مقاله علمی تعریف پیاده سازی و اجرای استراتژی چیست؟

تعریف علمی پیاده سازی و اجرای استراتژی چیست؟

در این مقاله قصد داریم تا شما را به نحوه صحیح اجرای استراتژی در سازمان آشنا کنیم و به بیان تعاریف، چالش ها، روش ها و فرآیندهای مربوط به آن بپردازیم. برای ارزیابی درست از نحوه اجرای استراتژی های سازمان، باید اول با مفاهیم آن آشنا شویم وبعد از آن راهکارها و نکات کلیدی آن را فراگیریم. در ادامه، با خواندن این مقاله میتوانید با مضامین مربوط به اجرای استراتژی آشنا شوید.

فهرست عناوین مقاله پنهان کردن

مفهوم اجرای استراتژی چیست؟

اجرای استراتژی strategy execution یعنی کمک کردن به افراد، برای انتخاب‌های کوچکی که هم‌راستا با یک انتخاب بزرگ هستند. این تعریف ما از اجرای استراژی است. این مفهوم مستلزم تغییری بزرگ در نگرش ما نسبت به اجراست که میتواند رویکرد های اجرای استراتژی را بهبود بخشد

ما به عنوان یک گروه تخصصی در حوزه مدیریت استراتژیک، باید درهنگام نگاه کردن به اجرای استراتژی در سازمان، یک درخت تصمیم‌ را به جای برنامه‌ی عملیاتی خود تصور کنیم. این الگوهای تصمیم‌گیری هستند که در مرکز فرایندهای موفق استراتژی قرار دارند، نه فهرست‌ کردن کارهای ضروری که بطور معمول و روتین انجام میشود. ما باید برای بهبود سرعت و دقت اجرا، انرژی خود را به‌جای درخواست از افراد برای ساختن برنامه‌های عملیاتی، روی کمک به آنها برای گرفتن تصمیماتی بهتر متمرکز کنیم.

 از دیدگاه نوبل تعریف دقیق اجرای استراتژی چیست؟

نوبل که تحقیقات فراوانی در این زمینه به اجرا درآورده است، اجرای استراتژی را ارتباطات، تشریح وتفسیر، تطبیق وتصویب برنامه هاي استراتژیک می داند. اجرای استراتژی شامل اداره کردن برخی متغیر های ملموس مانند انگیزش وتعهد پرسنل، ارزش ها و فرهنگ سازمانی، رفتار و قدرت رهبر است. اجرای استراتژی مستلزم تخصیص منابع مالی، نیروي انسانی و مواد می باشد. تخصیص سرمایه یا بودجه رویه اي مناسب براي تخصیص منابع مالی است. با دقت و پیش بینی منابع مالی می توان از کفایت منابع در دسترس مطمئن شد.

نقشه راه اجرای استراتژی چیست؟

باتوجه به افزایش پیچیدگی و تنوع مسائل استراتژیک در سازمان‌های امروزی، لاجرم مدل­ های تحلیل و تصمیم ‌گیری استراتژیک نیز بایستی جهت مواجهه با این پیچیدگی توسعه پیدا کند. نظر به­ این مسئله، رویکرد های نوینی که درپی بهره‌گیری از روش‌های جامع ­نگر سیستمی بوده و دارای قابلیت خوبی در حل مسائل پیچیده و پویا هستند، برای جاری­ سازی  و اجرای استراتژی­ های سازمانی و پاسخگویی قابل قبول به برخی از نارسایی‌ های موجود در روش‌ها و مدل­ های اجرای استراتژی در سازمان، بهترین گزینه هستند.

باتوجه به اینکه هریک از متدلوژی ­های سیستمی دارای محدودیت­ هایی هستند، متامتدلوژی «سیستم مداخلات جامع» به‎دلیل تمامیت آن و قابلیت بهره­ گیری از ترکیب متدلوژی­­ ها، برای تدوین نقشه ‏راه اجرای استراتژی انتخاب شده ‎است. نقشه ‏راه پیشنهادی، بابکارگیری متدلوژی‎ های سیستمی، ضمن بستر سازی فرهنگی و یادگیری استراتژی در سازمان­، فرآیند اجرا و بخشی از تدوین و ارزیابی استراتژی­ ها را روش­مند ساخته ­است. برای آشنایی بیشتر شما میتوانید مقاله مربوط به سیستم مداخلات جامع به وبلاگ شریف استراتژی مراجعه نمایید.

