشور نقش تعیین کننده ای در سیستم راهبری شرکتی دارد.

تعریف های گسترده تر راهبری شرکتی بر سطح پاسخگویی وسیعتری نسبت به سهامداران و دیگر ذینفعان تاکید دارند. تعریفهای تریگر و رابرت مانگزکه به گروه بیشتری از ذینفعان تاکید دارند، از مقبولیت بیشتری نزد صاحبنظران برخوردارند. تعریفهای گسترده تر نشان می دهند که شرکت ها در برابر کل جامعه، نسلهای آینده و منابع طبیعی (محیط زیست) مسئولیت دارند. در این دیدگاه، سیستم راهبری شرکتی موانع و اهرم های تعادل درون سازمانی و برون سازمانی برای شرکت هاست که تضمین می کند، آنها مسئولیت خود را نسبت به تمام ذینفعان انجام می دهند و در تمام زمینه های فعالیت تجاری، به صورت مسئولانه عمل می کنند؛ همچنین، استدلال منطقی در این دیدگاه آن است که منافع سهامداران را فقط می توان با در نظر گرفتن منافع ذینفعان برآورده کرد.

بیان چند تعریف از راهبری شرکتی از میان صدها تعریف مطرح شده خالی از فایده نیست و می تواند برای ارائه تعریفی جامع و کامل از راهبری شرکتی به کار آید. این تعريف ها از نگاهی محدود و در عین حال توصیف کننده نقش اساسی راهبری شرکتی آغاز میشود، در میانه بر یک دیدگاه انحصارأ مالی که به موضوع روابط سهامداران و مدیریت تاکید می کند، می رسد و سرانجام به تعریفی گسترده تر خاتمه می یابد که پاسخگویی شرکتی را در برابر ذینفعان و جامعه دربر می گیرد: ، کادبری در سال ۱۹۹۲ راهبری شرکتی را چنین بیان می کند:” سیستمی که شرکت ها با آن هدایت و کنترل می شوند.” ، همچنین میتوان اینطور بیان نمود که راهبری شرکتی عبارت است از فرایند نظارت و کنترل برای تضمین عملکرد مدیر شرکت مطابق با منافع سهامداران، رابطه بین سهامداران و شرکت های آنان و روشی که سهامداران به کمک آن، مدیران را به بهترین عملکرد تشویق میکنند ( مثلا با رای گیری در مجامع عمومی و جلسات منظم با مدیر ارشد شرکت ها) همچنین برای اطلاع بیشتر میتوانید کتابچه راهبری شرکتی بریتانیا، را مطالعه نمایید. همچنین پروفسور رایت در سال ۱۹۹۳ نوشته است: “راهبری شرکتی عبارت است از: ساختارها، فرایندها، فرهنگ ها و سیستم هایی که عملیات موفق سازمان را فراهم کنند.

ابزاری که هر اجتماع، به وسیله آن جهت حرکت شرکت را تعیین می کند و یاء راهبری شرکتی عبارت است از روابط میان گروههای مختلف در تعیین جهت گیری و عملکرد شرکت. گروههای اصلی عبارتند از: سهامداران، مدیر عامل و هیئت مدیره، سایر گروهها شامل کارکنان، مشتریان، فروشندگان، اعتباردهندگان و اجتماع؛ در واقع سیستم راهبری شرکتی را می توان مجموعه قوانین، مقررات، نهادها و روش هایی تعریف کرد که تعیین می کنند شرکت ها چگونه و به نفع چه کسانی اداره می شوند؛ راهبری شرکتی تنها مربوط به اداره عملیات شرکت نیست بلکه به هدایت، نظارت و کنترل اعمال مدیران اجرایی و پاسخگویی آنها به تمام ذینفعان شرکت (اجتماع) نیز مربوط است

اهمیت راهبری شرکتی در جهان به آن حد است که موسسه رتبه بندی standard & poor معیارهای چهار گانه زیر را برای سنجش وضعیت راهبری شرکتی معرفی کرده است، که به ترتیب اولویت از قرار زیر می باشد:

  1. ساختار مالکیت
  2. روابط ذینفعان مالی
  3. ساختار و عملکرد هیئت مدیره
  4. پاسخگویی شفافیت و افشای اطلاعات

مدیریت ریسک در شرکت های بیمه

تغییرات پویایی که امروزه سازمان ها را در درون و بیرون تحت تأثیر قرار می دهند، تهدیدها و فرصت هایی را برای سازمان خلق می کنند و منجر به تغییر شکل و شیوه کسب و کار می شوند. بنابراین حیات و سود آوری سازمان ها در شرایط پرتلاطم امروزی به توانمندی آنها در رویارویی با تغییرات سریع محیط و بهره برداری از فرصت های خلق شده دارد، تحقق این مهم جز در سایه به کارگیری فنون مدیریت ریسک بنگاه که یک نگاه کل نگر به مدیریت تهدیدها و فرصت ها در عرصه سازمان دارد ممکن نخواهد بود.
باتوجه به رشد رقابت میان سازمان های امروزی و تهدیدها و فرصت هایی که امروزه همه سازمان ها را تهدید می کنند و این تهدیدات ممکن است به شکست سازمان بی انجامد . عوامل این شکست ها مهمترین ریسک هایی هستند که سازمان ها را تهدید می کنند و مدیران باید به فکر راه هایی برای کاهش این ریسک ها باشند. سازمان های تجاری در صنایع مختلف، مدیریت ریسک جامع بنگاه را به عنوان پارادایمی برای کاهش هدر رفتن درآمدها و حفظ مزیت های رقابتی مورد بررسی قرار داده اند.. مدیریت ریسک جامع بنگاه شامل پیش بینی و مدیریت ریسک های تجاری قبل از رخ دادن مسأله و پاسخ گویی به آن واکنش به تهدیدات بعد از زمانی است که خسارت قبلا رخ داده است.

در شرکت های بیمه با توجه به درهم تنیده شدن ریسک های بنگاه جهت ارزیابی و کنترل و انتقال این ریسک ها از جمله ریسک های مالی، ریسک صدور، ریسک تورم، ریسک رقبا، ریسک محیطی، ریسک های طبیعی و ریسک های تازه و نوظهور و سایر ریسک ها نیازمند هیئت مدیره ای با حضور افرادی خاص با ویژگی ها، توانایی و قابلیت های خاصی می باشد. این افراد باید در راهبرد و اداره امور سازمان و در شناسایی و ارزیابی و کنترل و مواجه با ریسک و خطر باید تخصص و تجربه کافی داشته باشند، بدون وجود ابزارهای نوین و ساز و کارها و ساختار مدیریت ریسک و بدون تدوین استراتژی های اساسی سازمان در برخورد و مواجهه با ریسک توسط راهبران شرکت هیچ گونه موفقیتی حاصل نخواهد شد

بسیاری از فعالان حوزه بیمه مقوله ریسک را در ابعادی چون ریسک فیزیکی، ریسک های مرتبط با دارایی ها و یا نهایتا ریسک های اقتصادی مورد بررسی قرار می دهند، در صورتی که وجود سازمان به عنوان یک مجموعه متشکل از افراد در چارچوب ساختارهای سازمانی همراه با ابعاد دیگری از ریسک نیز می باشد. ارائه دیدگاهی جامع از ریسک، نقش سازمان به عنوان محملی برای مواجهه با انواع ریسک ها به ویژه در سازمان های فعال در صنعت بیمه، ضرورت مطالعه ریسک و ترکیب آن با مسائل سازمانی را فزاینده کرده است. در روند جاری ریسک بازار دیگر قدمت، سرمایه، حمایت دولت بدون استقرار مدیریت ریسک استراتژیک و لحاظ نمودن ابعاد حاکمیت شرکتی و استفاده بهینه از ابزارهای نوین ریسک میسر نخواهد شد.

نقش حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک در سازمان

شرکت های بیمه از مؤسساتی هستند که لزوم رعایت اصول حاکمیت شرکتی در آنها انکارناپذیر است. در مؤسسات مالی مانند بانک و بیمه که به نحوی جریان فعالیت شان براساس بازده نقدینگی یا سرمایه گذاری افرادی است که در فهرست سهامداران شرکت نیستند، حاکمیت شرکتی نقش مؤثرتری را ایفا می کند ، حاکمیت شرکتی عاملی است که می تواند باعث بهبود عملکرد شرکت شده و برخی ساز و کارهای مختلف آن عبارتند از: (سرمایه گذاران نهادی، مدیران غیراجرایی، حسابرسی مستقل شرکت کنترل های داخلی، کمیته حسابرسی، نظارت قانونی و در راستای برقراری ساز و کارهای داخلی، حاکمیت شرکتی، جدایی نقش رئیس هیئت مدیره از مدیر عامل، عاملی اساسی و حیاتی و هرچه ساز و کارهای حاکمیت شرکتی ضعیف تر باشد، امکان ترکیب نقش مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره بیش تر می گردد.

تا به حال، پژوهشهای متعددی عوامل موثر بر ریسک شرکت را بررسی کرده اند که یکی از عوامل مورد بررسی حاکمیت شرکتی است. از این روی بین حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک ارتباط نزدیکی وجود دارد که میتواند به سادگی قابل فهم باشد. با تدوین استانداردهای مناسب و قوی برای حاکمیت شرکتی میتوان فرآیند مدیریت ریسک را بهبود بخشید و با یکپارچه کردن مدیریت ریسک و سیستم های داخلی میتوان از تدوین استانداردهای قوی حاکمیت شرکتی اطمینان حاصل نمود؛ بنابراین با توجه به اهمیت مدیریت ریسک در شرکت و تاثیری که حاکمیت شرکتی بر آن دارد، شناسایی عوامل موثر بر این رابطه می تواند ما را در مدیریت ریسک شرکتی و طراحی مناسب مکانیسم های حاکمیت شرکتی کمک کند.

بیشتر بخوانید: راهبرد دیجیتال چیست؟

تلفیق اصول اصلی حاکمیت شرکتی با مدیریت ریسک بنگاه در رابطه با عملیات بیمه گری شرکت های بیمه و استقرار ابزارهای نوین مدیریت ریسک استراتژیک، باتوجه به اینکه شرکت های بیمه بیش از سایر شرکت ها در معرض خطر قرار دارند، در هدایت و اداره امور بهینه و افزایش کارایی و بازده شرکت های بیمه نقش تعیین کننده ای دارد، بدون در نظر گرفتن ریسک و به کار گیری یک نظام جامع و ساز و کارهای نظارت و کنترل ریسک، هیچ برنامه ریزی کوتاه مدت و استراتژیک در شرکت های با موفقیت روبرو نشده و به شکست خواهد انجامید. در دهه اخیر افزایش علاقه مندی به تمرکز بر رویه های مدیریت ریسک را می توان حاصل سه عامل زیر دانست:

اولا، افزایش علاقه مندی به راهبری شرکتی و تمرکز هیئت مدیره شرکت ها برای شناسایی، ارزیابی، برخورد و پایش ریسک ها و هم چنین سنجش اثربخشی کنترل های مدیریت برای مدیریت ریسک؛ روند جهانی قانون گذاری دولت ها با استفاده از رویکردهای قانون گذاری مبتنی بر ریسک که بر ساز و کارهای کنترل داخلی دقیق تر تمرکز دارند. نمونه ی این شیوه ی قانون گذاری را می توان در تصویب قانون سار بنز آکسلی ۲۰۰۲ ایالات متحده و آیین نامه ی راهبری شرکتی بریتانیا مشاهده کرد. عامل سوم؛ تقویت افشای رسوایی ها در رسانه ها است با این وجود برخی از صاحب نظران مثل کسپرسون و همکاران (۲۰۰۳) بر این نکته تأکید گذاشته اند که این دیدگاه باید با احتیاط به کار گرفته شود.

نقش راهبری شرکتی و مدیریت ریسک در سازمان

تئوری نمایندگی بیان می کند که ناقرینگی اطلاعاتی بین مدیران و مالکان میتواند از راه ساز و کارهای پایشگری که توان تحت تاثیر قرار دادن میزان افشا را دارند، کاهش یابد. این موضوع قابل گسترش به روابط بین سهامداران خرد و عمده نیز می باشد. یکی از ساز و کارهای مهم پایش، راهبری شرکتی است. راهبری شرکتی در مورد روابط بین مدیریت، اعضای هیأت مدیره، سهامداران و سایر ذینفعان است و ساختاری را فراهم می کند که از طریق آن هدفهای شرکت تنظیم و روشهای دستیابی به آن هدفها و نظارت بر عملکرد تعیین میشود. ساز و کارهای مختلف راهبری شرکتی وجود دارد که در حالت کلی به دو دسته درون شرکتی (از قبیل هیات مدیره مدیران اجرایی، گروههای کنترلی داخلی و کدهای اخلاقی) و برون شرکتی (نظارت قانونی، بازار سرمایه، سهامداران عمده، سهامداران نهادی و حسابرسان مستقل) قابل تفکیک هستند.

ساز و کارهای راهبری شرکتی مناسب از یک سو به طور مستقیم عملیات شرکت را پایش می کنند و از سوی دیگر مدیران را به بهبود دیگر ساز و کارهای پایش از قبیل افشا سوق می دهند (به آن اثر دومینو میگویند). به این ترتیب نقش پایشی راهبری شرکتی میتواند افشای شرکتها را متاثر ساخته و آن را بهبود دهد. بر این اساس، ساختار راهبری شرکتی مدیران را برای پذیرش بهترین خط مشی های افشای ریسک تشویق میکند. پژوهشهای تجربی مختلفی رابطه افشا و اندازه هیات مدیره را بررسی کردند. دانشمندان فعال در این حوزه رابطه مثبتی وبین افشا و اندازه هیات مدیره یافتند. همچنین نیز شواهدی مبنی بر رابطه مثبت بین اندازه هیات مدیره و افشای اختیاری ریسک ارائه کردند

خلاصه مطلب مدیریت ریسک

باتوجه به مطالب ذکر شده در بالا محرز است که عدم توجه کافی به نقش راهبری های شرکت در شناسایی ارزیابی مدیریت ریسک با تدوین استراتژی مدیریت ریسک به عنوان چالش بزرگ و عاملی در ایجاد بحران مالی اخیر مطرح می باشد. بر همین اساس مجموعه گزارشات منتشره توسط نهادهای محقق در این حوزه نیز عملا این موضوع را به اثبات رسانیده اند اما در حال آنچه می باید به صورت دقیق تر مورد توجه قرار گیرد. به منظور اعمال کنترل و مدیریت ریسک پیش رو در شرکت های بیمه توجه به ساده سازی فرآیندهای پیچیده می باشد که این امر اطمینان بخشی و اعمال کنترل های مربوط توسط حسابرسان و سایر ذینفعان را حسب مسئولیت های موجود دقیق تر و اجرایی تر می نماید. شفافیت و توسعه بازار بیمه و افزایش بازدهی و کارایی شرکت های بیمه در گرو استقرار صحیح نظام راهبری شرکتی در شرکت های بیمه می باشد. آشنایی هیئت مدیره شرکت های بیمه با ابزارهای نوین مدیریت ریسک و توانایی به کارگیری این ابزارهای نوین موفقیت شرکت های بیمه در فضای رقابتی کنونی را باعث خواهد شد. شرکت های بیمه بدون نظام راهبری بنگاهی مناسب و برنامه ریزی استراتژیک و استفاده از ابزارهای مدیریت استراتژیک نمی توانند در بازارهای داخل و خارج از کشور به موفقیت دست یابند.

در آخر جهت بهبود کیفیت مقالات میتوانید نظرات خود را در انتهای مقاله درج نمایید و برای مشاهده مقالات بیشتر به وبلاگ شریف استراتژی مراجعه نمایید؛ همچنبن برای مطالعه بیشتر در خصوص مدیریت ریسک چند لینک معتبر از مقالات خارجی قرار داده ایم که خواندن آنها را به شما توصیه میکنیم.

What is the risk management process? Why is it important?

Five Steps of Digital Risk Management Process

Risk Management: 7 Steps of Risk Management Process

Risk Management Process – Management Study Guide

Elements of an Effective Risk Management Process

 

تعریف حاکمیت شرکتی چیست

حاکمیت شرکتی چیست؟ مسیر درست در حکمرانی خوب شرکتها چطور ایجاد میشود؟

قبل از اینکه بگوییم حاکمیت شرکتی چیست باید مقدمه ای از این موضوع را بیان کنیم؛ حاکمیت شرکتی، از مسائلی است که  اخیرا مورد توجه بسیاری از شرکتها قرار گرفته است. این موضوع از جنبه های گوناگون دارای اهمیت است. حاکمیت شرکتی در سطح ابتدایی با مسائلی مواجه است که تفکیک مالکیت و اداره شرکت ناشی می شود؛ اما این مهفوم فراتر از آن است که تنها رابطه شفاف بین مدیران و سهامداران برقرار کند.

تعریف حاکمیت شرکتی (corporate governance)

حاکمیت شرکتی، شامل مجموعه ای از روابط این بین مدیریت شرکت، هيأت مديره، سهامداران و ذی نفعان دیگر است. علاوه بر آن، ساختاری ارائه میکند که از طریق آن، اهداف شرکت، ابزار دستیابی به آن، اهداف و نظارت بر عملکرد شرکت تعیین می شود؛ در این مقاله، به طور مختصر به شرح مفهوم حاکمیت شرکتی، دلایل اهمیت آن در دوران مدرن، وظایف هیات مدیره در باب این مهم، کمیته حاکمیت شرکتی، نظریه نمایندگی و برنامه افشاگری در چارچوب حاکمیت شرکتی پرداخته و در پایان نیز ضمن نتیجه گیری پیشنهادی عملی ارائه شده است.

تاریخچه حاکمیت شرکتی

با توجه به گستردگی و پیچیده تر شدن معاملات واحدهای کسب و کار و تخصصی شدن مدیریت در دنیای کنونی، از میران کنترل سهامداران به خصوص سهامداران جزء بر شرکتها که از آن با عنوان حاکمیت شرکتی یاد می شود، کاسته شده است. این موضوع که به هدایت و کنترل صحیح شرکت ها منجر می شود، امروزه بسیار مورد تاکید قرار گرفته است. حاکمیت شرکتی فرایند سیستماتیک مستمر، تدریجی و عادی بهیود، هدایت و یادگیری شرکت است که به عملکرد پایدار شرکت و تعالی اخلاقی آن منجر می شود. دنیای سازمانی سال های اخير شاهد تبار فزاینده به حاکمیت شرکتی بوده و مسئولیت پذیری برای کسب و کار های امروزی به روندی جهانی مبدل شده است. حاکمیت شرکتی از یک فرایند متعارف به عنوان یک ضرورت در مدیریت استراتژیک کسب و کار در قرن بیست و یکم تبدیل شده است. در ادامه تعاریف ارائه شده درباره حاکمیت شرکتی مطرح و دلایل اهمیت آن و موارد مرتبط آورده شده است.

حاکمیت شرکتی چیست؟

تعاربف بسیاری از حاکمیت شرکتی وجود دارد طبق گفته سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD): حاکمیت شرکتی مجموعه ای از روابط بين مديريت شرکت، هيأت مديره آن، سهامداران و سایر ذینفعان است. حاکمیت شرکتی همچنین، ساختاری را فراهم می کند که از طریق آن اهداف شرکت تعیین شده و ابزار دستیابی به این اهداف و نظارت بر عملکرد تعیین می شود حاکمیت شرکتی خود باید انگیره های مالی را برای هیات مدیره و مدیریت در جهت پیگیری اهدافی که به نفع شرکت و سهامداران است را فراهم نماید و نظارت موثر را تسهیل کند و در نتیجه شرکتها را به استفاده اثربخش تر از منابع تشویق کند. در واقع، حاکمیت شرکتی نظامی است که شرکت ها به وسیله آن تحت هدایت و کنترل قرار می گیرند. ساختار حاکمیت شرکتی به صورت شکل فوق است.

مراحل اصلی حاکمیت شرکتی چیست

مراحل اصلی حاکمیت شرکتی اثربخش عبارت است از: نظارت، ایجاد انگیزش، تفویض و فروش سهام توسط سهامداران.

مفهوم نظارت در حاکمیت شرکتی چیست

نظارت بیانگر این مورد است که سهامداران مسئولیت پاره ای از تصمیمات شرکت را به هیات مدیره منتقل می کنند؛ یعنی کسانی که در هنگام تصمیم گیری برای انتخاب مجدد اعضای هیات مدیره، در جلسات سالانه بعدی، عملکردشان بررسی و نظارت می شود.

مفهوم انگیزش در حاکمیت شرکتی چیست

شرکت هایی که بیشترین نیاز را به مدیران با انگیزه و علاقه مند به، کسب بیشتر از افزایش مالکیت دارند، تمایل داشته که با بالاترین میزان مالکیت مواجه شوند. در گام بعدی هیات مديره قوانین پایه و اصلی را که مدیران اجرایی باید از آن پیروی کنند، به تصویب رسانده و انگیزه هایی را که عمدتا مالی است، برای تحقق منویات خود ایجاد می کنند.

مفهوم تفویض در حاکمیت شرکتی چیست

از آنجا که هیات مدیره هر کاری را نمی تواند خودش انجام دهد، اختیار و مسؤولیت کافی برای نظارت بر عملکرد مدیران و ایجاد انگیزش در دیگران برای اجرای مجموعه ای از راه حل های مورد نظر خود را به افرادی خارج از هیات مدیره واگذار می کند.

مفهوم فروش سهام در حاکمیت شرکتی چیست

افراد خارج از هیات مدیره دلایل منفعت جویانه خود را برای درگیر شدن بر فعالیت های شرکت دارند؛ اما حضور آنان همچنان می تواند به نفع سهامداران باشد، سهامداران به عنوان آخرین چاره می توانند سهام خود را به دیگر سازمان های بفروشند.

ساختار حاکمیت شرکتی

تعریف تمرکز بر روی سیستمهای حاکمیت شرکتی چیست

حاکمیت شرکتی فرایندی در حال پیشرفت از مدیریت و اداره یک نهاد است که در حین محافظت از منافع سایر ذینفعان (از جمله بستانکاران،  کارکنان، تأمین کنندگان، مشتریان، دولت، رقبا و جامعه). از طريق شفاف سازی، نقش و مسئولیت های همه شرکت کنندگان در حوزه حاکمیت شرکتی (برای مثال، هیات مدیره، مدیران، مشاور حقوقی و حسابرسان داخلی، حسابرسان خارجی، مشاوران مالی بانک های سرمایه گذاری، آژانس های اعتباری، قانون گذاران، سیاست گذاران، سرمایه گذاران و دیگر افراد) و نیز پاسخگو کردن آنان در انجام مسؤولیت های خود هدف عمده آن ارزش آفرینی برای سهامداران است.

حاکمیت شرکتی مجموعه ای از فرایندها است که به سرمایه گذاران خارجی درباره بازده عادلانه سرمایه گذاری آنان اطمینان می دهد. تمرکز سیستمهای حاکمیت شرکتی بر روی مشکل نمایندگی است.

نگرانی سازمانی زمانی رخ می دهد که مالکان (در شرکتها، سهامداران) مدیرانی نیستند که تحت کنترل باشند؛ وقتی صاحبان و مدیران یکسان نیستند، مدیران می توانند اقداماتی را انجام دهند که هزینه های سهامداران به سو آنها (مدیران) باشد. حاکمیت شرکتی فرایند سیستماتیک، مستمر، تدریجی و عادی بهبود، هدایت و یادگیری شرکت است که به عملکرد پایدار شرکتهای بزرگ و تعالی اخلاقی آنها منجر می شود.

 از جمله دلایل اصلی که موضوع حاکمیت شرکتی که در عصر حاضر اهمیت زیادی یافته است:

  •  برای آموزش عمومی و ارتقای درک بهتر از اصول حاکمیت شرکتی ضروری است
  • برای اعطای قدرت کافی به هیات مدیره و مدیریت که این اقتدار را در حوزه مسوولیت تعریف شده خود اعمال نمایند: به گونه ای که در زمينه بیشینه سازی ارزش شرکت در برابر سهامداران پاسخگو باقی بمانند.
  • وارد نمودن تعداد بیشتری از اعضای غیر موظف، مستقل و غیراجرایی هیأت مديره دارای سوابق و تجربیات متنوع به بدنه هيأت مديره
  • توجه به موضوع اطمینان از نبود خلأ مدیریتی از طریق برنامه ریزی، جانشین پروری، شناسایی فرصت ها، رویارویی با چالش ها و مدیریت، تغییر از طریق کسب و کار و تخصیص منابع مناسب
  • تشویق شرکتها به پیروی از اصول حسابداری پذیرفته شده بین المللی، استانداردهای افشای مالی، افشای تضاد منافع، و قوانین ورشکستگی
  • بهینه سازی مشوق ها، ارتباطات، عدالت افشاگری، شفافیت، اخلاق کسب و کار و مسئولیت اجتماعی، این کار با هدف متوازن سازی اهداف اقتصادی و اجتماعی و نیز اهداف فردی و مشترک انجام می شود
  • برای اینکه شرکتها به حکمرانی خوب شرکتی در دنیای جهانی، که در آن ادراک سرمایه گذاران بین المللی و محلی، به وسیله ساختارهای مدیریت و اعتبار کسب و کار شکل می گیرد احساس نیاز کنند؛ در چنین محیطی، شرکت ها به جای آنکه بنشینند و منتظر تحميل قوانین از سوی نهادهای بیرونی باشند، باید پیشتازانه دستورالعمل های اختصاصی فرهنگ سازمانی خود را طراحی نموده و انها را فعالاته به اجرا بگذارند.

کلید حاکمیت شرکتی اثربخش

سازمان های دارای ضوابط ضعیف حاکمیتی، در نهایت با شکست روبه رو خواهند شد و سازمان هایی که از ضوابط حاکمیتی خوب برخوردارند، موفق خواهد بود. هیات مدیره قوی، کلید حاکمیت شرکتی اثربخش است. حاکمیت شرکتی اثربخش، نقشی مهم در مقابله موثر با بحران ها ایفا می کند. طبق گفته گامپرس (Gompers) و همکاران، شرکتهایی که ضعیف ترین حاکمیت شرکتی را دارند همواره نسبت به شرکت های برتر در زمینه حاکمیت شرکتی، عملکرد پایین تری دارند. براون و کایلر ( Brown & Caylor )  دریافتند که عملکرد بالاتر با کیفیت بالاتر حاکمیت مرتبط است. بهترین سنجه های حاکمیت، متناسب با زمینه ای که باید استفاده شود، متفاوت است. بنابراین، سنجه های مختلف از حاکمیت خوب با سنجه های مختلف عملکرد ارتباط دارد. همچنین، ممکن است این سنجه ها نسبت به ویژگی های شرکت متفاوت باشند؛ اما اگر معیاری انتخاب شود که بتواند کوشش ها را برای بهبود حاکمیت شرکتی بر انگیزد تمرکز باید بر مالکیت سهام اعضای هیأت مديره باشد.

بیشتر بخوانید: حسابداری مدیریت استراتژیک چیست؟ 

مالکیت سهام اعضای هیات مديره نسبت به سایر سنجه ها، با عملکرد عملیاتی آینده و احتمال وقوع مدیریت انضباطی در شرکت های ضعیف در حوزه حاکمیت شرکتی ارتباط مثبتی دارد یکی دیگر از معیارهای عملکردی برای ارزیابی اثربخشی یک سازوکار حاکمیتی، این است که آیا مدیریت پس از عملکرد ضعیف شرکت جابه جا می شود یا خیر. اگر بازار برای کنترل شرکتها به طور موثری کار کند تیم های مدیریت ضعیف با افراد بهتر جایگزین می شوند و حاکمیت خوب به تدریج از طریق سیستم مالی گسترش می یابد.

حاکمیت شرکتی پایدار چیست

مدیران ممکن است به اندازه کافی و در حد توان خود کار نکنند، زیرا افزایش ارزش شرکت که حاصل کار سخت آنان است، با سهامداران (به نسبت سرمایه گذاری سهام سهامداران) تقسیم می شود. در حالی که مدیران هزینه کامل کوشش های بیشتر خود را متحمل می شوند، برخی از مفسران و بسیاری از سرمایه گذاران نهادی، مدیرانی را درنظر می گیرند که از کارکنان شرکت نیستند، مدیران مستقل با خارجی. تا ساز و کار حاکمیت شرکتی برای مدیران ناظر مهم باشد نقطه شروع دگرگونی حاکمیت شرکتی آگاهی نشست به دیدگاه جمعی از ماهیت حاکمیت شرکتهاست.

حاکمیت شرکتی نباید تنها بر اساس مقرارات رسمی، رويه ها و دستورالعمل های جامع باشد. طبق نظر تارانتینو ۲۰۰۸، یک شرکتک هویتی حقوقی است که به اقدامات افراد واقعی برای اداره شدن نیاز دارد تا به درستی در خدمت مدافع جامعه باشد. حاکمیت شرکتی پایدار، تنها در صورتی امکان پذیر است تبدیل شود در اینجا هدف که کارکنان از درون تغییر کند و کمال شخصی به یک شیوه زندگی تبدیل شود.

نقش فرهنگ سازمانی در حاکمیت شرکتی چیست

در اینجا هدف، حداکثر تعهد عزت نفس، کمال فردی و خود پاسخگویی از طرف همه افراد درگیر و همچنین، تشویق یادگیری و بهبود مستمر بوده است. حاکمیت شرکتی پایدار با کمال شخصی آغاز می شود. در واقع، ای باید یک فرایند خود آموز غیر رسمی و یک شیوه زندگی بر اساس هماهنگی با خود و هماهنگی با سازمان خود فرد باشد. این تفکر اخلاقی و اسلامی باید در کل سازمان ترویج و مكاتبه شود. به این ترتیب نوعی رفتار اخلاقی به رفتار رایج در سراسر سازمان تبدیل خواهد شد و رهبران و کارکنان با توجه به رفتار اخلاقی و تغییر شخصی، درک بیشتری در مورد خودپاسخگویی خودشان خواهند داشت. هدف حاکمیت شرکتی معتبر، اخلاق و مسؤولیت اجتماعی پایدارتر و جامع تر است. این نظام حاکمیت کامل باعث تغيير الگو در سازمان میشود و به طور مداوم بر فرایند تحول کارکنان تاثیر می گذارد. این کار به عنوان یک کاتاليزور برای سرعت بخشیدن به تغییر پرسنل به مدیران و کارکنانی متعهد و اخلاقی عمل نموده و زیربنای پایداری برای سازمان یادگیرنده واقعی ایجاد خواهد کرد.

مزایای حاکمیت شرکتی در سازمان چیست؟

اجرای اصول و دستورالعمل های مربوط به حاکمیت شرکتی و حکمرانی شرکتی، مزایای زیادی برای سازمان دارد، مزایای زیادی که برای هریک از ذینفعان میتواند بصورت جداگانه تعریف شود. در اینجا سه مزیت مختلف برای حاکمیت شرکتی را تشریح کرده ایم که شامل موارد زیر میشود:

مزیت استفاده از دستورالمعمل های حاکمیت شرکتی برای ارکان مختلف اقتصاد

موافقت با اصول حاکمیت شرکتی می‌تواند نقش مهمی در ارتقای ارزش شرکت‌ها بازی کند. اگر در یک کشور اعتبار لازم برای اجرای شیوه‌های حاکمیت شرکتی وجود نداشته باشد، در حسابرسی و استانداردهای گزارش‌دهی سهل‌انگاری شود یا به سرمایه‌گذاران شفافیت و اعتماد کافی داده نشود، سرمایه (سرمایه‌گذاران داخلی یا خارجی) در جایی خارج از کشور جریان خواهد یافت. بنابراین عواقب این وضعیت، تمام شرکت‌ها و تشکیلات اقتصادی کشور را درگیر خواهد کرد.
همه‌ی شواهد تجربی و همچنین تحقیقاتی که در سال‌های اخیر انجام شده‌اند، حاکمیت شرکتی را تأیید می‌کنند. این پژوهش‌ها دریافته‌اند بیش از ۸۴% سرمایه‌گذاران سازمانی جهان حاضرند برای سهام یک شرکت با حاکمیت شرکتی خوب پول زیادی پرداخت کنند، اما در شرکتی که از لحاظ حاکمیت شرکتی ضعیف عمل می‌کند (با وجود سابقه‌ی مالی خوب)، سرمایه‌گذاری نکنند.

مزیت استفاده از دستورالمعمل های حاکمیت شرکتی برای سهامداران

برای مزایای حاکمیت شرکتی کارآمد برای سهامداران، به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

  • تسهیل فرایند نظارت مؤثر بر مدیران؛
  • تضمین امنیت بیشتر به سهامداران در مورد سرمایه‌شان؛
  • فراهم‌کردن انگیزه‌های مناسب برای مدیریت و هیئت‌مدیره به‌منظور پیگیری اهدافی در راستای منافع شرکت؛
  • اطمینان‌دادن به سهامداران از اینکه به‌اندازه‌ی کافی از تصمیمات مربوط به مسائل اساسی شرکت (مانند اصلاحات قانونی یا قوانین مربوط به ادغام، فروش دارایی‌ها و نظایر آن) آگاه خواهند شد.

مزیت استفاده از دستورالمعمل های حاکمیت شرکتی برای سازمان ها

موافقت با اصول حاکمیت شرکتی می‌تواند مزایایی هم برای صاحبان و هم برای مدیران شرکت‌ها داشته باشد و سطح شفافیت سازمانی را افزایش دهد. از مزایای دیگر آن می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کمک به باقی‌ماندن در محیط به‌شدت رقابتی (از طریق ادغام، مالکیت، مشارکت و کاهش ریسک).
  • بهبود دسترسی به بازارهای سرمایه و بازارهای مالی.
  • فراهم‌کردن سیاست خروج (exit policy) و اطمینان‌یافتن از انتقال بی‌دردسر ثروت و دارایی‌های خانوادگی از یک نسل‌به‌نسل دیگر، همچنین کاهش احتمال وقوع تعارض بر سر عایدی‌ها (برای سرمایه‌گذاران بسیار مهم است).

همچنین اتخاذ روش‌های کارآمد حاکمیت شرکتی سبب می‌شود کنترل داخلی شرکت‌ها بهتر انجام شود، بهره‌وری شرکت افزایش یابد و راه را برای امکان رشد شرکت‌ها، توانایی جذب سرمایه‌گذاران (در سطح ملی و خارج از کشور) و نیز کاهش هزینه‌های ناشی از وام یا بدهی شرکت‌ها هموار کند.

ازسوی‌دیگر، بسیاری از کسب‌وکارهایی که به‌دنبال سرمایه و منابع جدید هستند، اغلب در مواقع بحرانی خود را مجبور می‌بینند که به‌طور جدی «حاکمیت شرکتی» را بپذیرند و ساختار شرکت‌شان را مجدد و براین اساس تشکیل بدهند. هنگامی که بنیان‌گذاران خود را در نقش سرمایه‌گذار و شرکای بالقوه‌ می‌بینند اطمینان بیشتری برای سرمایه‌گذاری و گسترش عملکرد شرکت خواهند داشت.

تحلیل استراتژیک کسب و کار

اصول حاکمیت شرکتی در بانکها چگونه است

بانکها به عنوان واسطه‌گر وجوه، همواره نقشي بي‌بديل در اقتصاد هر کشور ايفاء نموده‌اند، ليکن ايفاي اين نقش، در کنار ” حفظ منافع سپرده‌گذاران”، “حفظ اعتماد و اطمينان به بانکها” از يک طرف و از طرف ديگر پيچيدگي روزافزون عمليات بانک‌ها و حساسيت آن‌ها به بحران نقدينگي، شرايط پيچيده‌اي را در برقراري تعادل منافع ميان همه ذينفعان يک بانک ايجاد کرده است. يکي از راهکارهاي مناسب براي برقراري اين تعادل، ارتقاي حاکميت شرکتي در بانکها است.

بیشتر بخوانید: کارت امتیازی متوازن چیست؟

حاکميت شرکتي دربرگيرنده کليه فرآيندها و ساختارهايي است که موسسات مالي را در امر هدايت و راهبري امور، با هدف اطمينان از امنيت و سلامت عملکرد آنها ياري مي نمايد. حاکميت شرکتي (نظام راهبري شرکتي) به معناي توزيع اختيارات و بکارگيري مکانيزم‌هاي مناسب توسط هيأت‌مديره، هيأت عامل و سهامداران به منظور پاسخگويي به ديگر ذي نفعان بانک نظير؛ سپرده‌گذاران، مشتريان، کارکنان و به طورکلي آحاد جامعه مي باشد و در اين راستا ساختاري را به منظور توسعه اهداف سازمان و اجراي آنها فراهم نموده و نظارت و کنترل بر عملکرد را امکانپذير مي‌نمايد. اصول ۱۴ گانه بانک مرکزی را بخوانید.

نمونه استراتژی: حاکمیت شرکتی در بانک خاورمیانه

حاکمیت شرکتی با تاکید بر پاسخ‌گویی به کلیه ذی‌نفعان، عنصری کلیدی در کارایی و رشد اقتصادی و نیز تقویت اعتماد سرمایه‌گذاران بالقوه و بالفعل می‌باشد. حاکمیت شرکتی، قوانین، مقررات، ساختارها، فرآیندها، فرهنگ و سیستم‌هایی است که موجب دستیابی به هدف‌های پاسخگویی، شفافیت، عدالت و رعایت حقوق ذی‌نفعان می‌گردد. توجه به این مفهوم در بانک‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بانک‌ها نقش اصلی تامین مالی بنگاه‌ها را در کشور بر عهده داشته و به عنوان مهمترین نهاد در جذب سپرده‌های مشتریان شناخته می‌شوند و لذا طیف وسیعی از ذی‌نفعان را در بر می‌گیرد که لزوم حفظ حقوق ایشان اهمیت وجود حاکمیت شرکتی در بانک‌ها را نشان می‌دهد.

بانک خاورمیانه در راستای ایفای رسالت خویش در افزایش ثروت و ایجاد ارزش افزوده‌ اقتصادی برای سهامداران و جامعه، همواره در تحقق منافع سایر ذی‌نفعان نیز کوشا و مصمم بوده است . هیات‌مدیره بانک با توجه به متعهد دانستن خویش نسبت به تحقق این مهم، با استقرار واحد مستقل حاکمیت شرکتی و نظارت مستقیم بر آن مترصد است علاوه بر کاهش ریسک‌های صنعت بانکداری، با برقراری نظام کنترل داخلی موثر، نسبت به افزایش کارایی و اثربخشی فعالیت‌ها اطمینان معقولی کسب نماید. در حال حاضر “کمیته حسابرسی”،”کمیته تطبیق قوانین و مقررات ” و “کمیته حقوق و پاداش” به عنوان سه زیر مجموعه واحد حاکمیت شرکتی وجود دارد که وظایف آنان به شرح زیر است:

کمیته حقوق و مزایا

این کمیته با وظیفه‌ نظارت بر استقرار، حفظ و اجرای طرح‌هایی برای تعیین حقوق، مزایا و پاداش کارکنان و مدیران تشکیل گردیده است. این کارگروه با ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران با توجه به میزان دستیابی به اهداف تعیین شده پیشنهاداتی در خصوص میزان حقوق و پاداش ایشان به هیات‌مدیره ارائه می‌دهد.

کمیته حسابرسی

این کمیته متولی استقرار کنترل‌های داخلی در بانک به صورت منسجم و یکپارچه می‌باشد و همواره با نقش نظارتی خود، صحت اجرای عملیات و فعالیت‌ها در تمامی بخش‌ها و زیر مجموعه‌های بانک را سنجیده و در این مورد به هیات‌مدیره گزارش ارائه می‌دهد. طی سال ۱۳۹۲ با تشکیل کمیته حسابرسی بر اساس الزامات سازمان بورس اوراق بهادار و همچنین تصویب منشور کمیته مزبور در هیات‌مدیره، ضمن تشکیل یکی از ارکان اصلی حاکمیت شرکتی، ساختار و عملیات واحد حسابرسی داخلی نیز مشخص گردید. هدف اصلی این کمیته بررسی مستمر کنترل‌های داخلی، بازبینی و ارزیابی سیستم گزارشگری مالی، رعایت قوانین و مقررات، تعامل با حسابرسان مستقل، و پیگیری نکات مندرج در گزارش‌های حسابرسی و نامه مدیریت حسابرسان مستقل می‌باشد.

کمیته تطبیق قوانین و مقررات

وظیفه این کمیته کسب اطمینان از انطباق آیین‌نامه‌ها، دستورالعمل‌های اجرایی داخلی، مصوبات و تصمیمات با مقررات پیرامون بانک از جمله مقررات داخلی و بین‌المللی می‌باشد. با تشکیل واحد تطبیق قوانین و مقررات تحت نظارت این کمیته، هیات‌مدیره مترصد کاهش ریسک‌های عدم رعایت قوانین و مقررات و ریسک شهرت ناشی از آن و همچنین تحقق برخی اهداف دیگر همچون افزایش شفافیت، حفظ حقوق مشتریان و ذی‌نفعان در چارچوب مقررات و ترویج فرهنگ رعایت قوانین و مقررات می‌باشد.

معایب رعایت نکردن اصول حاکمیت شرکتی در سازمانها چیست؟

با توجه به بزرگ و پیچیده‌تر شدن معاملات واحدهای تجاری و تخصصی شدن مدیریت در دنیای کنونی، از کنترل‌ سهامداران بر فعالیت‌های شرکت کاسته شده، بنابراین قسمت عمده‌ای از مسوولیت‌ها بر دوش مدیران شرکت‌ها گذارده می‌شود. طبق قوانین موجود، سهامداران مالک شرکت‌ها و مدیران، به نمایندگی از آنان باید منابع شرکت را به صورتی تخصیص دهند که بالاترین عایدی نصیب سهامداران شود. حال با توجه به شکست‌های تجاری و افشا شدن فساد‌های مالی اخیر، حقایق حاکی از آن است که در شرکت‌ها، برخی از مدیران بیشتر دنبال منافع خود بوده‌اند تا منافع سهامداران و ذی‌نفعان، برای حل این مشکل، قدرتمندسازی نظارت‌ها و کنترل‌ها روی عملکرد سهامداران و هیات مدیره و باز تعریف روابط منطقی فی‌مابین مالکان، مدیران و ناظران بهترین روش کنترلی خواهد بود. این نظارتها باعث خواهد شد مقررات دست‌وپاگیر و اضافی که به دلیل نبود اطمینان میان سهامداران و مدیران مطرح شده کاهش یابد. هدف اصلی حاکمیت شرکتی، تعیین کنترل‌ها و نظارت‌های صحیح فی‌مابین سهامداران، هیات مدیره و مدیران اجرایی است. بنابراین، چنانچه در شرکت‌ها به موضوع اصول حاکمیت شرکتی توجه مناسب نشود چارچوبی منطقی برای ایجاد اعتماد بلندمدت میان تصمیم‌گیران شرکت و ذی‌نفعان فراهم نخواهد شد.

خلاصه مقاله حاکمیت شرکتی

در ادبیات سازمانی دو مفهوم عمده، متفاوت و مکمل برای بقا و پیشرفت سازمانها بررسی میشود. مفهوم اول مدیریت سازمان و دیگری حاکمیت است. حاکمیت سازمان یک مفهوم نظارتی است و توجه عمده به سازوکارها و دینامیک های تسهیل کننده ها و ممکن کننده های حیاتی سازمانها را از طریق نظارت دارد. به طورکلی از عوامل اصلی بهبود کارآیی اقتصادي، نظام حاکمیت شرکتی است که دربرگیرنده مجموعه اي از روابط بین مدیریت، هیات مدیره، سهامداران و سایر گروههاي ذینفع است. این نظام، ساختاري را فراهم میکند که از طریق آن هدفهاي بنگاه تنظیم و وسایل دستیابی به هدفها و نظارت بر عملکرد تعیین میشود.

همچنین، انگیزه الزم براي تحقق اهداف بنگاه را در مدیریت ایجاد و زمینه نظارت موثر را فراهم میکند؛ درنهایت شرکتها منابع را با اثربخشی بیشتري بهکار میگیرند. به طورکلی حاکمیت شرکتی پیش از هرچیز، حیات بنگاه اقتصادي را در درازمدت هدف قرار میدهد و میکوشد تا از منافع سهامداران در مقابل مدیریت سازمانهاحفاظت کند. بنابراین، برای رسیدن به یک نظام حاکمیت شرکتی خوب توضیح و تشریح نقش هی اتمدیره، کسب اطلاعات بهتر از شرکت، نظارت بر استراتژی شرکت و بهبود مدیریت ریسک گام موثری در راستای بهبود حاکمیت شرکتی است.

برای مطالعه بیشتر در حوزه حکمرانی شرکتی بهتر است مقاله های شریف استراتژی را مطالعه کنید؛ همچنین چند لینک معتبر نیز برای شما به اشتراک گذاشته شده است، امیدواریم پس از خواندن این مقاله، نظرات خود را برای ما ارسال نمایید.

What is corporate governance?

Principles of Corporate Governance

The corporate governance watchdog Institutional Shareholder Services

A Blueprint for Corporate Governance

Corporate Governance: Purpose, Examples, Structures

Responsibility Social Corporate what is

مسئولیت اجتماعی شرکتی چیست ؟ (Responsibility Social Corporate (CSR

برای آشنایی با مفهوم  مسئولیت اجتماعی شرکت یا همان (Responsibility Social Corporate (CSR اول به فلسفه وجوب این امر خواهیم پرداخت که چرا باید شرکتها به دنبال مسئولیت اجتماعی شرکت باشند و اهداف و استراتژی تجاری صرفا مورد نظر خود قرار ندهند. بعد از آن به تعریف دقیق هریک از اصطلاحات و مفاهیم مربوط به مسئولیت اجتماعی شرکت خواهیم پرداخت.

ارزش ها و مسئولیت اجتماعی شرکتی چیزی فراتر از سود

همانطور که قبلا بیان کردیم، هرچند تمام شرکت ها دارای هدف سازمانی متفاوتی هستند اما هدف مشترک تمام سازمان های تجاری، ارزش آفرینی است و بهترین شاخص ارزش آفرینی و سود در طول دوره عمر شرکت است- یا معادل آن، حداکثر ساختن ارزش بنگاه.

هرچند رسوایی شرکت ها در قرن بیست و یکم (از رسوایی شرکت انرون در سال ۲۰۰۱ تا لمن برادرز در سال ۲۰۰۸)، دنبال کردن سود را (خصوصاً اصل حداکثرسازی ارزش برای سهامدار) بی اعتبار ساخته است اما گرنت در کتاب مدیریت استراتژیک با رویکرد امروزی، هدف حداکثرسازی سود در بلندمدت را به عنوان مناسب ترین و عملی ترین هدف برای بنگاه ها توجیه کرده است و در مقالات قبلی نیز مفصلا راجع به سود سازمانی در کوتاه مدت و بلندمدت صحبت شد.

این توجیه عمدتاً بر اساس همسویی است که در ابتدا بین سود و منافع جامعه (که نشانگر اصل “دست نامرئی” آدام اسمیت است که منفعت شخصی را به سمت صلاح همگانی هدایت می کند) و سپس بین تعقیب منافع ذینفعان و کسب سود در بلندمدت (حداکثرسازی ارزش منطقی) درک کردم. اما وقتی تعقیب سود با صلاح اجتماعی سازگار نیست یا با اخلاق در تعارض است چطور؟ این ناسازگاری ها و تعارض ها را چگونه باید مدیریت کرد؟ آیا دنبال کردن گفته میلتون فریدمن کافی است که می گوید:

تنها و تنها یک مسئولیت اجتماعی برای کسب و کار وجود دارد  استفاده از منابع خود و مشارکت در فعالیت هایی که برای افزایش سود خود طراحی شده است به شرطی که در قواعد بازی باقی بماند بدین معنا که در رقابت باز و آزاد و بدون فریب و نیرنگ مشارکت کند.

در این رویکرد، وقتی دنبال کردن سود با منافع جامعه در تعارض است نقش دولت، مداخله در اقتصاد با استفاده از مالیات و مقررات برای همسو ساختن محرک های سود با اهداف اجتماعی و قانونگذاری برای جریمه کردن رفتار غیر اخلاقی است. در مقابل، دیگران معتقدند که سازمان های تجاری باید اقداماتی را برای تعیین اصول و ارزش ها انجام دهند که فراتر او ز محدوده قانون باشد و استراتژی هایی را بیان کنند که به طور واضح همسو با منافع جامعه باشد. بیایید به ترتیب درباره هر یک از این حوزه ها بحث کنیم.

مفهوم مسئولیت اجتماعی از نگاه شرکتهای بزرگ

مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکتها در دهه اخیر به پارادایم غالب و مسلط حوزه اداره شرکتها تبدیل شده است و شرکت های بزرگ و معتبر جهانی مسئولیت در برابر اجتماع و محیط اجتماعی را جزیی از استراتژی شرکتی خود می بینند. این مفهوم، موضوعی است که هم اکنون در کشورهاي توسعه یافته و کشورهایی با اقتصاد باز به شدت از سوي حکومتها، شرکتها، جامعه مدنی، سازمانهاي بین المللی و مراکز علمی دنیا دنبال می گردد. با گذشت بیش از ۶۰ سال از ورود مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت ها به ادبیات مدیریت شرکت ها و
کسب و کارها ، هنوز این مفهوم در فضاي کسب و کار ایران جایگاه شایسته اي پیدا نکرده است. طرح و توسعه این مفهوم در شرایط بحران فعلی اقتصاد ایران می تواند راهگشاي بسیاري از مشکلات اقتصادي واجتماعی جامعه خصوصاً حوزه اشتغال و بهره وري نیروي کار گردد. در این نوشتار سعی شده است که بصورت اجمالی ضمن برشمردن روند شکل گیري این مفهوم، وضعیت تحقق میزان مسئولیت اجتماعی شرکت هاي ایرانی و چگونگی توسعه و بسط آن در کشور بیان گردد.

تعریف دقیقی مسئولیت اجتماعی چیست؟

مسئولیت اجتماعی یک چارچوب و محدوده اخلاقی است که در آن وظایف مختلفی که تمامی آن ها دارای منافع برای جامعه هستند، بر عهده فرد، سازمان و یا نهادی خاص گذاشته می شود. این مفهوم به صورت دقیق تر به معنای انجام وظایف فردی به وسیله تک تک افراد جامعه است که انجام این وظایف باعث می شود تا تعادل مناسبی بین اکوسیستم و اقتصاد جامعه برقرار شود. استفاده از لفظ وظیفه نشان می دهد که هر فرد در حالت عادی باید به این وظایف واقف بوده و نقش خود را در حفظ این تعادل به صورت مشخص پذیرفته و ایفا کند.

در تعریفی دیگر، مسئولیت اجتماعی شرکت عبارت است از اداره یک کسب و کار به طوری که آن کسب و کار بتواند انتظارات اخلاقی، قانونی، مالی و عمومی جامعه را برآورده سازد. هدف اصلی شرکت بقاء به وسیله بدست آوردن مزیت و قابلیت های رقابتی در بازار اقتصادی است و با توجه به اینکه متمایز کردن فعالیت های اقتصادی و اجتماعی شرکت می تواند دشوار باشد، مکانیزم های مسئولیت اجتماعی قادر خواهد بود بقاء و کارایی شرکت را تضمین کرده و پایدار نگاه دارد. بر این اساس فعالیتهای مسئولیت اجتماعی می توانند با عملکرد سازمان در جنبه های محتلف مرتبط شود.

ارزش ها و اصول

معنای هدف (که در بیانیه های مأموریت و چشم انداز بیان می شود) اغلب از طریق باورهایی درباره نحوه دستیابی به این هدف تکمیل می شود. این باورهای سازمانی معمولاً مجموعه ای از ارزش ها (به شکل تعهد به آموزه های اخلاقی و منافع ذینفعان مختلف) و مجموعه ای از اصول را برای هدایت تصمیمات و اقدامات اعضای سازمانی شکل می دهد. نمونه استراتژی زیر ارزش ها و اصول تجاری شرکت شِل را توضیح می دهد.

ارزش ها و اصول شرکت رویال داچ شِل

ارزش های ما: کارکنان شرکت شِل دارای مجموعه ای از ارزش ها نظیر صداقت، درستی و احترام به افراد هستند. ما نیز قطعاً به اهمیت بنیادی اعتماد، استقبال از تغییر، کار تیمی و حرفه ای گری معتقدیم و به عملکرد خود می بالیم.

اصول های شرکت شل

۱. اقتصادی. سودآوری بلندمدت برای دستیابی ما به اهداف کسب و کار و رشد مستمر ضروری است.
۲. رقابت. شرکت های شِل از سرمایه گذاری آزاد حمایت می کنند. ما به دنبال رقابت عادلانه و اخلاقی و درون چارچوب قوانین رقابت اجرایی هستیم …
۳. درستی کسب و کار. شرکت های شِل بر صداقت، درستی و عدالت در تمام جنبه های کسب و کار خود تأکید دارند…
۴. فعالیت های سیاسی. شرکت های شِل در تعقیب اهداف تجاری مشروع خود به روشی همراه با مسئولیت اجتماعی درون قوانین کشورهایی که در آن فعالیت می کنیم عمل می کنند.
۵. بهداشت، ایمنی، امنیت و محیط زیست. شرکت های شِل، رویکردی سیستماتیک در مورد بهداشت، ایمنی، امنیت و مدیریت محیط زیست دارند تا به بهبود مستمر عملکرد دست پیدا کنند.
۶. جوامع محلی. هدف شرکت های شِل این است که با بهبود مستمر روش های کمک مستقیم یا غیرمستقیم به رفاه عمومی جوامعی که در آن فعالیت می کنند همسایگان خوبی براي آنها باشند.
۷. ارتباطات و مشارکت. شرکت های شِل می دانند که گفتگو و مشارکت منظم با ذینفعان، ضروری است. ما به گزارشدهی عملکرد خود از طریق ارائه اطلاعات کاملاً مرتبط به گروه های قانونی ذینفع، متعهد هستیم…
۸. سازگاری. ما با تمام قوانین و مقررات اجرایی کشورهایی که در آن فعالیت می کنیم سازگار هستیم.

منبع: اصول کسب و کار عمومی شرکت رویال داچ شل، ۲۰۰۸

اساسی ترین دلایل وجودی سازمان

در یک سطح، بیانیه ارزش ها و اصول را می توان به عنوان ابزارهای شرکت ها برای مدیریت تصویر بیرونی دانست. اما تا اندازه ای که شرکت ها در پایبندی خود به ارزش ها و اصول، پایدار و صادق هستند این آرمان ها می تواند یکی از اجزای مهم هویت سازمانی باشند و تأثیری جدی بر تعهد کارکنان و گرایش آن ها به مشارکت داسته باشند. تا اندازه ای که ارزش ها میان اعضای سازمانی مشترک باشد آن ها یکی از اجزای اصلی فرهنگ سازمانی را شکل می دهند.
این دلیل که تعهد به ارزش ها و اصول بر عملکرد سازمانی تأثیر می گذارد، بسیار مهم است. شرکت مکنزی اند کمپانی، ارزش های مشترک را در مرکز “چارچوب ۷S” خود قرار می دهد. جیم کالینز و جری پوراس معتقدند که “ارزش های بنیادی” و “هدف بنیادی” (اساسی ترین دلایل وجودی سازمان) ترکیب می شوند تا یک “ایدلوژی بنیادی” را برای سازمان شکل بدهند که “یک شخصیت ابدی را برای سازمان تعریف می کند” و “چسبی است که سازمان را کنار هم نگه می دارد”. به اعتقاد آن ها وقتی ایدئولوژی بنیادی در کنار آینده پیش بینی شده برای سازمان قرار می گیرد، در نتیجه، مفهوم قدرتمندی از جهت استراتژیکی است که مبنایی برای موفقیت بلندمدت فراهم می کند.

تعریف مسئولیت اجتماعی شرکت چیست

دستورالعمل ها برای مسئولیت اجتماعی شرکت

بحث بر سر مسئولیت اجتماعی شرکت ها مستمر و گیج کننده بوده است. مبنای این بحث ها برداشت های متفاوت از شرکت سهامی عام است: “برداشت دارایی” که بنگاه را به صورت مجموعه ای از دارایی های تحت تملک سهامداران می داند و “برداشت نهاد اجتماعی” که بنگاه را به عنوان جامعه ای از افراد می بیند که محیط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیط طبیعی آن از روابط آن حمایت می کند و آن را حفظ می کند. در حالی که دیدگاه “بنگاه به عنوان دارایی”، نشان می دهد که تنها مسئولیت مدیریت، فعالیت در جهت منافع سهامداران است، دیدگاه “بنگاه به عنوان نهاد اجتماعی” نشان دهنده مسئولیت حفظ بنگاه درون شبکه کلی روابط و وابستگی ها است.

با اين وجود، حتی از یک دیدگاه کارایی کامل، بدیهی است که هر دو قطب طیف نظرات، توجیه ناپذیر هستند. طرفداران این دیدگاه که تنها هدف سازمان تجاری، سودآوری است؛ متوجه نیستند که یک سازمان برای بقاء و کسب سود باید مشروعیت اجتماعی را حفظ کند. نابودی تقریبی بانک های سرمایه گذاری در طول بحران مالی سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹ (از جمله تبدیل گلدمن ساچ و سایر بانک های سرمایه گذاری به بانک های تجاری) بیشتر به خاطر از بین رفتن مشروعیت بود تا ورشکستگی تجاری آن ها. رسوایی شنود تلفنی که منجر به بسته شدن یکی از روزنامه های انگلیسی تحت مالکیت نیوز کورپوریشن روپرت مرداک شد کمتر از ۱% درآمدهای این شرکت را تشکیل می داد. اما در عرض پنج هفته پس از این رسوایی در جولای سال ۲۰۱۱، سرمایه گذاری بازار نیوز کورپوریشن تا ۲۵% کاهش یافت، زیانی معادل ۱۱ میلیارد دلار که توانست بازارهای بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد

تعقیب اهداف اجتماعی در سازمان ها

در طرف دیگر این طیف، این بحث که مسئولیت اصلی سازمان های تجاری، تعقیب اهداف اجتماعی است احتمالاً به طور مشابه غیر عملی است. با گسترش گفته آدام اسمیت که بیان می کند: “توقع ما برای غذا خوردن از خیرخواهی قصاب، یا نانوا نیست بلکه از توجه آن ها به منافع فردی خود است”، احتمالاً اگر قصاب به یک فعال حقوق حیوانات تبدیل شود، و نانوا در سازمان وی واچرز ثبت نام کند هیچ یک از ما امیدی به خوردن غذا نداریم.

بنابراین منطقه ثبات، جایی بین این طیف قرار می گیرد که در آن سازمان ها تجاری با الزامات محیط اجتماعی و طبیعی خود همسو هستند، اما هدف تجاری خود یا نیاز به بقای مالی خود را کنار نگذاشته اند. تعدادی از دستاوردها در ادبیات مدیریت به ما امکان می دهد تا این منطقه ثبات واسطه را به صورت دقیق تر تعریف کنیم و ملاحظاتی را مطرح کنیم که باید تعقیب مسئولیت اجتماعی را هدایت کند.
ملاحظه اصلی در اینجا بقاء از طریق انطباق است. استدلال کارایی مربوط به مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR)، بنگاه را درون اکوسیستم محیط های اجتماعی و طبیعی آن می داند که نشان دهنده سازگاری بین منابع بنگاه و منافع اکوسیستم پشتیبان است. بنابراین طبق گفته آری دو گئوس ، مديرعامل سابق شرکت شِل، شرکت های بادوام، شرکت هایی هستند که جوامعی قوی می سازند، دارای یک حس هویت قوی هستند، به یادگیری تعهد دارند و نسبت به دنیای پیرامون خود حساسیت دارند. به طور خلاصه، آن ها درک می کنند که ارگانیزم های زنده ای هستند که طول عمر آن ها به انطباق اثربخش با یک محیط در حالی تغییر بستگی دارد.

این دیدگاه درباره بنگاه را (که همزمان منافع فردی و منافع اکوسیستم خود را دنبال می کند) مایکل پورت و مارک کرامر برای یک رویکرد متمرکز و عملی برای CSR به صورت دستورالعمل ایجاد کرده اند. فارغ از دلایل اخلاقی (آنچه آن ها به عنوان “الزامات اخلاقی” می نامند)، آن ها سه دلیل را بیان می کنند که چرا مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) می تواند به نفع یک شرکت باشد: ثبات (CSR به دلیل منافع دوجانبه در حفظ اکوسیستم، به نفع بنگاه ها است)؛ شهرت ( CSR شهرت بنگاه را برای مشتریان و سایر گروه ها افزایش می دهد)؛ و مجوز فعالیت (بنگاه ها برای انجام کسب و کارهای خود به پشتیبانی نهادهایی نیاز دارند که به آن ها وابسته هستند). وظیفه خطیر در انتخاب این که کدام یک از اقدامات مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) باید دنبال شود شناسایی فصل مشترک بین منافع بنگاه و منافع جامعه است (یعنی پروژه ها و فعالیت هایی که مزیت رقابتی برای بنگاه ایجاد می کنند و در عین حال نتایج اجتماعی مثبتی برای جامعه در بر دارند) – چیزی که آن ها به عنوان مسئولیت اجتماعی استراتژیک می نامند.

فصل مشترک بین منافع شرکتی و اجتماعی

پورتر و کرامر پس از آن در مقاله ای تحلیل خود را از این فصل مشترک بین منافع شرکتی و اجتماعی ارائه می کنند که با عنوان ارزش مشترک می نامند: “ایجاد ارزش اقتصادی به طوری که برای جامعه نیز ارزش آفرینی شود”. آن ها معتقدند که ارزش مشترک به معنای توزیع مجدد ارزش از پیش ایجادشده نیست؛ بلکه به معنای توسعه کل مجموعه ارزش اقتصادی و اجتماعی است.

برای مثال، تجارت عادلانه به معنای توزیع مجدد ارزش از طریق پرداخت قیمتی بالاتر به کشاورزان بابت محصولات آن ها است – در مورد پرورش دهندگان کاکائو در ساحل عاج، این روش درآمد آن ها را بین ۱۰ تا ۲۰% افزایش می دهد. در مقابل، تلاش خریداران عمده برای بهبود کارایی کشت کاکائو که از طریق روش های کشت بهبودیافته، کنترل کیفیت بهتر و زیرساخت بهتر کشت می شود می تواند درآمد کشاورزان را تا ۳۰۰% افزایش بدهد. ایجاد ارزش مشترک مستلزم بازتعریف مرزهای بنگاه و روابط آن با محیط پيرامونش است.

بنگاه به جای این که خود را به عنوان موجودیتی مجزا در نظر بگیرد که با محیط بیرونی معامله می کند، درک می کند که این نوعی وابستگی متقابل و مشارکت نزدیک با محیط و سازمان ها و افراد درون آن است. این موضوع، سه نوع فرصت را برای خلق ارزش مشترک فراهم می کند: بررسی مجدد محصولات و بازارها، بازتعریف بهره وری درون زنجیره ارزش و ایجاد خوشه های محلی تأمین کنندگان، توزیع کنندگان و کسب و کارهای مرتبط در جایی که بنگاه فعالیت می کند.

مفهوم ارزش مشترک در اقدامات پایین هرم قرار دارد – پتانسیل شرکت های چندملیتی برای ایجاد کسب و کار سودآور و افزایش توسعه اجتماعی و اقتصادی از طریق خدمت رسانی به فقرای جهان – اساساً چهار میلیارد نفر با کمتر از ۲ دلار در روز زندگی می کنند. همچنین، نکته کلیدی، تغییر برداشت است: اگر شرکت های چندملیتی به جای در نظر گرفتن افراد فقیر به عنوان قربانی یا سربار، آن ها را به عنوان مشتریان بالقوه، کارگران انعطاف پذیر و کارآفرینان خلاق ببینند آنگاه دنیای کاملی از فرصت ها پدیدار می شود.

تاریخچه پیدایش مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت

مسئولیت اجتماعی شرکت مفهومی است که در اواسط قرن بیستم در آمریکا مطرح و توجه بسیاري را در محافل اقتصادي، علمی و سیاسی جهان به خود جلب کرد. ظهور مسئولیت اجتماعی شرکت در سال هاي اخیر ریشه در داد و ستدهاي جهانی، پیچیده تر شدن فضاي کسب و کار، تقاضا براي شفافیت در کسب و کار و پاسخی به تحولات و چالش هاي جهانی شدن بوده است.مدل هاي اولیه مسئولیت اجتماعی شرکت در دهه ۱۹۶۰ ظاهر گشت که جنبه اجتماعی مسئولیت اجتماعی شرکت ها را به طور مستقیم به مسئولیت هایی بالاتر و وراي مسئولیت هاي اقتصادي و قانونی ربط می داد.

مسئولیت اجتماعی شرکت براي اولین بار در دهه ي بیست میلادي مطرح شد، ولی به دلیل رکود بزرگ و جنگ جهانی دوم مفهوم مسئولیت اجتماعی شرکت، نتوانست به عنوان یک موضوع جدي تا دهه ۱۹۵۰میان رهبران کسب و کار جایگاهی بیابد. مدل هاي اولیه مسئولیت اجتماعی شرکت در دهه ۱۹۶۰ ظاهر گشت که جنبه” اجتماعی “مسئولیت اجتماعی شرکت را به طور مستقیم به مسئولیت هایی بالاتر و وراي مسئولیت هاي اقتصادي و قانونی ربط می داد. سازمان هاي بین المللی همچون سازمان ملل متحد، بانک جهانی، سازمان همکاري اقتصادي و توسعه نه تنها پژوهش و ترویج مسئولیت اجتماعی را تایید کردند بلکه دستورالعمل ها و واحدهاي دایمی کاري را به وجود آوردند.

مسئولیت اجتماعی شرکت مفهومی که بر اساس آن شرکت ها به طور داوطلبانه تصمیم به مشارکت در ساختن یک جامعه بهتر و محیط پاکیزه تر می گیرند. مفهومی که با توجه به آن شرکت ها، نگرانی هاي اجتماعی و زیست محیطی را در فعالیت هاي عملیاتی کسب و کار در تعامل با گروه هاي ذینفع خود در نظر می گیرد.

مزایای بکارگیری مسئولیت اجتماعی شرکت

کمیسیون حاکمیت شرکتی و مسئولیت اجتماعی بنگاه‌ها در گزارش خود، مزایای مسئولیت اجتماعی را به دو دسته محلی و جهانی تقسیم کرده است. محرک‌های محلی مسئولیت اجتماعی ناشی از جریان‌ها و یا شرایط داخلی جامعه است. محرک‌های جهانی مسئولیت اجتماعی شامل دسترسی به بازار، استانداردسازی جهانی، مشوق‌های سرمایه‌گذاری، فعالیت ذینفعان است.

در این گزارش مهم‌ترین مزایای مسئولیت اجتماعی به شرح زیر توضیح داده شده است:

  • افزایش کارآیی و اثربخشی کارکنان از طریق ایجاد حس تعلق
  • بهبود تصویر برند کسب‌وکارها در نظر مشتریان
  • کاهش اثرات منفی اجتماعی و محیط زیستی کسب‌وکارها و حرکت به سوی ایجاد ارزش مشترک (خلق ارزش اقتصادی و اجتماعی)
  • ایجاد مزیت رقابتی، بهبود سطح رقابت‌‍پذیری شرکت‌ها و افزایش سهم بازار
  • افزایش شفافیت و پاسخگویی
  • کاهش ریسک و افزایش رتبه و اعتبار در سطح بین‌المللی
  • کاهش هزینه‌های ناشی از کنترل

مسئولیت اجتماعی شرکت در حوزه های مختلف چگونه تعریف میشود

مسئولیت و تعهد اجتماعی در حوزه های گوناگون دارای تعاریف فراوانی بر اساس حوزه فعالیت است. مثلا در حوزه شرکت ها و یا بنگاه ها که این مسئولیت به اختصار به CSR شناخته می شود، بندهای مختلفی برای این منظور تعریف شده است که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

تعهد در قبال حفظ محیط زیست و اکو سیستم که خود برای مراکز صنعتی یک گزینه بسیار مهم به شمار می آید.

تعهد در قبال رعایت عدالت و شایسته سالاری در استخدام نیروهای مورد نیاز

تعهد در قبال برآورده کردن تمامی نیازهای ضروری کارمندان و خانواده های آن ها

تعهد در قبال ارائه محصولات کاملا سالم و بدون هیچگونه مضرات برای انسان

تعهد در قبال صرف درآمد ها در راه های غیر خلاف و غیر قانونی و در مسیر پیشرفت و توسعه

تعهد در قبال رفتار درست و انسانی با تمامی افراد مرتبط

تعهد در قبال رعایت حقوق مصرف کنندگان در صورت تولید کالا یا ارائه خدمت

 

برای مطالعه بیشتر میتوانید به وبلاگ شریف استراتژی و لینک های زیر مراجعه نمایید و نظرات خود را در انتهای مقالات درج نمایید.

What is CSR?

Corporate Social Responsibility (CSR) Definition

What Is Corporate Social Responsibility (CSR)? 

What is the purpose of corporate social responsibility

The importance of corporate social responsibility