معماری اهداف
اهداف کلان، واحدی و تیمی بدون تکرار و تعارض به هم متصل میشوند.
ترجمه اهداف راهبردی به نتیجه، شاخص و رابطه علّی قابل پایش.

OKR، KPI و BSC جایگزین یکدیگر نیستند. هرکدام سؤال متفاوتی را پاسخ میدهد و ترکیب نادرست آنها به انبوه شاخص و گزارش بدون تصمیم منجر میشود. طراحی نظام سنجش باید از منطق راهبرد شروع شود.
هر جزء برای پاسخ به یک سؤال عملی طراحی شده و باید در کنار فرآیند، نقشها و داده موجود تنظیم شود.
اهداف کلان، واحدی و تیمی بدون تکرار و تعارض به هم متصل میشوند.
شاخصهای نتیجه، پیشرو و کنترلی برای هر سؤال تفکیک میشوند.
فرضیه ارتباط میان اقدام و نتیجه در نقشه استراتژی دیده میشود.
مالک، منبع داده، تناوب و نحوه تصمیمگیری برای هر سنجه تعیین میشود.
این ترتیب کمک میکند راهکار از روز اول به کار واقعی متصل بماند و به یک صفحه یا گزارش تزئینی تبدیل نشود.
انتخابهای راهبردی به اهداف محدود و مشخص تبدیل میشوند.
برای هر هدف، نتیجه و سیگنالهای پیشرو انتخاب میشوند.
مسئول داده، مسئول نتیجه و ریتم گزارش روشن میشود.
نظام در یک دوره پایش اجرا و شاخصهای کمارزش اصلاح میشوند.
هدف، اضافه کردن ابزار یا سند بیشتر نیست؛ باید رفتار، تصمیم یا کیفیت اجرای قابل مشاهده بهتر شود.
برای ساختن یک جریان کامل، این بخش معمولاً با چند قابلیت یا خدمت دیگر در ارتباط است.
این مسیر برای سازمانهایی که میان OKR، KPI و کارت امتیازی با تداخل یا گزارشهای کماثر مواجهاند مناسب است. دامنه نهایی پس از شناخت فرآیند و نیاز واقعی تعیین میشود.
ابتدا مسئله، وضعیت موجود و خروجی مورد انتظار روشن میشود؛ سپس دامنه اجرا یا پیکربندی به بخشهای قابل تحویل تقسیم میگردد.
خروجی با شاخصهای عملی مانند کاهش تورم شاخصها و پیوند سنجش با تصمیم سنجیده میشود و به اقدام مشخص متصل میماند.
درخواست شما از فرم رسمی شریف استراتژی ثبت و پیگیری میشود.