استفاده از سیستم مداخلات جامع برای اجرای استراتژی در سازمان ها

همچنین‌ نقشه‏ راه اجرای استراتژی از طریق برقراری اجماع میان ذی‌نفعان و مجریان استراتژی، به ­آرامی توانسته فاصله میان لایه­ های استراتژیک و عملیاتی را در سازمان ­کاهش‎دهد. بر طبق مراحل پیاده‏ سازی متا متدلوژی، ابتدا موانع اجرای استراتژی در سازمان­های عمومی بررسی‎ می شود، سپس دو متدلوژی پویایی ‏های سیستم و متدلوژی سیستم ­های نرم، به ­عنوان متدلوژی­ های غالب انتخاب‌ خواهد شد.

بدین­ صورت که با استفاده از متدلوژی سیستم­های نرم، استراتژی ‎های عملیاتی استخراج‌ شده و با کمک متدلوژی پویایی‌ های سیستم، اولویت‎بندی استراتژی‏ ها و تخصیص منابع انجام ‎شده‏، در مرحله آخر با پیاده ­سازی متدلوژی سیستم‎های نرم در یک سازمان عمومی، متا متدلوژی اجرا و گام‏های اولیه نقشه‎راه استخراج میشود. درپایان نقشه ­راه اجرای استراتژی در طی ده گام و دو اقدام اصلی ارائه و به اعتبارسنجی آن پرداخته شده که بکارگیری ‏این نقشه­ راه در سازمان­های عمومی منجربه تدوین برنامه عملیاتی و دستیابی­ به سیستمی از شاخص­ های عملکردی خواهد شد.

فرآیند اجرای استراتژی چگونه است؟

بسته به نحوه سازماندهی شرکت و ساختار سازمانی آن، تنوع در اجرای استراتژی بیشتر از تنوع در طراحی و تببین مدل برنامه ریزی استراتژیک است. در بیشتر شرکتهای بزرگی که در چند صنعت فعالیت می کنند هر کس در سازمان می تواند اجرای استراتژی را بر عهده بگیرد که به نوبه میتواند میتواند بر پیچیدگی های اجرای استراتژی بیافزاید و نقش افراد و کارکنان را در آن تشدید نماید.

تمام آن کارکنانی که در موفقیت فرآیند اجرای استراتژی نقش اساسی دارند، ممکن است در طراحی استراتژی مشارکت نکرده باشند یا مشارکت کمی داشته باشند. لذا ممکن است از حجم عظیم اطلاعات استفاده شده و فعالیتهای انجام شده در فرآیند طراحی و برنامه ریزی بی خبر باشند. بنابراین اگر به خوبی از تغییرات در مأموریت، اهداف، استراتژی ها و سیاستهای شرکت و اهمیت آنها برای سازمان یا شرکت مطلع نشوند و توجیه نگردند در برابر تغییرات مقاومت خواهند کرد.

نقش تخصیص منابع در اجرای استراتژی چیست؟

شکی نیست که منابع سازمان یکی از مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در برنامه‌ها و اهداف سازمان هستند. به طور معمول، طراحی و تدوین استراتژی مستلزم تخصیص منابع برای اجرای طرح‌هایی است که سازمان آنها را برای تحقق چشم‌انداز آرمانی خود در نظرگرفته است. علاوه بر این، استراتژی معمولاً بازتخصیص منابع را هم به دنبال دارد و روالی که تا قبل از تدوین استراتژی جدید برای تخصیص منابع وجود داشته است، دستخوش تغییر و تحول برای انطباق با استراتژی‌های جدید می‌شود.

این وضعیت پیامدهای متعددی دارد: بازی‌های سیاسی به منظور ممانعت از اجرای استراتژی‌ ها و برهم خوردن توازن قدرت شدت می‌یابد؛ سازمان باید فرایند ها و رویه‌ های جدیدی ایجاد کند که بازتخصیص منابع را ممکن سازند؛ و نگاه استراتژیک برای اولویت‌بندی مجدد طرح‌ها و برنامه‌های عملیاتی ضرورت پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، برای موفقیت در پیاده‌ سازی استراتژی نیازمند تعریف اولویت‌ها در تخصیص منابع، مدیریت سرمایه‌گذاری‌ها در سبد گزینه‌های سازمان، استفاده از شاخص‌های مناسب برای انتخاب پروژه‌ها و طرح‌ها، و ایجاد سازوکارهایی برای نظارت و پی ریزی حاکمیت شرکتی بر کل فرایند تخصیص منابع هستیم.

نقش رهبری اجرا در اجرای استراتژی چیست؟

بسیاری از محققان و اندیشمندان، ریشه عدم‌ موفقیت در اجرای استراتژی را در بی‌کفایتی مجریان استراتژی می‌دانند. رهبری اجرا نه تنها موضوع مهمی در تحقیقات مدیریت استراتژیک به شمار می‌آید، بلکه به دغدغه‌ای برای سازمان‌ها مبدل شده است. انبوه کتاب‌ها، مقاله‌ها، دوره‌های آموزشی رهبری و مشاورانی که از واژه‌ها و برچسب‌هایی مانند کوچ و منتور استفاده می‌کنند، گویای سطح توجه دنیای کسب‌وکار به مسئله رهبری و به طور خاص، به رهبری و مهندسی اجرا است. اما بگذارید روی یک نکته تاکید کنیم که تدوین و اجرای استراتژی از هم جدا نیستند. به همین ترتیب، فاصله‌ای میان تدوین‌کننده و طراح استراتژی با مجری استراتژی وجود ندارد. استراتژی‌ها زمانی به درستی اجرا می‌شوند که رهبران سازمان، هم در تدوین و هم در اجرا نقش ایفا کنند، بر موانع شناختی اجرا فائق آیند و به اعضای سازمان هم فرصت بدهند که در طراحی و تدوین استراتژی نقش ایفا کنند.

نقش ساختار سازمانی در اجرای استراتژی چیست؟

ساختار سازمانی فقط در چارت سازمان و شرح شغل خلاصه نمی‌شود. ساختار بیش از آنکه مسئله‌ای در حوزه منابع انسانی باشد، یک مسئله در زمینه مدیریت استراتژیک است و می‌توان ساختار را یکی از اهرم‌های پیاده‌سازی استراتژی دانست. استراتژی و ساختار رابطه دوسویه با همدیگر دارند و تناسب میان استراتژی و ساختار کلید موفقیت در اجرای استراتژی‌ها و حرکت در مسیر پیش‌بینی‌شده برای توسعه سازمان است. اگرچه برخی محققان و مشاوران معتقد به این هستند که ساختار از استراتژی پیروی می‌کند، اما باید در نظر داشت که هر تغییر در استراتژی، تغییر در ساختار را به دنبال دارد و تغییر ساختار، به نوبه خود لزوم تغییر استراتژیهای سازمان را ایجاد می‌کند. ساختار و کلیه سازوکارهای ذیل آن مانند ارتباطات، هماهنگی و تمرکز تصمیم‌گیری، نقش مهمی در به ثمر رساندن اهداف استراتژیک سازمان دارند. به همین دلیل لازم است به جای نگاه به ساختار از دریچه طراحی شغل و تنظیم شرح مشاغل، آن را از دریچه استراتژی بنگریم و برای پیاده‌سازی استراتژی، طراحی سازمان مناسب را جدی بگیریم.

مراحل اجرای استراتژی در سازمان و شرکتهای بزرگ

مراحل اجرای استراتژی در سازمان چیست؟

مراحل مختلفی برای اجرای استراتژیها در سازمان وجود دارد که بسته به استراتژیهای سازمان، نوع سازمان وساختار آن با یکدیگر تفاوت دارند، ولی بطور معمول میتوان موارد زیر را بعنوان مراح اجرای استراتژی در سازمان ارائه نمود:

  • تبیین و توسعه کارت امتیازی متوازن (BSC)
  • تبیین و توسعه نقشه استراتژی
  • بیان شیوه‏ های کارآمد شروع چشم‏‌انداز
  • بررسی شیوه های تسری اجرای استراتژی در سازمان‏ها
  • تعیین انواع شاخصه‏ ها و استفاده از آن‏ها به عنوان شاخصه‏ های استراتژیک نقشه استراتژی سازمان
  • بررسی شیوه های تسری استراتژی به واحدهای عملیاتی سازمان‏های اقماری
  • بررسی شیوه های  تسری استراتژی به واحدهای صف و ستاد سازمان‏ها
  • تعیین زیر ساخت‏های سیستمی مورد نیاز برای تحقق استراتژی‏های سازمان
  • بررسی عارضه ‏های عمدی عدم اجرای اثر بخش استراتژی در سازمان‏ها

روش درست اجرای استراتژی رمز بقای سازمان

بقا و موفقیت سازمان‌ها در محیط پر رمز و راز و رقابتی دنیای معاصر که تغییر و تحول، سرعت، پیچیدگی و عدم اطمینان، خاصیت اصلی آن است نیازمند انتخاب و اجرای اثربخش و بهبود مستمر عملکرد است. نظرخواهی از مدیران ارشد اجرایی سازمان‌ها نشان داده است‌ که بزرگترین نگرانی آنها موضوع اجرای استراتژی است. بر خلاف تصور بسیاری از مدیران، دلیل موفقیت سازمان‌های برتر، داشتن اجرای خوب یک استراتژی است.

البته این جمله به آن معنا نیست که داشتن یک استراتژی موفق هیچ ارزشی ندارد، بلکه مقصود این است که یک استراتژی هر چه قدر هم که خوب تدوین شده باشد اگر اجرا نشود، با نداشتن آن استراتژی یا حتی بد بودن آن هیچ تفاوتی نخواهد کرد. موفقیت استراتژیک زمانی حاصل می شود که استراتژی صحیح به شکلی صحیح پیاده سازی شده باشد.

آمارهای مربوط به اجرای استراتژی

همانطور که در ابتدا اشاره کردیم، شرکت‌ها عمدتاً برنامه‌های مدونی برای اجرای استراتژی‌ های خود ندارند. جالب است بدانید این موضوع آنقدر اهمیت داشته که تحقیقات مجله فورچون، نشان می‌دهد که از هر ۱۰ شرکت، ۹ شرکت به دلایل زیر، قادر به اجرای استراتژی‌های خود نیستند:

۶۰% از شرکت‌ها، ارتباطی بین استراتژی و بودجه‌های خود برقرار نمی‌کنند.

۷۵% از شرکت‌ها، آگاهی‌ کافی از مشوّق‌های کاربردی برای ایجاد انگیزه در کارکنان‌ ندارند.

۹۵% از کارکنان شرکت‌ها، درکی از استراتژی شرکت‌شان ندارند و در جریان آن قرار نمی‌گیرند.

۸۶% از صاحبان کسب‌وکار‌ها و مدیران، در طول یک ماه، کمتر از ۱ ساعت در مورد استراتژی سازمان خود صحبت می‌کنند.

چالش های مربوط به اجرای استراتژی چیست؟

چالش‌های کسب‌وکارها معمولاً زیاد و گیج‌کننده هستند. موضوعی که در اجرای برنامه استراتژیک اهمیت دارد این است که به دلیل ماهیت مهم و تعیین کننده این نوع برنامه‌ها، باید مراقب باشید تا در دام‌های زیر گرفتار نشوید:

عدم توانمدسازی کافی: اگرچه وجود تعهد می‌تواند انگیزه کافی را برای بهبود عملکرد ایجاد کند اما مجریان برنامه باید مواردی همچون اختیار، مسئولیت‌پذیری و ابزارهای ارتقاء کیفیت کارشان را در اختیار داشته باشند.

نبود تعهد کافی: تعهد و شفافیت بالا به ایجاد تغییر کمک می‌کنند. این به معنای این است که هر سنجه، هدف، اطلاعات و… باید مسئولی داشته باشد.

عدم توجه به ماهیت اجرا کردن استراتژی: اجرا و برنامه‌های مربوط به آن، جایگاهی در فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک ندارند و به عنوان نقطه پایانی برنامه درنظر گرفته می‌شوند.

کمبود ارتباطات: ارتباطات که یکی از مهم‌ترین ارکان سازما‌ن‌ها است، اگر دچار اختلال شود باعث می‌شود تا کارکنان نتوانند با یکدیگر و در ادامه با برنامه تدوین شده، ارتباط برقرار کنند.

عدم گزارش‌ پیشرفت کار: معمولاً در سازمان‌ها، راه و روش منظمی برای پیگیری درصد پیشرفت کارها وجود ندارد. همچنین در اجرا، برنامه‌ها بر مبنای میزان راحتی آن سنجیده می‌شوند؛ نه میزان اهمیت آن. در نتیجه هیچ کسی قادر به تشخیص پیشرفت آن نخواهد بود.

فقدان مالکیت: نبود مالکیت یکی از دلایل رایجی است که برنامه‌های این چنینی در اجرا دچار مشکل می‌شوند. اگر افراد مسئولیت اجرای برنامه را نپذیرند یا به هر دلیل از زیرِ بار آن شانه خالی کنند، اجرا با مشکل مواجه خواهد شد.

به برنامه‌ی اجرایی، تک بعدی نگاه نکنید: از آن جایی که بیشتر اهداف و برنامه‌های استراتژیک از نوع عدد و رقم هستند؛ لذا تعبیر اهداف و برنامه‌ها به اهدافِ کمی می‌تواند راه‌حلی باشد تا مجریان برنامه‌ها، نگاهِ تک بعدی به اجرای آن نداشته باشند.

روش درست طرح ریزی برنامه ها، بودجه ها و رویه ها در اجرای استراتژی چیست؟

طراحی رویه های جدید: رویه ها که گاهی آن را رویه های عملیاتی استاندارد (Standard operating procedure (SOP نیز می نامند یک سیستم یا یک سری قدم های پشت سر هم یا فنونی است که نحوه انجام یک وظیفه یا یک شغل خاص را به تفصیل شرح می دهد . بعد از طراحی برنامه ها و بودجه های شرکت و بخش های آن نوبت به طراحی یا بازنگری رویه ها می رسد. رویه ها به تفصیل، فعالیتهای مختلف لازم برای تکمیل برنامه های شرکت را شرح می دهند.

طراحی بودجه ها: بودجه، بیان برنامه های شرکت به زبان پول و دلار است. بعد از طراحی برنامه، فرآیند بودجه ریزی آغاز می شود. تهیه بودجه آخرین کنترل واقعی است که یک شرکت انجام می دهد تا از ممکن و عملی بودن استراتژی انتخاب شده خود مطمئن گردد. یک استراتژی به ظاهر ایده آل پس از طراحی بودجه ها و محاسبه دقیق هزینه های اجرای آن ، مشخص شد که در عمل غیر قابل اجراست.

طراحی برنامه ها: برنامه عبارت است از بیان فعالیتها و اقدامات لازم برای اجرای کامل یک طرح، هدف از یک برنامه، نزدیک تر کردن استراتژی به واقعیت ها و عملی نمودن آنها است .

اجرای استراتژی فاصله بین ارزش پیشنهادی و فروش

همیشه بین دنیای ایده آل‌ و دنیای واقعی فاصله‌ای وجود دارد که به دلیل پیش‌فرض‌های نادرست در برنامه‌ریزی، تغییرات سریع دنیای واقعی، رخدادهای پیش‌بینی نشده و … ایجاد می‌شوند. بنابراین شرکت همواره در مسیر “پیاده‌سازی کامل استراتژی خود” قرار دارد. بنابراین می‌توان گفت این مفهوم به ‌معنی کم کردن همیشگی فاصله‌ی میان دنیای رؤیایی سازمان با وضعیت واقعی کسب‌وکار خود است.

منظور از پیاده‌سازی و اجرای استراتژی در سازمان، واقعی سازی نتایج تعیین شده در استراتژی در هر دو سطح شرکتی و کسب‌وکاری است. اگر شرکتی شایستگی‌ها، مزیت‌های نسبی و رقابتی و سبد کسب‌وکارهای طرح‌ریزی‌ شده‌ی خود را در عمل ایجاد کند، استراتژی‌هایش را پیاده‌سازی نموده است. به‌ همین شکل اگر یک واحد کسب‌ و کار توانسته باشد پیشنهاد ارزشی مورد انتظار خود را از طریق مزیت‌های رقابتی‌ اش به مشتری موردنظر بفروشد، استراتژی خود را پیاده‌سازی کرده است.

چرا استراتژی ها در سازمان درست اجرا نمیشوند؟

هر شرکتی اگر سفری مهم در پیش داشته باشد، به نقشه‌ای که مسیر درست را نشان دهد، نیاز دارد. کاربرد استراتژی شرکت مانند این نقشه است. استراتژی بیان می‌کند یک شرکت چگونه می‌تواند برنامه‌ها، اهداف و رویاهایش را محقق کند. به همین دلیل رهبران شرکت‌های موفق برای حصول اطمینان از تدوین یک استراتژی کامل، زمان زیادی صرف می‌کنند. آنها تحلیل‌های عمیق انجام می‌دهند، از مشاوران خارج از شرکت استفاده می‌کنند، برای فرار از کارهای روزمره، نشست‌ها را بیرون سازمان برگزار و ساعت‌های طولانی روی ویرایش‌های جدید کار می‌کنند تا مطمئن شوند استراتژی به‌درستی تدوین شده است.

جالب این است که بسیاری از این رهبران اذعان می‌کنند تدوین استراتژی، بخش ساده کار است. در عین حال می‌گویند بخش چالش برانگیز، اجرای استراتژی است. بسیاری از آنها مشتاق هستند اثرات اجرای استراتژی‌ خود را به شما نشان دهند. از همایش‌های بزرگ انتقال استراتژی، ارائه مطالب طراحی برای تجدید ساختار نیروها، معیارهای ارزیابی پیشرفت و انتظار بالای‌شان برای کسب نتایج بهتر در کار مدام صحبت می‌کنند.

اما هنگامی که چیزی تغییر نمی‌کند گیج و سردرگم می‌شوند و از خود می‌پرسند چرا از سال گذشته بهتر نشده‌ایم؟ کجای کار اشتباه کرده‌ایم؟ چگونه می‌توانیم دیگران را همراه کنیم؟ چگونه می‌توانیم از کارکنان بخواهیم روی موضوع‌های کلیدی فکر و عمل کنند؟

سال‌هاست آموخته‌ایم اجرای استراتژی های تدوین شده، بیشترین تاثیر را بر موفقیت یک سازمان دارد. بسیاری از مدیران اجرایی زمان با ارزش را صرف تدوین بی‌عیب و نقص استراتژی می‌کنند، ولی برای برنامه‌ریزی در اجرای استراتژی وقت کافی نمی‌گذارند. در نتیجه در تحقق اهداف خویش شکست می‌خورند و رویاهای سازمان به حقیقت نمی‌پیوندد.  با این حال، باید به سوال زیر پاسخ داد:

چه عواملی سازمان را از نحوه صحیح اجرای استراتژی باز می‌دارد؟

ما آن را شکاف بین افراد و قابلیت‌ها می‌نامیم. این شکاف در بیشتر سازمان‌ها شبیه دره‌ای عمیق و نشان‌دهنده شکافی است که در اجرای استراتژی ایجاد می‌شود. جایی که افراد زیادی را می‌یابیم که استراتژی را درک نمی‌کنند و در عملیاتی کردن و جان بخشیدن به آن هیچ نقشی ندارند و فقط از طریق ارتباط کارکنان با استراتژی و ایجاد حس مالکیت در آنها می‌توانیم این موضوع را حل‌وفصل کنیم.

موانع اجرای استراتژی از نظر کاپلان و نورتون چیست؟

کاپلان و نورتون در سال ۲۰۰۱ مهمترین عامل اجراي ضعیف استراتژی را به شرح ذیل عنوان کرده اند:

  1. استراتژي ها قابلیت اجرا نداشتند
  2. استراتژي ها با اهداف فردي ف گروهی وسازمانی مرتبط نیستند
  3. استراتژي ها با منابع کوتاه مدت و بلند مدت سازمان مرتبط نیستند

تفاوت اصلی کاپلان و نورتون با سایر تئوري پردازها در این است که آنان به سبک هاي مدیریت در داخل سازمان نپرداخته اند. برای مطالعه بیشتر میتوانید کتاب نقشه استراتژی، کتاب رهاورد تلاش، کتاب همسویی استراتژیک، کتاب سازمان استراتژی محور نوشته این دو دانشمند و استراتژیست فرهیخته را از کتابخانه شریف استراتژی بصورت رایگان دانلود کنید.

نقش فرهنگ در اجرای استراتژی چیست؟

مسئله مهمی که باید در این مرحله به بررسی آن بپردازید، فرهنگ است. آیا فرهنگ و استراتژی سازمان با یکدیگر همسو هستند؟ آیا ارزش‌‌ها و باورهای شرکت از تصمیماتی که درباره محصولات، بازارها و اهداف مالی گرفته‌اید حمایت می‌کنند؟ به اهداف اجرایی خود نگاه کنید. آیا روش پاداش‌دهی شما مشوق افراد در دستیابی به اهداف استراتژیک است؟ ارتباطات خوب، قطعه نهایی پازل اجرای استراتژی است. اگر نقش و جایگاه فرهنگ سازمانی را در فرآیند پیاده سازی استراتژی را درست توضیح ندهید، میتوان گفت که به احتمال قوی کار شما اثر بخشی مورد نظر را نخواهد داشت.

فرایند اجرای استراتژی چیست

نکات کلیدی اجرای استراتژی چه مواردی را در بر دارد؟

اجرای استراتژی یا همان پیاده سازی استراتژیهای سازمانی، مفاهیم و نکات بسیاری را درون خود جای داده است که توجه به هرکدام حائز اهمیت می باشد، در ادامه به بیان نکات مهم اجرای استراتژی سازمانی در شرکت های مختلف خواهیم پرداخت که هر کدام از آنها بسته به تناسب، میتواند مناسب سازمان شما باشد. این نکات قابل تأمل عبارتند از:

  • اجرای استراتژی، بین یک استراتژی عالی و عملکردی عالی پل می‌زند.
  • اجرای استراژی بخشی از نقش رهبر است. درواقع، عنصری اصلی و حیاتی و ضرورتی در رهبری است.
  • اجرای استراتژی نیاز به قهرمان دارد، رهبرانی که چالش‌های اجرا را می‌پذیرند و کارها را به انجام می‌رسانند.
  • یک فرایند ساده‌ی اجرای استراژی مثل مدل ۸، مدیران را راهنمایی می‌کند تا در زمان مناسب، اقدامات صحیح را انجام دهند.
  • اجرای استراتژی از نخستین سال‌های خود عبور کرده و در حال بلوغ است. درواقع شبیه به فناوری اطلاعات ده سال قبل است.
  • اجرای استراتژی حوزه‌ای وسیع با مرزهای مبهم است که شامل چندین فرایند از قبیل بودجه‌بندی، ارزیابی اهداف فردی و تمام قلمروهای کارکردی می‌شود.
  • اجرای عالی استراتژی نیازمند یک استراتژی عالی است و نمی‌تواند بدون آن وجود داشته باشد. یک اجرای عالی هرگز استراتژی ضعیف را جبران نمی‌کند.
  • اجرای استراژی فرصت‌های جدیدی را برای ساختن مزیت رقابتی فراهم می‌کند. شما حتما باید در صف جلو باشید تا از این فرصت بهره‌برداری کنید.
  • اجرای استراتژی توالی زمانی قدرتمندی دارد. شما نمی‌توانید تمام کارها را به‌صورت هم‌زمان انجام دهید. یک کار مقدم بر کار دیگر است و نظم و ترتیب اهمیت دارد.
  • در بسیاری از سازمان‌ها، اجرای استراتژی هنوز مثل یک جعبه‌ی سیاه است. شما استراتژی‌تان را از یک طرف وارد می‌کنید و عملکرد از سوی دیگر خارج می‌شود.
  • اجرای استراتژی زمان‌بر است. شما یک استراتژی را در چند هفته (یا حداکثر در چند ماه) می‌سازید اما اجرای آن می‌تواند چندین سال طول بکشد. درواقع شبیه به دوی سرعت دربرابر ماراتن است.
  • اجرای استراتژی قواعد مخصوص به خود را دارد. به کار گرفتن استراتژی برابر با ساختن استراتژی نیست. این کار، یک بازی متفاوت است که قواعد، دام‌های احتمالی و بهترین رویه‌های مخصوص به خود را دارد.
  • اجرای استراتژی چیزی نیست که پس از اینکه استراتژی‌تان را پیش‌نویس کردید، نگرانش باشید. شما باید هم‌زمان با طراحی استراتژی‌تان، درمورد چالش‌های اجرا نیز فکر کنید.
  • اجرای استراتژی نیاز به ارزیابی دارد. سازمان‌ها ابتدا باید بفهمند که فرایند اجرای استراتژی در کجا دارای اشکال است. داشتن معیار می‌تواند کمک زیادی کند.
  • متأسفانه و به دلایل زیادی، بعضی از مدیران (گردشگران استراتژی) اجرای استراتژی را کاری می‌بینند که دیگران باید انجام دهند و این درحالی است که خودشان روی چیز مهم‌تری کار می‌کنند.
  • اجرای استراتژی شامل همه می‌شود. از مدیرعامل تا کارگر رده‌ی پایین، هر کسی در اجرای استراتژی دخیل است. شاید نقش آنها متفاوت باشد، اما تمام افراد در زحمت اجرایی کرد استراتژی‌های سازمان سهیم هستند.
  • اجرای استراتژی مستلزم اتحاد یکپارچه بین عملکرد سازمانی و فردی است. شما می‌توانید عملکرد را از چشم‌انداز فردی یا سازمانی ببینید. اما برای درک استراتژی‌تان، ارتباط بین هر دو ضروری است.
  • اجرای استراتژی نیازمند تفکر کوتاه‌مدت و بلندمدت است. درحین اجرا، شما باید برنامه‌ی پیاده‌سازی طولانی‌مدت‌تان را مدیریت کنید و به اقدامات مهمی که در آینده انجام خواهید داد، توجه داشته باشید.
  • اجرای استراتژی، نیاز به مجموعه‌ای از رفتارها و تکنیک‌ها دارد که شرکت‌ها باید برای رسیدن به مزیت رقابتی، در آنها ماهر شوند. این کار قواعد مخصوص به خودش را دارد.
  • اجرای استراتژی در اغلب سازمان‌ها یک شکاف عملکردی است. به گفته‌ی نشریه‌ی کسب‌وکار هاروارد، شرکت‌ها بین ۴۰ تا ۶۰ درصد از ظرفیت استراتژیک خود را درحین فاز اجرا از دست می‌دهند.
  • ساختن قابلیت‌های اجرای استراتژی زمان‌بر است. سازمان‌های کوچک باید تا ۱۸ ماه حساب کنند که چطور به بالاترین عملکرد خود برسند. برای یک شرکت چندملیتی بزرگ، شاید رسیدن به این نقطه سه سال طول بکشد. رویکرد ارزیابی شما باید با نگاهی طولانی‌مدت همراه باشد.
حرف آخر در باب اجرای استراتژی

با همه توضیحاتی که ارائه شد، باید صادق باشیم و بدانیم که اجرای استراتژی کار راحت و سهل الوصولی در سازمان‌های پیچیده و پر از تغییرات امروزی نیست. از آنجایی‌که استراتژی، خط اصلی حرکت هر سازمانی است، لذا اینکه بطور کامل بخواهیم اجرای استراتژی را به دستِ افراد در خارج از سازمان‌مان بسپاریم، شاید نیاز به فکر بیشتری داشته باشد؛ اما آنچه می‌تواند مفیدِ فایده باشد، در مرحله اول آگاهی و داشتن اطلاعات کافی نسبت به استراتژی و در مرحله دوم مشاوره با افراد آگاهی است که در سال‌های اخیر، مسیر‌های گوناگون و متنوعی را تجربه کرده‌اند.

در مرحله اجرای استراتژی مسئولیت از عهده استراتژیست ها برداشته می شود و به مدیران بخش ها و واحدهای وظیفه ای محول می گردد. البته در تمام طول اجرا، استراتژیست ها روند اجرا را ارزیابی می نمایند. با توجه به اهمیت این مرحله، داشتن تخصص و مهارت لازم برای عملیاتی کردن هر یک از استراتژی‌ها یک ضرورت است. گذراندن دوره‎های مربوطه و یا استفاده از خدمت مشاوره مدیریت استراتژیک توصیه می‎شود. دراین مرحله سیاست‌ها و تاکتیک‌های متناسب با استراتژی‌ها تعیین می‎شوند و درچارچوب این سیاست‌ها و تاکتیک‌ها، برنامه اجرای استراتژی تهیه می‎شود. برای اطلاع بیشتر میتوانید با کارشناسان شریف استراتژی تماس حاصل نمایید.

دوره های شریف استراتژی برای اجرای استراتژی سازمانی، سفری به دنیای عمل، از آن دسته دوره‌هایی که بصورت عینی می‌تواند سازمان‌ شما را در جهت حل مشکلات ناشی از اجرای استراتژی راهنمایی کند. این دوره در دانشگاه شریف و با بهره گیری از اساتید بنام برگزار میشود و شما با گذراندن این دوره آنلاین، می‌توانید به استفاده هرچه بهتر از راهکارهای اجرا و پیاده‌سازی برنامه‌های استراتژیک در سازما‌تان و کسب اهداف میان مدت و بلند مدت، امیدوار باشید.

در آخر جهت بهبود کیفیت مقالات میتوانید نظرات خود را در انتهای مقاله درج نمایید و برای مشاهده مقالات بیشتر میتوانید به وبلاگ شریف استراتژی و لینک های خارجی مراجعه نمایید.

 

What Is Strategy Execution?

The Secrets to Successful Strategy Execution

۴ Steps to Successful Execution of a Strategy

How To Execute Strategy And Why Is It So Hard

۱۰ Principles of Strategy through Execution

 

30 پاسخ

تعقیب

  1. […] در آن صنعت را شناسایی و انتخاب کنند، و منابع لازم برای پیاده سازی و اجرای استراتژی های خود را تأمین […]

  2. […] مورد استفاده قرار گرفته تا کسب‌وکارها را در پیاده سازی و اجرای استراتژی‌ ها و پروژه‌هایشان یاری کند. مفهوم عوامل کلیدی موفقیت […]

  3. […] مینتزبرگ تأیید می کند که سازمانها باید در فرآیند پیاده سازی و اجرای استراتژی های طراحی شده، مجدداً آنها را تدوين کنند و با […]

  4. […] نحوه پیاده سازی و اجرای استراتژی […]

  5. […] پیاده‌سازی و اجرای استراتژی (Strategy Implementation) به معنای به‌کار‌گیری استراتژی مورد‌نظر یا اجرای استراتژی انتخابی سازمان است. پیاده‌سازی استراتژی شامل طراحی ساختار سازمان، توزیع منابع، توسعه فرایند تصمیم‌گیری و مدیریت منابع انسانی است. ایجاد فرهنگ سازمانی متناسب با استراتژی جدید سازمان اجرای موفقیت آمیز استراتژی به همکاری مدیران همه بخش‌ها و واحدهای وظیفه‌ای سازمان نیاز دارد. […]

  6. […] هر کدام از مجموعه های رو به رشد از ابزارها و رویکردهای پیاده سازی و اجرای استراتژی باید تحت چه شرایطی به کارگرفته شوند. در کتاب استراتژی […]

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *