استراتژی تدافعی و استراتژی آینده نگر و نوآورانه چگونه بر عملکرد و کارایی سرمایه گذاری تأثیر میگذارند

استراتژی تدافعی و استراتژی آینده نگر و نوآورانه، چگونه بر عملکرد و کارایی سرمایه گذاری تأثیر میگذارند

تفاوت در استراتژی آینده نگر نوآورانه و استراتژی تدافعی چیست

قبل از اینکه بخواهیم بطور جدی وارد مبحث تأثیر استراتژیهای تجاری بر کارایی سرمایه شویم باید به بیان تفاوت در تعریف های استراتژی آینده نگر و استراتژی تدافعی بپردازیم تا بیشتر با تعریف های کلی و موضوعات جزیی آشنا شویم و در ادامه به ارائه نظریه های مختلف استراتژیست های بزرگ در حوزه کارایی سرمایه پرداخته ایم.

تعریف استراتژی آینده نگر چیست

آینده نگرها، اغلب شرکت های نوآورانه ای هستند که به دنبال محصولات جدید و استثمار فرصت های بازار هستند. آنها بخش عظیمی از بودجه خود را به تحقیق و توسعه و بازاریابی اختصاص داده اند، علاوه بر این، آنها دامنه محصولات گسترده ای داشته، تمایل دارند سریعا ترکیب محصولات خود را تغییر دهند تا بتوانند در بازار مربوطه، اولین قدرت را داشته باشند.

استراتژی آینده نگر به شرکت ها اجازه میدهد که از انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشند و از هر گونه سرمایه گذاری های سرمایه ای در فناوری های مکانیکی که منجر به تولید نوع خاصی از محصول می شود، اجتناب کنند. این موضوع باعث می شود تا بی درنگ به تغییرات بازار واکنش نشان داده، از دست یابی به کارایی در فعالیت های تولید و توزیع باز مانند (چن و همکاران، ۲۰۱۶).

به عبارتی دیگر،  استراتژی آینده نگر اختیارات بیشتری را برای مدیران ارائه می کند، زیرا شرکت را پیشرو در بازار و دنبال کننده نوآوري توصيف می کند. این مهم نیاز به سرمایه گذاری در فناوری های جدید و چندگانه جهت تأمین مالی طراحی محصولات نو و کشف بازارهای جدید محصولات را دارد (كونانت و همکاران، ۱۹۹۰؛ نویسی و همکاران، ۲۰۱۶).

نظریه های مختلف در حوزه استراتژی آینده نگر

به کارگیری فناوری های مختلف به طور همزمان و با سطوح مختلف پیچیدگی، نیازمند استخدام کارمندان ماهری است که باید توجه ویژه ای به آنها شود تا به صورت بهینه ای از فناوری ها استفاده کند (تایگر و همکاران، ۲۰۰۸). به دلیل تأکید بر کشف ایده های جدید و استراتژی های تهاجمی، برنامه ریزی رفتار مدیران در یک بافتی که آزادی عمل زیادی داشته باشد، سخت است (راجو گوپالان و فيتكلستين، ۱۹۹۲).

نویسی و همکاران (۲۰۱۶) به شیوه ای مشابه استدلال کرده و به صورت تجربی نشان می دهند که  استراتژی آینده نگر تجاری، نیازمند سرمایه گذاری گسترده است و زمینه را برای مدیران، جهت پیش سرمایه گذاری در پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی مهیا ساخته، اختيار قابل ملاحظه ای جهت تصمیم گیری به آنان همراه با رویه های تعریف شده و ارزیابی های عملکرد ضعیف ارائه می کند (تایگر و همکاران، ۲۰۰۸). این گونه اختیار زیاد و رویه های عملکرد ضعیف تعریف شده، موجب افزایش عدم قطعیت در مورد عملکرد مدیریتی خواهد شد (هودارت و کی، ۲۰۰۷).

