در این مقاله به بررسی موضوع استارتاپ ناب (Lean Startup) پرداخته ایم. ابتدای امر ضمن ارائه تعریفی از استارتاپ ناب، ویژگی ها و فلسفه وجودی آن را نیز مورد بررسی قرار داده ایم. سپس تاریخچه و پیشینه استارتاپ ناب را بیان نموده و در ادامه 5 اصل کلیدی آن را شرح داده ایم. در نهایت نیز مراحل استارتاپ ناب را مورد تحلیل قرار داده ایم. می توان گفت با مطالعه این مقاله به فهم مناسبی در زمینه استارتاپ ناب دست خواهید یافت. در آخر می توانید دیدگاه ها و نظرات خود را با دیگران به اشتراک بگذارید.
مقدمه ای بر استارتاپ ناب (Lean Startup)
انجام کار بیشتر با منابع کمتر در یک کسبوکار کاملاً جدید ممکن است به عنوان جوهرهی چیزی که به عنوان روششناسی استارتاپ ناب شناخته میشود، به نظر برسد، اما چیزی بیش از این وجود دارد. اریک ریس (Eric Ries) در کتاب تأثیرگذار خود در سال 2011، "استارتاپ ناب"، فرآیندی را تشریح کرد که هدف آن رساندن سریعتر محصولات و خدمات یک استارتاپ به بازار است، با تأکید بر ادغام بازخورد مشتریان و پاسخگویی سریع به نیازها، حتی در صورت لزوم، کنار گذاشتن کامل ایدهی اصلی.
"موفقیت استارتاپ را می توان با دنبال کردن یک فرآیند مهندسی کرد، به این معنی که می توان آن را آموخت و به این معنی که می توان آن را آموزش داد." اریک ریس استارتاپ ناب رویکردی علمی برای ایجاد و مدیریت استارتاپ ها و رساندن سریعتر محصول مورد نظر به دست مشتریان است. روش استارتاپ ناب به شما آموزش می دهد که چگونه یک استارتاپ را هدایت کنید، چگونه فرمان دهید، چه زمانی تغییر مسیر داده، چه زمانی استقامت نمایید و یک کسب و کار را با حداکثر شتاب رشد دهید. این یک رویکرد اصولی برای توسعه محصول جدید است. خیلی از استارتاپ ها با ایده ای برای محصولی که فکر می کنند مردم می خواهند شروع می نمایند. سپس ماه ها، گاهی سال ها را صرف تکمیل آن محصول می کنند بدون اینکه حتی به شکل بسیار ابتدایی، محصول را به مشتریان بالقوه نشان دهند. وقتی آنها در دستیابی به پذیرش گسترده از سوی مشتریان شکست می خورند، اغلب به این دلیل است که هرگز با مشتریان بالقوه صحبت نکرده اند و مشخص ننموده اند که آیا محصول جالب است یا خیر. وقتی مشتریان در نهایت از طریق بی تفاوتی خود ارتباط برقرار می کنند که به این ایده اهمیت نمی دهند، استارتاپ شکست می خورد.
استارتاپ ناب چیست؟
استارتاپ ناب (Lean Startup) رویکردی برای ساختن کسبوکارهای جدید است که بر این باور است که کارآفرینان باید در حین توسعه محصولات خود، تحقیق، آزمایش، تست و تکرار کنند. مفهوم استارتاپ ناب در اوایل دهه 2000 شکل گرفت و در حدود سال 2010 به یک روششناسی تبدیل شد. این روش توسط کارآفرینان سیلیکون ولی (Silicon Valley)، استیو بلنک (Steve Blank) و اریک ریس توسعه داده شد و توسط افرادی مانند راب فن ترویج شد. در واقع استارتاپ ناب روشی است که برای تأسیس یک شرکت جدید یا معرفی یک محصول جدید به نمایندگی از یک شرکت موجود استفاده میشود. روش استارتاپ ناب طرفدار توسعه محصولاتی است که مصرفکنندگان قبلاً نشان دادهاند که به آنها نیاز دارند، بنابراین بازار در همان لحظه عرضه محصول وجود خواهد داشت. بر خلاف توسعه یک محصول و سپس امیدواری به ظهور تقاضا. استارتاپ ناب مثالی است از مصرفکنندگان که نوع محصولات ارائه شده توسط بازارهای مربوطه را تعیین میکنند، نه اینکه آن بازارها تعیین کنند چه محصولاتی به آنها ارائه خواهد شد.
استارتاپ ناب در مقابل رویکردهای سنتی استارتاپ
ایدههای موجود در استارتاپ ناب با اصول دیرینه در مورد چگونگی رویکرد کارآفرینان به راهاندازی یک کسبوکار جدید در تضاد است. رویکردهای سنتی این را نشان میدهند که کارآفرینان باید یک برنامه کسب و کار چند ساله تدوین کنند و سپس از آن برنامه برای جذب سرمایه برای تأمین مالی فعالیتهای توسعه محصول استفاده نمایند. علاوه بر این، اصول سنتی به کارآفرینان توصیه میکنند که محصول خود را در «حالت مخفی» توسعه دهند و ایدههای محصول خود را برای هیچکس جز کارکنان استارتاپ و سرمایهگذاران خود فاش نکنند. روششناسی استارتاپ ناب از کارآفرینان میخواهد که با جستجوی یک مدل کسبوکار و سپس آزمایش ایدههای خود، کارآفرینی خود را آغاز کنند. سپس از بازخورد مشتریان بالقوه برای تنظیم ایدههای خود در حین پیشرفت استفاده میشود. استارتاپهای ناب با آزمایش زودهنگام ایدههای کسبوکار و فرضیهها و تمرکز بر تکرار سریع از طریق یک حلقه ساخت-اندازه گیری-یادگیری، سعی میکنند ریسک را کاهش دهند. کسبوکارهای سنتی معمولاً فرآیندهای توسعه طولانیتری دارند که اغلب شامل سرمایهگذاریهای بیشتری قبل از ارزیابی تقاضای بازار است. استارتاپهای ناب بر تغییر مسیر بر اساس بازخورد مشتری تأکید میکنند، در حالی که رویکردهای سنتی اغلب در پایبندی به برنامه اصلی پافشاری بیشتری دارند.
ویژگیها و فلسفههای یک استارتاپ ناب
روششناسی استارتاپ ناب همچنین از کارآفرینان میخواهد که به طور مداوم در این حلقه فعالیت، کاوش و توسعه فرضیههایی که سپس در میان مشتریان آزمایش میکنند تا بازخورد دریافت نمایند، فرآیندی که به عنوان یادگیری تأیید شده شناخته میشود. کارآفرینان از آن بازخورد مشتری برای مهندسی مجدد محصولات خود استفاده میکنند. استارتاپ ناب همچنین از توسعه تکرارشونده یا چابک، که از توسعه نرمافزار اقتباس شده است، حمایت میکند. یک استارتاپ ناب به سرعت یک نمونه اولیه میسازد، آن را به بازار عرضه میکند تا موفقیت محصول را بدون صرف منابع غیرضروری سنجیده و از دادههای تولید شده توسط آزمایشهای بازاریابی اولیه برای تأثیرگذاری بر مرحله ساخت بعدی استفاده کند. در تولید ناب، این رویکرد کایزن (Kaizen) نامیده میشود. در برنامهنویسی، این رویکرد چابک نامیده میشود. علاوه بر این، روششناسی استارتاپ ناب از کارآفرینان میخواهد تا یک محصول حداقل قابل عرضه یا (MVP) را توسعه دهند که بتوانند آن را آزمایش کنند. این از کارآفرینان حمایت میکند تا محصولات خود را بر اساس بازخورد مشتریان تنظیم کنند. (مفهوم کلیدی دیگری از این روششناسی به نام چرخش)

معنای یک استارتاپ ناب بودن
طرفداران این روش میگویند اصول استارتاپ ناب تضمین میکنند که کارآفرینان محصولاتی را توسعه میدهند که مشتریان میخواهند، نه اینکه تلاش کنند بر اساس ایدههای آزمایش نشده کسبوکارهایی بسازند. طرفداران همچنین این ذهنیت را به عنوان "سریع شکست خوردن، ارزان شکست خوردن" توصیف میکنند زیرا فرآیند استارتاپ ناب به گونهای طراحی شده است که زمان و پولی را که در ایدههای محصول سرمایهگذاری میشود، محدود کند تا قبل از اینکه کارآفرینان مجبور شوند ارزش بالقوه آنها را آزمایش و اثبات کنند.
تاریخچه روششناسی استارتاپ ناب
چندین نشریه به محبوبیت مفاهیم استارتاپ ناب کمک کرد. شناختهشدهترین آنها کتاب ریس در سال 2011 با عنوان «استارتاپ ناب » است. ریس پس از سرمایهگذاری بلنک در استارتاپ خود، در اوایل دهه 2000 در یک دوره توسعه مشتری تدریس شده توسط بلنک شرکت کرد. سپس ریس از رویکرد چابک تویوتا در تولید که به عنوان تولید ناب شناخته میشود، الهام گرفت. تولید ناب، روششناسی است که به توانایی تغییر سریع ارزش قائل است. ریس رویکرد خود را استارتاپ ناب نامید. بلنک و باب دورف در سال 2012 کتابچه راهنمای مالک استارتاپ را منتشر کردند.
- صعود به عنوان یک روند
اکنون اصول استارتاپ ناب در مدارس کسب و کاری یافت میشود که این روششناسی را تدریس میکنند و همچنین شرکتهای تثبیتشده و شرکتهای بزرگ که ایدههای استارتاپ ناب را در ابتکارات نوآوری خود اعمال میکنند. بلنک در مقالهای در ماه مه 2013 در هاروارد بیزینس ریویو با عنوان "چرا استارتاپ ناب همه چیز را تغییر میدهد" نوشت که با گسترش شیوههای روششناسی استارتاپ ناب، "آنها خرد متعارف در مورد کارآفرینی را زیر و رو میکنند. شرکتهای جدید از هر نوعی تلاش میکنند تا شانس موفقیت خود را با دنبال کردن اصول شکست سریع و یادگیری مداوم بهبود بخشند. و با وجود نام این روششناسی، در بلندمدت برخی از بزرگترین دستاوردهای آ