رفتار مدیران با رویکرد آینده نگری و نوآورانه

این مدیران ممکن است از فرصت به دست آمده جهت بیش سرمایه گذاری در پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی استفاده نمایند تا شرکت ها را ماورای اندازه بهینه خود رشد و توسعه دهند (جنسن، ۱۹۸۶). مایرز و ماجلوف (۱۹۸۴) نشان می دهند که عدم تقارن اطلاعاتی منجر به تصمیمات سرمایه گذاری ناکارا می شود. از طرف دیگر به علت اینکه سرمایه گذاران پروژه های سرمایه ای را به عنوان نشانه ای از جریانات نقد بیشتر در آینده تصور می کنند، موجب افزایش ارزش شرکت میشوند (گراهام و فرنگتیر قر، ۲۰۰۰). این مدیران ممکن است ترغیب شوند تا با بیش سرمایه گذاری موجب افزایش عملکرد قیمت سهام شوند (بیز جان و همکاران، ۱۹۹۳) بنابراین، این امکان وجود دارد که اختیارات مدیریتی بیشتر، نظارت سهل گیرانه شود (مايلز و اسنو، ۱۹۷۸) و نیاز به سرمایه گذاری بیشتر، مدیران را جهت پیش سرمایه گذاری در پروژه هایی با خالص ارزش فعلی منفی تشویق نماید در نتیجه میتوان فرض کرد که استراتژی آینده نگر تجاری نگر موجب بیش سرمایه گذاری در تصمیمات مدیریتی می گردد.

تعریف استراتژی تدافعی چیست

تدافعی ها بر کارایی در تولید و توزیع کالا و خدمات تأکید می کنند و ترکیب محدودی از کالاها یا خدمات را نگه می دارند؛ به سختی دیگر تمرکز خود را بر کسب مزیت رقابتی در بازار مورد نظرشان محدود می گذارند. شرکت های پیرو استراتژی تدافعی ممکن است چندین محصول تولید کنند، اما به احتمال زیاد محصولات آنها مرتبط است (چن و همکاران، ۲۰۱۶). این گونه شرکت ها به منظور حداکثر سازی کارایی تولید، بر تقویت قابلیت های فنی و اجرایی فناوری انتخاب شده تمرکز می کند (همبریک، ۲۰۰۳). در این باره نویسی و همکاران (۲۰۱۶) استدلال می کنند که حقظ قدرت چنین شرکت هایی، صرفاً به دلیل بهبود مستمر آنها در کارایی فناوری مورداستفاده نیست، بلکه همچنین به دلیل توانایی آنها در عدم ورود به سرمایه گذاری های غیر مرتبط است.

موارد ذکر شده در مباحث استراتژی تدافعی و استراتژی آینده نگر حاکی از سطح پایین تری از سرمایه گذاری در یک استراتژی تدافعی نسبت به استراتژی آینده نگر است

شرکت های دارای استراتژی تدافعی به صورت قابل ملاحظه ای اختیارات مدیریتی کمتری را از طریق اعمال قوانین و مقررات سخت گیرانه در مدیریت عملیات کسب و کار ارائه می دهند تا ریسک خود را کاهش دهند (مايلز و استو، ۱۹۷۸) و مدیران را ترغیب می کنند تا پروژه های ریسکی اما با خالص ارزش فعلی مثبت را کاهش دهند. بنابراین، پنهان کاری سرمایه گذاری کمتر از حد تحت شرایط استراتژی تدافعی این نتیجه را میدهد که اجرای آن آسان تر است (نویسی و همکاران، ۲۰۱۶). زیرا چنین استراتژی هایی معمولا به سرمایه گذاری کمتری نیاز دارند (کابانوف و براون، ۲۰۰۸).

علاوه بر این بنتلی و همکاران (۲۰۱۴) بیان می کنند که شرکت های پیر و استراتژی تدافعی از پوشش رسانه ای و تحلیل گران کمتری برخوردارند، بنابراین افشائیات داوطلبانه کمتری انجام می دهند و محیط اطلاعاتی آنها با عدم تقارن اطلاعاتی بیشتری در مقایسه با کسانی است که استراتژی آینده نگر را سر لوحه کار خود کرده اند.

این مورد حاکی از آن است که با حجم کم اطلاعات، سرمایه گذاران کمتر قادر خواهند بود تا مدیران چنین شرکت هایی را ارزیابی کنند که آیا به صورت مناسب سرمایه گذاری کرده اند یا به صورت عامدانه سرمایه گذاری کمتر از حد انجام داده اند؟

اختیارات مدیران پیرو استراتژی تدافعی

سطح پایین اختیارات مدیریتی، نظارت دقیق تر (مايلز و استو، ۱۹۷۸) و الزام به سرمایه گذاری کمتر (کابانوف و براون، ۲۰۰۸) در شرکتهایی که پیرو استراتژی تدافعی هستند، مدیران را بر می انگیزد تا سود خالص را افزایش داده و موجب سرمایه گذاری کمتر از حد در پروژه های بلندمدتی که خالص ارزش فعلی مثبت دارند، شود. علاوه بر این، راجا گويالان و فنکشتین (۱۹۹۲) و راح گريالان (۱۹۹۷) نشان می دهند که مدیران شرکت های پیر و استراتژی تدافعی گرایش به به کارگیری ساختار پاداش های نقدی دارند بنابراین این امکان وجود دارد که مدیران چنین شرکت هایی پروژه های سود آور کوتاه مدت را در اولویت قرار دهند و به صورت بالقوه موجب سرمایه گذاری کمتر از حد در پروژه های بلندمدت می شوند تا بتوانند سطح بالایی از پاداش جاری را پوشش دهند. بنابراین میتوان استراتژی تدافعی موجب سرمایه گذاری کمتر از حد در تصمیمات مدیریتی می گردد. در ادامه برخی از تحقیقات مرتبط به صورت اختصار بیان می شود:

تحلیل استراتژیک کسب و کار

نظریه های مختلف تأثیر استراتژیهای تجاری بر کارایی

تأثیر استراتژی های تجاری شرکت ها را بر میزان بی نظمی گزارشگری مالی

بنتلی و همکاران (۲۰۱۳) در تحقیق های خود تأثیر استراتژی های تجاری شرکت ها را بر میزان بی نظمی گزارشگری مالی و میزان تلاش حسابرسان آنها را بررسی کردند. نتایج تحقیقات آنها نشان داد که شرکت های پیرو استراتژی آینده نگر نسبت به شرکتهای استراتژی تدافعی ،بیشتر در گیر بی نظمی در گزارشگری مالی هستند و حسابرسان آنها نیاز به تلاش بیشتری برای حسابرسی دارند و حق الزحمه بیشتری بر آنها شارژ می کنند.

تأثیر استراتژی های کسب و کار بر میزان رویه جسورانه مالیاتی

میگینز و همکاران (۲۰۱۵) نیز تأثیر استراتژی های کسب و کار شرکت های آمریکایی را بر میزان رویه جسورانه مالیاتی آنها، مورد آزمون قرار دادند. آنها در ابتدا رابطه بین استراتژی های تجاری شرکت ها و سطح اجتناب مالیاتی را مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که شرکت های پیرو استراتژی آینده نگر نسبت به شرکت های پیرو استراتژی تدافعی ، بیشتر درگیر اجتناب مالیاتی هستند. علاوه بر این آنها نشان دادند که شرکت های دنباله رو استراتژی آینده نگر نسبت به شرکت های پیرو استراتژی تدافعی از پرخاشگری مالیاتی بیشتری برخوردارند و مواضع مالیاتی تاپایدار تری دارند.

رابطه بین گزارش حسابرسی و استراتژی های کسب و کار

چن و همکاران (۲۰۱۶) به بررسی رابطه بین گزارش حسابرسی و استراتژی های کسب و کار پرداختند. آنها با اتکا به ادبیات سازمانی پیش بینی و نشان دادند که در نمونه شرکت های دارای درماندگی مالی شرکتهای پیرو استراتژی آینده نگر نسبت به شرکت های دنباله رو استراتژی تدافعی با احتمال بسیار زیادی گزارش حسابرسی عدم تداوم فعالیت و ضعف های با اهمیت کنترل های داخلی را از حسابرسان خود دریافت کنند. علاوه بر این، آنها نمونه ای از شرکت هایی را که بعدا ورشکسته شدند را مورد بررسی قرار داده و نشان دادند که حسابرسان به احتمال خیلی کم برای صاحب کارانی که استراتژی آینده نگر را دنبال می کنند، گزارش عدم تداوم فعالیت صادر می کنند. به بیانی دیگر، حسابرسان موقع حسابرسی چنین صاحب کارانی مرتکب خطای نوع دو می شوند

تأثیر استراتژی های تجاری را بر عملکرد سازمانی

ژانگ (۲۰۱۶) نیز در تحقیقی ابتدا تأثیر استراتژی های تجاری را بر عملکرد سازمانی مورد آزمون قرار داد، سپس اثر تعدیل کنندگی رقابت در بازار محصول را بر رابطه بین استراتژی تجاری و عملکرد سازمانی مورد آزمون قرار داد. نتایج تحقیق وی نشان داد که شرکت های پیرو استراتژی تدافعی نسبت به شرکت های پیرو استراتژی آینده نگر و تحلیلی، عملکرد بهتری دارند. با افزایش میزان تمرکز بازار، مزیت عملکردی شرکت های پیرو استراتژی تدافعی کاهش می یابد. این تحقیق حاکی از آن است که با افزایش رقابت پذیری بازار، تغییرات عمده ای در جهت گیری استراتژی شرکت ها وجود دارد. به عبارت دیگر یافته های آنها ماهیت پویای استراتژی های کسب و کار و اهمیت همسوسازی استراتژی با محیط اطراف شرکت ها را برجسته کرد.

تأثیر استراتژی های تجاری بر بیش سرمایه گذاری

نویسی و همکاران (۲۰۱۶) نیز در تحقیقی تأثیر استراتژی های تجاری بر بیش سرمایه گذاری، سرمایه گذاری کمتر از حد و پاداش مدیریتی را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق آنها نشان می دهد، شرکت هایی که استراتژی آینده نگر و مبتنی بر نوآوری را دنبال می کنند، احتمال بیشتری برای بیش سرمایه گذاری دارند. در حالی که شرکت های با استراتژی مبتنی بر کارایی، بیشتر در معرض سرمایه گذاری کمتر از حد قرار دارند. بیش سرمایه گذاری و سرمایه گذاری کمتر از حد با عملکرد ضعیف شرکتها در دوره های آتی همراه است. علاوه بر این، میزان بیش سرمایه گذاری (سرمایه گذاری کمتر از حد) با حضور بیشتر پاداش های مبتنی بر سهام (نقد) در شرکت های دنباله رو استراتژی آینده نگر (تدافعی) تشدید می شود

تأثیر استراتژی های سطح شرکت را بر ریسک

حبیب و حسن (۲۰۱۷) در تحقیقی تأثیر استراتژی های سطح شرکت را بر ریسک سقوط قیمت آتی سهام و بیش قیمت گذاری سهام بررسی کردند. نتایج تحقیق آنها نشان می دهد شرکت هایی که استراتژی آینده نگر و نوآورانه را دنبال می کنند نسبت به شرکت های پیرو استراتژی تدافعی ، بیشتر در معرض ریسک سقوط قیمت آتی سهام هستند. علاوه بر این سهام چنین شرکت هایی با احتمال زیادی بیش قیمت گذاری شده اند و این مهم موجب تشدید ریسک سقوط قیمت آتی سهام می شود. حاجیها (۱۳۹۶) نیز با الهام از تحقيق قوق نشان می دهد که استراتژی نوآورانه موجب تشدید ریسک سقوط قیمت سهام میشود.

از طرف دیگر استراتژی تدافعی موجب کاهش ریسک سقوط قیمت سهام می شود. همچنین در شرایط وجود عدم تقارن اطلاعاتی شدید، استراتژی آینده نگر و نوآورانه بیش از پیش باعث افزایش ریسک سقوط قیمت سهام می شود

روابط بین گرایشات استراتژیک، قابلیت های سازمانی و عملکرد سازمان

در تحقیقات داخلی نیز نایب زاده و همکاران (۱۳۹۲) نیز در یک تحقیق پیمایشی به بررسی روابط بین گرایشات و مدیریت استراتژیک، قابلیت های سازمانی و عملکرد با توجه به نقش تغییرات سیستم های کنترل و حسابداری مدیریت در بین مدیران مالی شرکت های تولیدی پرداختند. نتایج آنها نشان می دهد که گرایش های استراتژیک بر روی قابلیت های سازمانی، تأثیر معناداری دارد و از طریق قابلیت های سازمانی و تغییرات سیستم های کنترل و حسابداری مدیریت نیز بر روی عملکرد سازمانی نیز تأثیر می گذارد.

بررسی رابطه بین استراتژی های تجاری شرکت و سطح اجتناب مالیاتی

دیانتی، دیلمی و همکاران (۱۳۹۴) با الهام از پیش نویس اولیه کار هیگینز و همکاران (۲۰۱۵) به بررسی رابطه بین استراتژی های تجاری شرکت و سطح اجتناب مالیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. آنها با استفاده از اطلاعات دو شرکت بورسی در بازه زمانی بین ۱۳۶۰-۱۳۸۳ نشان دادند که بین نرخ مؤثر مالیاتی نقدی بلندمدت (به عنوان معیار اجتناب مالیاتی و استراتژی های تجاری شرکت ها، رابطه معناداری وجود دارد. به سخنی دیگر شرکت هایی که به دنبال حداقل کردن هزینه هستند شرکت های پیرو استراتژی تدافعی هستند) نسبت به شرکت هایی که به دنبال فرصت رشد بیشتر و نوآوری در تولید هستند (شرکت های دنباله رو استراتژی آینده نگر و نوآورانه)، از اجتناب مالیاتی کمتری برخوردارند. با وجود این، آنها رابطه معناداری میان نرخ مؤثر مالیاتی دفتری به عنوان معیار دیگری از اجتناب مالیاتی و استراتژی های تجاری شرکت نیافتند.

تأثير استراتژی های رقابتی بر پایداری عملکرد مالی و ریسک

مرادی و سپهوند (۱۳۹۴) نیز با استفاده از اطلاعات ۱۳۰ شرکت بورسی در بازه زمانی بین ۱۳۹۲-۱۳۸۶ تأثير استراتژی های رقابتی بر پایداری عملکرد مالی و ریسک را مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق آنها نشان می دهد که به کار گیری استراتژی تمایز محصول نسبت به استراتژی رهبری هزینه منجر به عملکرد پایدار تری می شود؛ اما استراتژی تمایز ممکن است با ریسک بیشتری همراه باشد. در تحقیقی نسبتا مشابه، حاجيها (۱۳۹۷) نیز نشان داد که استراتژی رهبری هزینه، تمایز و مسئولیت اجتماعی شرکت ها تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت دارد و با افشای بیشتر مسئولیت اجتماعی شرکت، استراتژی تمایز نسبت به رهبری هزینه، تأثیر بیشتری بر عملکرد دارد.

برای آشنایی بیشتر با موضوعات مرتبط میتوانید به قسمت مقالات و وبلاگ شریف استراتژی مراجعه نمایید و همچنین از مقالات خارجی بهره گیرید که چند لینک برای شما به اشتراک گذاشته شده است؛ همچنین جهت افزایش کیفی مقالات، لطفا نظرات خود را در قسمت دیدگاه درج نمایید.

برگرفته از مقاله تأثیر استراتژیهای تجاری بر کارایی سرمایه

The Effects of Capital Requirements on Operating Efficiency

Role of working capital as a driver of capital efficiency

Nine practices strategy for better capital-investment management

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *