فرایند تحلیل ذینفعان (stakeholder analysis) را تشریح خواهیم کرد، چارچوب ها و مدل های علمی برای تحلیل ذینفعان

تعریف دقیق ذی نفع یا ذینفعان چیست؟ تحلیل ذینفعان در سازمان و پروژه چگونه انجام می شود؟

در این مقاله قصد داریم تا در مورد مفهوم و تعریف ذی نفع یا ذینفان در سازمان ها و پروژه بحث نماییم. در ادامه فرایند تحلیل ذینفعان (stakeholder analysis) را تشریح خواهیم کرد، چارچوب ها و مدل های علمی برای تحلیل ذینفعان را بیان می کنیم و در آخر به نتیجه گیری در خصوص هر یک از روش های ارائه شده می پردازیم. همچنین در آخر استراتژی های مرتبط با تحلیل ذینفعان را بررسی می کنیم و اهمیت را آن را در مدیریت استراتژیک تشریح خواهیم کرد. مخاطبان گرامی سایت شریف استراتژی می توانند پس از خواندن مقاله تحلیل ذینفعان نظرات و دیدگاه خود را در انتهای این مقاله به اشتراک بگذارند.

مقدمه ای بر تحلیل ذینفعان

نقش و اهمیت ذینفعان به عنوان افراد، گروه ها و سازمانهایی که منافعی (سهام) دارند و پتانسیل تاثیرگذاری بر اقدامات و اهداف یک سازمان، پروژه و یا جهت سیاسی را دارند، برای مدیران، سیاستگزاران و محققان روشن است. ليتينن بر اهمیت ذینفعان تاکید داشته و اظهار می کند که برآوردن انتظارات ذينفعان، یک بخش جدایی ناپذیر از موفقیت پروژه های سیستم های اطلاعاتی است، لذا تحليل ذینفعان در زمینه سیستمهای اطلاعاتی بسیار مهم است. تحليل ذينفعان دامنه ای از متدولوژی های مختلف برای تحلیل علایق و منافع ذینفعان را در بر گرفته و تعیین می کند کدام منافع باید در زمان تصمیم گیری لحاظ شود.

رویکردهای مختلفی برای تحلیل ذینفعان توسعه داده شده است، اما بطور کلی، گروهها یا بازیگران از دو جنبه تحلیل می شوند که عبارتند از: الف: منافع آنها در یک موضوع خاص، ب: کمیت و نوع منابعی که توسط آنها تحت تاثیر قرار می گیرد. نتایج حاصل از تحلیل مناسب از ذینفعان، به مدیران پروژه و سازمانها کمک می کند تا رویکردی متناسب با وضعیت بهینه توام با تبادل نظر با ذینفعان را اتخاذ نمایند. با توجه به هدف تحقيق، مقاله حاضر از بخش های مختلفی تشکیل شده است.

تاریخچه و اهمیت تحلیل ذینفعان در سازمان و پروژه

بررسی ها نشان می دهد که از اواسط دهه ۱۹۸۰ میلادی، درگیر سازی ذینفعانه برای تحقق اهداف سازمانی و یافتن راهکارهایی برای مواجهه با چالش های مشترک، نظیر؛ کسب آگاهی راجع به یک موضوع خاص، بهبود عملکرد سازمان، مسائل محیط زیست و همچنین تلاش برای توسعه و استفاده از فرصت ها و ارزش های ایجاد شده برای سازمان و حامیان متعددش از طریق فرآیندهای درگیر سازی ذینفع، بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

درگیر سازی ذی نفعان، به واقع نماینگر مسئولیت پذیری شرکت و تعامل میان کسب و کار و جامعه است. علاوه بر این مدیریت گروههای ذینفع و همچنین رویکرد درگیر سازی ذینفعان نشان می دهد که مدیران باید فرایندی را تدوین و اجرا کنند که افراد ذینفع را در فعالیت تجاری راضی نگه دارد، به گونه ای که موفقیت دراز مدت بنگاه را تضمین کند. بدین خاطر، میزان رضایت ذینفعان به عنوان شاخص عملکرد سازمان به حساب می آید. از سویی بررسی ادبیات خط مشی گذاری عمومی و مدیریت ذینفعان مبین این است که:

تغییر در نفوذ نسبی هر گروه ذی نفع، می تواند در خط مشی گذاری عمومی تغییر ایجاد کند؛ زیرا اساسا خط مشی گذاری عمومی، ابزاری برای کسب منافع گروهی خاص و دور کردن گروه های دیگر از دستیابی به آن است. مضافا براساس نظریه بازی ها؛ در موقعیت های رقابتی که دو یا چند بازیگر تصمیم می گیرند، نتیجه، بستگی به انتخاب هریک از آنها دارد، لذا در حوزه هایی از خط مشی گذاری که بهترین انتخاب وجود ندارد، بهترین نتیجه وابسته به چیزی است که دیگران انجام می دهند، به همین دلیل بازیگر اعم از؛ فرد، گروه یا حکومت ملی، باید علاوه بر در نظر گرفتن خواسته ها و توانایی های خود، خواسته ها و توانایی های دیگران را مد نظر قرار دهد.

بیشتر بخوانید: حاکمیت شرکتی چیست؟

اگرچه در مورد بهترین مدل مدیریت ذینفعان اتفاق نظری وجود ندارد. معذالک، نظریه ذینفعان به معنی وسیع، «کلمه مدیریتی» است و نظریات، ساختارها و عملکردهایی که توأمان مدیریت ذینفعان را معنی می دهد، توجیه می کند.

فهرست موضوعی مقاله تحلیل ذینفان

در بخش اول، مفاهیم مرتبط با ذینفعان ارائه خواهد شد. بخش بعدی به بررسی مدل ها و معیارهای اولویت بندی ذینفعان می پردازد. در ادامه، ذینفعان در حوزه های مختلف مهندسی نرم افزار، نرم افزارهای متن باز و سیستم عامل متن باز شناسایی خواهند شد. در انتها، تلاش خواهد شد که ذینفعان شناسایی شده برای سیستم عامل بومی در ایران با روش مناسبی دسته بندی و اولویت بندی شوند و راهکارهای جلب حمایت آنها تعیین شود.

تعریف دقیق تحلیل ذینفعان چیست؟

تعاریف متعددی در خصوص ذینفعان در مقالات و تحقیقات مختلف ارائه شده است. فریمن ذی نفعان را هر فرد یا گروهی تعریف نموده اند که در دستیابی سازمان به اهدافش اثر می گذارند و یا اثر می گیرند. فریدمن معتقد است که سازمان خود باید به عنوان گروهی از ذینفعان در نظر گرفته شود و هدف سازمان باید مدیریت علایق، نیازها و نقطه نظرات آنها باشد. تعريف ذینفعان ممكن است در طول زمان تغییر کند. حتی فریمن در آخرین تعریف خود در سال ۲۰۰۶ ذی نفعان را گروههایی می داند که برای بقاء و موفقیت شرکت ها لازم و ضروری هستند.

ذینفعان سازمان چه کسانی هستند؟

محققان مهندسی نرم افزار ذینفعان را مردم و سازمانهایی تعریف می کنند که تحت تاثیر برنامه های کاربردی قرار میگیرند. با شناسایی و تحلیل درست ذینفعان، اطلاعات زیر به دست می آید: شناسایی مردم، گروهها و موسساتی که بر روی فعالیت سازمان (یا پروژه) تاثیر مثبت یا منفی می گذارند، پیش بینی نوع تاثیر (مثبت یا منفی) و توسعه استراتژی هایی برای گرفتن بیشترین حمایت موثر و ممکن از ذینفعان و کاهش هر گونه موانع موفقیت سازمان یا پروژه.

ضعف در مدیریت ذینفعان چه مشکلاتی ایجاد می کند؟

ضعف یا عدم مدیریت ذینفعان می تواند برای پروژه و سازمان مخرب بوده و مشکلاتی نظیر: بروز اختلاف و تضاد با جامعه، پیچیده شدن فرآیند تصمیم گیری ها در پروژه و سازمان، بروز تاخيرات و افزایش هزینه های پروژه، خدشه دار شدن اعتبار و سابقه افراد و شرکت های حاضر در پروژه و مشکل در اولویت بندی و پاسخگویی به مطالبات ذینفعان را بوجود آورد. یکی از راههای تمایز انواع ذینفعان، در نظر گرفتن گروه هایی از مردم است که دارای روابط قابل دسته بندی با سازمان هستند.

مهمترین گروه ذینفعان در پروژه و سازمان چه کسانی هستند؟

مهمترین گروههای ذینفعان عبارتند از: مشتریان، کارکنان، جوامع محلی، تامین کنندگان، توزیع کنندگان و سهامداران. همچنین گروهها و افراد دیگری نیز در ادبیات فریمن به عنوان ذینفع در نظر گرفته می شوند که عبارتند از: رسانه ها (راديو و تلويزيون)، مردم بطور کلی، شرکای کسب و کار، نسل های آینده، نسل های گذشته، دانشگاهیان، رقبا، فعالان و یا سازمان های غیر دولتی، نمایندگان ذینفعان از قبیل اتحادیه های کارگری، اتحادیه صنفی تامین کنندگان و توزیع کنندگان، سرمایه گذارانی به – غير از سهامداران (دارندگان اوراق قرضه، و…) و دولت، رگولاتورها و سیاست گزاران.

دسته بندی ذینفان چگونه انجام می شود؟

دسته های ذی نفعان را کاربران نهایی، مدیران و افرادی که درگیر فرآیند سازمانی هستند و از سیستم تاثیر می گیرند، مهندسانی که مسئول توسعه سیستم و نگهداری هستند، مشتریان سازمان که از سیستم برای فراهم آوردن یک سرویس استفاده میکنند، بدنه خارجی همچون رگولاتورها، کارشناسان حوزه و غیره در نظر گرفته است. نیومن و لمینگ معتقدند که ذی نفعان، کسانی هستند که مستقیم و غیر مستقیم از سیستم استفاده میکنند و یا کسانی که درگیر توسعه سیستم هستند. مکالی ذی نفعان سیستم کامپیوتری را به ۴ دسته تقسیم کرده است. افرادی که مسئول طراحی و توسعه هستند، کسانی با منفعت مالی که مسئول فروش و یا خرید آن هستند، افرادی که مسئول معرفی و نگهداری هستند و کسانی که علاقمند به استفاده آن هستند.

اهمیت فرآیند شناسایی ذینفعان در سازمان و پروژه

در یک پروژه مهندسی نرم افزار, اگر فرآیند شناسایی ذینفعان به اشتباه برخی را به عنوان ذینفع تشخیص دهد، ممکن است الزاماتی برای مدیران ایجاد کند که با نیاز واقعی مطابقت نداشته باشد. بخصوص زمانی که امکان شکست خوردن پروژه نرم – افزاری وجود دارد و موفقیت پروژه نیازمند کاهش هزینه است این امر منجر به ریسک پروژه خواهد شد.

بیشتر بخوانید: نحوه رقابت در صنایع تولیدی و خدماتی چگونه است؟

برای کامل بودن، صحت و ثبات در کیفیت مشخصات مورد نیاز می توان از روش ها و تکنیک های استخراج مناسب همچون سناریوها و مطالعات موردی استفاده نمود. همه این موارد نیاز به فرآیند شناسایی ذینفعان دارد. با توجه به توسعه يكپارچگی مدلهای بلوغ قابلیت، نیازهای ذی نفعان در تعيين نیازهای مشتری مهم است. این نیازها باید با انتظارات ذینفعان، محدودیت ها، رابطها، مفاهیم عملیاتی و مفاهیم محصول تحلیل شود و به یک مجموعه از نیازهای ذینفعان تبدیل شود. این هدف شامل شیوه های خاص همچون جمع آوری نیازهای اساسی و استخراج نیازهای بیان نشده است.

مدل ها و روش های اولویت بندی ذینفعان کدامند؟

روابط بین یک شرکت (یا پروژه) و ذینفعان مختلف و بی شمار آن ماهیتی پویا دارد. بنابراین ذی نفعان باید بر اساس اهمیتی که برای شرکت دارند طبقه بندی شوند. به عبارت دیگر ذی نفعان اهميت يكسانی ندارند، پس شرکت باید آنها را به شکل متفاوتی دسته بندی کند. به منظور اولویت بندی و دسته بندی ذینفعان، مدل ها و چارچوب های مختلفی ارائه شده است. در ادامه به برخی از این مدل ها اشاره خواهد شد.

روش شناسایی و تعیین موقعیت دینفعان چگونه است؟

التيمور و همکارانش، ذینفعان را بر اساس منافع آنها در سه دسته تقسیم بندی کرده اند. دسته اول منافع سطح اول دارند که محصول و درآمد است. دسته دوم منافع سطح دوم دارند که قانون و سیاست است و دسته آخر منافع سطح سوم یا اعتبار و خوشنامی را برای شرکت به ارمغان می آورند

مدل بهینه تعیین مکان در تحلیل ذینفعان چیست؟

مدل بهینه، الگویی از مانورهای ذینفعان مختلف را به نمایش می گذارد. این مدل بیشتر فاکتورهای متقابل را در سیستم پویا نمایش می دهد. برای ساختن این مدل لیست کاملی از ویژگی ها، برای معنی بخشیدن به فرم قدرت و جهت تاثیرگذاری ذینفعان مختلف مورد نیاز است. در این مدل ذی نفعان بر اساس معیارهایی همچون قدرت و توان تاثیر گذاری، نزدیکی یا مجاورت با مركز تصمیم گیری، جهت تاثیر، ثبات و تداوم تاثیرگذاری، انتهای موقعیت و قابل رویت بودن تاثیر دسته بندی می شوند.

مدل ماتریس قدرت علاقه در تحلیل ذینفعان چیست؟

با توجه به اهمیت ذینفعان در هر سازمان، نویسندگانی همچون جانسن و چولس چارچوب ارائه شده را برای تعیین انواع ذینفعان پذیرفتند که موقعیت انواع ذینفعان را مطابق با نوع تلاش های مورد نیازشان در یک ماتریس نشان داده است. بر روی محور عمودی قدرتی که بطور بالقوه در دست دارند و بر روی محور افقی سطح خواسته های ذینفعان از سازمان بیان شده است که با توجه به آن می توان انواع ذینفعان را مطابق شکل ۱ در چهار گروه طبقه بندی نمود.

برای گروه A حداقل تلاش لازم است و نیاز به اقدام فوری نیست، زیرا ذینفعانی با قدرت کم و کمترین سطح خواسته هستند. گروه B باید مطلع نگه داشته شوند و اقدام فوری نیاز نیست، زیرا این گروه دارای قدرت کم و سطح بالایی از خواسته و علاقه هستند. ذینفعان گروه C باید راضی نگه داشته شوند، چون چالش برانگیزترین هستند. این گروه با وجود عدم منافع، ممکن است قدرت خود را در واکنش به یک پروژه خاص بکار برند. ذینفعان این گروه دارای قدرت بالا و سطح خواسته و علاقه پایین هستند. ذینفعان گروه D بازیکنان کلیدی هستند چون دارای قدرت بالا و سطح بالایی از خواسته و علاقه هستند و واکنش خود را نسبت به پروژه ها و طرح های سازمان با توجه به اولویت های اصلی شکل می دهند.

ماتریس علاقه قدرت در تحلیل ذینفعان

چارچوب اولویت بندی ذینفعان میچل چگونه است؟

چارچوب ذینفعان میچل و همکارانش، نشان میدهد که ذینفعی که یک یا چند ویژگی قدرت، مشروعیت و فوریت دارد برای شرکت مهم تر است. با ترکیب این سه ویژگی، می تواند توپولوژی از ذینفعان شكل گیرد و اهمیت آنها برای مدیریت و تصمیم گیری ارزیابی شود. طبق این چارچوب، ذینفعان با قدرت بیشتر، درخواست و نیازشان در چشم مدیریت بارزتر است. در این چارچوب، قدرت ذینفعان عبارت است از: توانایی کسانی که قدرت دارند نتایج آنطور که می خواهند محقق شود.

بیشتر بخوانید: برون سپاری در کسب و کار های کوچک و متوسط چگونه انجام میشود؟

مبنای قدرت عمدتا در نوع منابع استفاده شده برای اعمال قدرت دیده میشود. ایتزیونی معتقد است سه نوع قدرت اجباری، مالی و اعتبارسازی مبتنی بر منابع نمادین وجود دارد. میچل و همکارانش استدلال میکنند که هر چه مطالبات ذی نفعان قانونی تر باشد، احتمال آنکه پاسخ مثبتی از شرکت ها دریافت کنند، بیشتر خواهد بود. ضرورت درخواست ذینفعان، به عنوان ویژگی سومی دیده می شود که بارز بودن ذی نفع را افزایش میدهد. ضرورت و فوریت عبارت است از: درجه هر یک از مطالبات ذینفعان برای توجه فوری به آن ضرورت و فوریت مبتنی بر دو ویژگی است که عبارتند از حساسیت زمانی (درجه ای که تاخير مدیریتی در توجه به مطالبات یا روابط ذينفعان غیر قابل قبول است) و حیاتی بودن(اهمیت مطالبه برای ذینفعان). همانطور که در شكل ۲ نشان داده شده است. با ترکیب ۳ ویژگی قدرت، مشروعیت و فوریت ۷ نوع ذینفع به وجود می آید.

  • ذینفعان ساکت: قدرت نفوذ بر شرکت را دارند، اما نه بر اساس خواسته های ضروری و مشروعیت و همچنین قدرتشان بدون استفاده باقی خواهد ماند.
  • ذینفعان محتاط: دارای مشروعیت اند اما قدرتی برای نفوذ برشركت ندارند و خواسته های ضروری هم ندارند. در نتیجه فشاری برای ارتباط با این ذینفعان وجود ندارد.
  • ذینفعان متقاضی: ضرورت تنها ویژگی ارتباطی این ذی نفعان است. آنها خواسته های ضروری دارند، اما هیچ قدرت و مشروعیتی ندارند.
  • ذینفعان مسلط (حاكم): دارای مشروعیت و قدرت هستند و تاثیرشان در روابط قابل اطمینان است.
  • ذینفعان وابسته (محتاج): ذینفعانی با فقدان قدرت توصیف شده اند اما خواسته های مشروع و ضروری دارند. این قدرت در این رابطه دوطرفه نیست و از طریق ارزش گذاشتن به دیگران مورد حمایت واقع می شوند.
  • ذی نفعان خطرناک : ضرورت و قدرت دارند اما مشروعیت ندارند و ممکن است اجباری و یا خطرناک باشند و استفاده از قدرت اجبار اغلب وضعیت بی قانونی را به وجود می آورد.

نکته: ذینفعی که ۲ یا ۳ ویژگی داشته باشد؛ دارای اولویت بالاتری نسبت به ذینفع با یک ویژگی خواهد بود.

جدول تحلیل ذینفعان

اولویت بندی ذینفعان از دیدگاه فریدمن و مایلز چگونه است؟

فریدمن و مايلز، دو معیار را برای تعریف روابط ذینفعان شرکت در نظر گرفته اند. توپولوژی آنها از روابط ذينفع – سازمان مبتنی بر ۲ تفاوت است: روابط با شرکت از نوع سازگار یا ناسازگار بر حسب مجموعه ای از ایده ها و منافع مادی روابط لازم یا مشروط. روابط ضروری برای ایجاد یک ساختار اجتماعی یا ارتباط بين مجموعه ای از ایده های منطقی کافی نیستند. ارتباط بین ذی نفعان دارای روابط مشروط نیز یکپارچه نیست. بر اساس ۲ معیار فوق، ۴ نوع ارتباط بین شرکت ها و ذینفعان ایجاد می شود که در شکل ۳ نشان داده شده است.

بیشتر بخوانید: ویژگی سازمان عقلایی چیست؟

نوع A: روابط سازگار ضروری وقتی است که همه طرفها چیزی برای پیروز شدن در این ارتباط دارند. این بسیار منطقی است که این روابط را بعنوان یک استراتژی حفظ کرد. نوع B: روابط سازگار مشروط. دو طرف منافعی دارند ولی ارتباط مستقیمی بین آنها وجود ندارد. یک استراتژی فرصت طلبانه می تواند استراتژی منطقی باشد. نوع C: روابط ناسازگار مشروط. دو طرف مجموعه ای از ایده ها یا منافع مخالف و بی ارتباط دارند. این زمانی مشکل خواهد بود که یک یا دو طرف بر جایگاه و موقعیت خود پافشاری نماید. استراتژی رقابتی دفاع از منافع با تلاش برای حذف یا بی اعتبار کردن دیدگاه مخالفان مناسب است. نوع D: روابط ناسازگار ضروری وقتی اتفاق می افتد که منافع مادی لزوما به یکدیگر مرتبط است، اما عملکردشان منجر به روابطی که خود تهدید است می شود. در این حالت، منطق واگذاری امتیاز و سازش مناسب است.

مدل بانک جهانی برای اولویت بندی و تحلیل ذینفعان چگونه است؟

بانک جهانی گزارشات مختلفی در خصوص شناسایی و تحليل ذينفعان ارائه نموده است. ضرورت شناخت ذینفعان به این دلیل است که اطلاعات ضروری و سریعی درباره اینکه چه کسی از پروژه اثر مثبت یا منفی) می گیرد و چه کسی اثر (در مقابل، مثبت یا منفی) می گذارد، چه افراد، گروه‌ها یا سازمان‌هایی نیاز به درگیر شدن در پروژه دارند و چگونه و چه قابلیت‌هایی نیاز است که ایجاد شود تا آنها قادر به مشارکت باشند را فراهم میکند. در نتیجه تحليل ذينفعان، پایه و ساختاری برای برنامه ریزی مشارکت فراهم می آورد.

در مدل بانک جهانی، ۴ گام برای تحلیل ذینفعان ارائه شده است که عبارتند از: شناسایی ذینفعان، ارزیابی منافع (علاقه) ذی نفعان و تاثیر بالقوه پروژه بر روی این منافع، ارزیابی اهمیت و نفوذ ذینفعان و طرح مشارکت ذی نفعان با توجه به منافع، اهمیت و تاثیر هر گروه از ذینفعان.

چهارچوب فریمن و ساویچ برای تحلیل ذینفعان چگونه است؟

فریمن پیشنهاد می دهد که باید بین ذینفعان مهم و ذینفعان جزیی تمایز گذاشت. به منظور پیدا کردن استراتژی بهینه برای هر گروه از ذینفعان، فريمن تحلیل رفتار ذی نفعان و ائتلاف ممكن بین گروههای ذی نفعان را پیشنهاد می کند. رفتار ذی نفعان می۔ تواند بررسی فعالیتهای گذشته چنین گروههایی را ترسیم نماید. ضروری است که رفتار واقعی ذینفعان، تهديدات رقابتی و بالقوه مشارکت شان تحلیل شود. اگر گروه های مختلف ذینفعان، علایق مشترک با موضوعات مشترک مرتبط با فعالیت سازمان داشته باشند، ممكن است ائتلاف صورت گیرد. مدیر باید محیط را برای نمونه هایی از فعالیت های مشابه، علایق، باورها یا اهداف بین گروههای ذی نفعان بررسی نماید. تشكيل ائتلاف می تواند استراتژی و مواضع ذی نفعان در مورد موضوعات را تغيير دهد. فریمن دو متغیر را برای تعیین استراتژی بهینه در نظر میگیرد: قدرت نسبی ذی نفعان و پتانسیل آنها برای همکاری یا تهدید استراتژی شركتها. ساویج و همکارانش رهنمودهایی برای اندازه گیری این متغیرها ارائه نمودند[۹]. پتانسيل ذی نفعان برای همکاری با توجه به ظرفیت آنها برای گسترش وابستگی شان با سازمان تعیین می شود: هر چه وابستگی بیشتر باشد، آمادگی و تمایل برای همکاری بیشتر خواهد بود.

مدل اندرسون و همکارانش برای تحلیل ذینفعان چگونه است؟

اندرسون و همکارانش پیشنهاد میکنند که نتایج تجزیه و تحلیل ذی نفعان به صورت یک طرح بیان شود. در این طرح: ليست انواع ذینفعان، علایق و منافع آنها در پروژه، مشارکت ذی نفع در اجرای کار، توقع ذینفع از پروژه، قدرت او در پروژه و در انتها استراتژی مناسب برای تحت تاثیر قرار دادن ذینفع و شخصی که مسئول اجرای استراتژی است باید اضافه شود.

مدل اولریچ برای تحلیل ذینفعان چگونه است؟

بر اساس دیدگاه اولریچ دو دلیل برای آنکه هر کسی خود را ذینفع یک سیستم بداند وجود دارد. دلیل اول آنکه منابعی مانند تخصص، نفوذ سیاسی، مالی و … برای همکاری با سیستم داشته باشند. دلیل دوم آنکه آنها واقعا یا بالقوه از نتیجه سیستم تاثیر پذیر باشد. بر این اساس می توان دینفعان را در دو دسته فعال و منفعل تقسیم کرد.

مدل ملتون برای تحلیل ذینفعان چگونه است؟

ملتون در کتاب خود ذینفعان نرم افزارهای متن باز را به سه دسته اصلی – فرعی و پیرامونی تقسیم کرده است. ذینفعان اصلی، تصمیم گیرندگان و مردم خواهند بود که از سیستم بصورت روز به روز استفاده میکنند. ذینفعان فرعی افرادی هستند که سیستم را کمتر توصیه و استفاده میکنند. ذینفعان پیرامونی افرادی هستند که ممکن است تحت تاثیر سیستم قرار گیرند، اما کاربران فوری نیستند. برای مثال مشتریان بخش های دیگر. این چارچوب با چارچوب وو و همکارانش که قبلا به آن اشاره شد، شباهت زیادی دارد.

روش شناسی تحقیق برای تحلیل ذینفعان چگونه است؟

روش شناسی تحقیق به منظور شناسایی ذینفعان سیستم عامل بومی، ابتدا مدل های مطرح شناسایی و اولویت بندی ذینفعان مورد بررسی قرار گرفته است. با توجه به مرور ادبیات صورت گرفته، معیارهای مختلفی برای اولویت بندی ذینفعان شناسایی شده است که به منظور استخراج این معیارها، از روش فراترکیب استفاده شده است. فراترکیب روش تحقیقی است که برای ترجمه های تفسیری، روایت های بنیادی با ایجاد تئوری با بهره گیری از يکپارچه سازی و مقایسه یافته ها یا استعاره های مطالعات کیفی مختلف، استفاده می شود. همچنین فراترکیب به معنای جمع آوری و تفکیک یافته ها، شناخت ویژگی های ضروری و در برخی موارد، ترکیب پدیده ها به یک کلیت تغییر یافته است.

فرایند تحلیل ذینفعان از رهنمودهای نوبليت و هير

در فرایند تحلیل از رهنمودهای نوبليت و هير، به منظور هدایت روش علمی فراترکیب پیروی شده است که شامل فازهای ۱- شروع؛ ۲- تصمیم بر مواردی که مرتبط با مطالعه است؛ ۳- خواندن مطالعات؛ ۴- تعيين ارتباط مطالعات با يكديگر؛ ۵- ترجمه مطالعات به یکدیگر؛ ۶- تركيب ترجمه ها و ۷- بیان کردن و شرح تلفيق و ترکیب می باشد. هفت مرحله نوبلت و هیر را می توان به سه فاز اصلی دسته بندی کرد که عبارتند از: انتخاب مطالعات، ترکیب ترجمه ها و ارائه تلفيق. با این کار ۱۹ معیار ارائه شده در مدلهای مختلف، دسته کلان تقسیم بندی می شود و مصاديق آنها نیز بیان گردیده است. و تلاش شده است تا استراتژی ها و راهکارهایی برای مشارکت بیشتر این ذينفعان تدوین شود که می تواند با مفاهیم مدیریت دانش نیز ترکیب شود و یک مفهوم ارزشمند را برای سازمان و تمتم ذی نفعان به همراه داشته باشد.

استخراج چارچوب اولویت بندی جایگاه ذینفعان

هسته اصلی چارچوب اولویت بندی ذینفعان در جدول ۱ نشان داده شده و در آن معیارها از ۱۰ مدل تشریح شده در قسمت۔ های قبلی استخراج شده و معیارها را مطابق روش فراترکیب در ۵ دسته کلان تقسیم بندی کرده است. بعد از شناسایی ذی۔ نفعان می توان آنها را با این چارچوب اولویت بندی کرد. در ضمن این چارچوب را می توان در مراحل مختلف چرخه عمر محصول (به عنوان مثال مرحله ایجاد – طراحی – تولید نیمه صنعتی تولید انبوه و …) بطور مستمر به کار گرفت.

جایگاه ذی نفعان در خط مشی گذاری عمومی و حسابرسی اجتماعی چیست؟

اگرچه تعاریف متعددی از سوی صاحب نظران برای مفهوم «ذی نفع» ارائه شده است؛ با این وجود همه آنها را می توان منبعث از مقوله های نظیر؛ «علاقه، حق، مالکیت، دانش، اثر یا نفوذ، همکاری» دانست که بواسطه آنها، اشخاص و گروه ها، علقه یا علاقه ای نسبت به یک امر در حال جریان که به اشکال اقتصادی، فرهنگی، سیاسی در سازمان نمود می یابد، دارند.

لیست ذینفعان و انواع مختلف گروه های ذی نفع در سازمان و پروژه

با بررسی ادبیات مدیریت ذینفعان، محققان فعال در حوزه تحلیل ذینفان برخی از انواع گروه های ذی نفع را بر اساس نقش شان در سازمان، به شرح زیر برشمردند:
گروه اول: دولت، گروه های سیاسی، سهامداران، جامعه مالی، گروه های فعال، مصرف کنندگان، اتحادیه ها، کارمندان، اتحادیه های صنفی، رقبا و تأمین کنندگان.

گروه دوم: سهامداران، مشتریان، رأی دهندگان، عموم مردم، جامعه مالی، قانون گذاران جوامع، مطبوعات، آموزش عالی، کارمندان و خانواده های آنان، اتحادیه های کاگری، شرکت های توزیع کننده، شرکت های دیگر از جمله رقبا.

گروه سوم: مالکان، کاربران تسهیلات، مدیران پروژه، مدیران تسهیلات/ تأسیسات، طراحان، سهامداران، مراجع قانونی، کارکنان، پیمانکاران جزء، تأمین کنندگان، ارائه دهندگان خدمات و فرآیند، رقبا، بانک ها، شرکت های بیمه، رسانه، نمایندگان جوامع، همسایگان، عموم مردم، تشکیلات دولتی، ناظران، مشتریان، دوایر توسعه محلی، محیط طبیعی، روزنامه، موسسات مدنی و غیره

گروه چهارم: بهره برداران، حامیان پروژه، مدیران برنامه، واحد مدیریت پروژه، مدیران پروژه، تیم پروژه، مدیران وظیفه ای، مدیریت عملیات، تأمین کنندگان، شرکای تجاری.

تقسیم بندی و دسته بندی ذینفعان سازمان

نقش گروه های ذینفع در تعیین خط مشی و تعیین استراتژی سازمان چیست؟

گروه های ذی نفع سازمان یافته که بطور روزافزون بر تعداد و حجم فعالیت هایشان افزوده می شود، در فرآیند خط گذاری مشی عمومی نقش حائز اهمیتی ایفا می کنند. اغلب این گروه ها بصورت مستقیم بر خط مشی گذاران و بصورت غیر مستقیم در جهت تحرک حامیان این گروهها ذی نفوذ هستند. مضافا در بعضی از کشورها، سازمان های قانون گذار ابتدا باید طرح مورد نظر خود را پیش از اتخاذ و پیاده سازی، مطرح ساخته و در برابر نظر عموم قرار دهند. اگرچه ممکن است تحت این شرایط هر کسی در خصوص سازمان های اجرایی نظری بدهد، اما اکثر نظرات برآمده از گروه های ذی نفعی هستند که مستقیما از خط مشی های این سازمانها تأثیر می پذیرند.

بیشتر بخوانید: پیش بینی سودآوری صنعت با استفاده از ابزارهای تحلیل صنعت

با طبقه بندی نقش های مثبت و منفی گروه های ذینفع، معتقد است که گروه های ذینفع با ماهیت سازمان یافتگی خود و با نفوذ و قدرتی که در اختیار دارند به فرآیند خط مشی گذاری جهت می دهند. آنها با اعمال نفوذ در بوروکراسی، حکومت و سازمان های دولتی نظرات و منافع خود را در فرآیند تدوین و تصویب خط مشی و حتی اجرا و ارزیابی آن تحمیل می کنند. علاوه بر این گروه های ذی نفع، با ارائه اطلاعاتی از دیدگاه سیاسی خود یا چکیده ای از مطالعات به عمل آمده در تصمیم گیری های قانون گذاران اعمال نفوذ می کنند.

نظریه ذینفعان به عنوان مبنای مسئولیت اجتماعی

نظریه ذینفعان باید به عنوان مبنای مسئولیت اجتماعی شرکت مد نظر قرارداده شود. اگرچه در کنار آن نظریه هایی دیگری نظیر؛ تئوری مشروعیت و تئوری اقتصاد سیاسی برای مفهومی سازی مسئولیت اجتماعی شرکتی و تکامل آن در ادبیات مطرحه شده اند، اما تئوری ذی نفعان بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. اساس تئوری ذینفع و نظریف ذینفان این است که شرکت ها بسیار بزرگ شده اند و تأثیر آنها بر جامعه آن چنان عمیق است که باید برای ایفای مسئولیت خود به غیر از سهامداران به بخش های بسیار بیشتری توجه کرده و پاسخگو باشند.

حسابرسی اجتماعی، به عنوان یکی از ارکان مهم فرایند پاسخگویی، بنا به تعریف برخی از صاحب نظران، باعث کسب اطمینان سازمان از مسئولیت های اجتماعی خود نسبت به کسانی که به طور مستقیم و غیر مستقیم بر تصمیمات سازمان تأثیر می گذارند، می شود. از این دیدگاه؛ نظریه ذینفعان، همراه با تئوری مشروعیت و تئوری سازمانی، یکی از سه تئوری زیربنای مطالعات حسابداری و حسابرسی اجتماعی را تشکیل می دهد. لذا؛ مدیریت خوب ذینفعان مهمترین عامل موثر در اجرای سیستم حسابرسی مسئولیت اجتماعی سازمان محسوب می شود.

نتیجه گیری مقاله تحلیل ذینفعان

تحلیل مدل های مختلف دسته بندی ذینفعان نشان داد که برای دسته بندی آنها توجه به چهار معیار قدرت، پتانسیل, منافع و فوریت کافی است. مجموعه این چهار معیار می توانند پتاسیل تهدید یا پتانسیل همکاری در رابطه با سازمان را ایجاد کنند. از
طرفی معیار پنجمی نیز لازم است در این مقوله مد نظر قرار گیرد که آن شدت تاثیر گذاری یا تاثیر پذیری است. از آنجا که تاثیر پذیری یک ذینفع باعث اتلاف منابع سازمان نمی شود لذا توجه به بعد شدت تاثیرگذاری ارجحیت دارد. از طرفی سه معیار قدرت، منافع و فوریت نیز می توانند معرف پتانسیل تهدید یا همکاری باشند. لذا می توان در موقعیت های چهارگانه زیر استراتژی هایی برای مواجهه با ذینفعان اتخاذ کرد که در مدیریت استراتژیک و برنامه ریزی استراتژیک بسیار کاربرد دارد:

  • ذینفعان دارای پتانسیل تهدید بالا (قدرت زیاد- فوریت زیاد- اثر گذاری منفی زیاد)
  • ذینفعان دارای پتانسیل همکاری بالا (قدرت زیاد- فوریت زیاد- اثر گذاری مثبت زیاد)
  • ذینفعان با پتانسیل همکاری و تهدید بالا (غیر قابل پیش بینی و قدرت – فوریت – اثر گذاری زیاد)
  • ذینفعان با پتانسیل همکاری و تهدید کم (غیر قابل پیش بینی و قدرت – فوریت – اثر گذاری کم)

تدوین استراتژی با تحلیل ذینفعان

استراتژی های قابل اتخاذ برای هر یک از گروه های ذی نفعان فوق می تواند به صورت زیر باشد:

استراتژی در رابطه با ذینفعان با پتانسیل همکاری بالا و پتانسیل تهدید بالا

  • اصلاح ترکیب تصمیم گیران در تعاملات و تغییر قوانین توسط سهامداران
  • تلاش بر تمرکز مجدد بر اهداف ذی نفعان و همکاری با ذینفعان در ایجاد خط مشی ها
  • تقویت اعتقادات ذینفعان در رابطه با شرکت و پیوستگی استراتژیکی یا سرمایه گذاری با ذینفعان
  • اصلاح اعتقادات ذینفعان به هر نحو ممکن
  • استفاده از ذی نفعان برای جذب ذی نفعان جدید

استراتژی در رابطه با ذینفعان با پتانسیل همکاری کم پتانسیل تهدید کم

  • تقویت اعتقادات ذی نفعان در رابطه با شرکت
  • یکپارچه کردن ذی نفعان در فرآیند استراتزی
  • تغییر رفتار سازمانی در توجه به دغدغه های ذینفعان
  • ادامه دادن با فعالیت های موجود
  • کاهش تکیه بر یک گروه ذینفعان خاص
  • تلاش در جهت پیوند ذینفعان به اهداف توسعه ای شرکت
  • پیوستگی استراتژیکی یا سرمایه گذاری با ذینفعان
  • اصلاح اعتقادات ذینفعان به هر نحو ممکن

استراتژی در رابطه با ذینفعان با پتانسیل همکاری بالا

  • تلاش برای تمرکز مجدد بر اهداف ذینفعان
  • یکپارچه کردن ذینفعان در فرآیند استراتژی
  • اصلاح باورهای ذینفعان در مورد شرکت
  • تغییر رفتار سازمانی در توجه به دغدغه های ذینفعان
  • تلاش در جهت پیوند ذینفعان به اهداف توسعهای شرکت
  • پیوستگی استراتژیکی یا سرمایه گذاری با ذینفعان
  • اصلاح اعتقادات ذینفعان به هر نحو ممکن
  • استفاده از ذینفعان برای جذب ذینفعان جدید

استراتژی در رابطه با ذینفعان با پتانسیل تهدید بالا

  • تقویت اعتقادات ذینفعان در رابطه با شرکت
  • یکپارچه کردن ذینفعان در فرآیند تدوین استراتژی
  • کنترل ذینفعان برای تغییر باورها/ رفتار ا گرایش های آنها
  • ثبات در روابط شرکت- ذینفعان
  • اصلاح اعتقادات ذینفعان به هر نحو ممکن

ملاحظه می شود دو استراتژی شکل دهی پیوستگی استراتژیک یا سرمایه گذاری با ذینفعان و استفاده از دیگران برای اصلاح اعتقادات ذی نفعان نسبت به شرکت در هر چهار حالت مورد استفاده قرار می گیرد. این نوع سرمایه گذاری مبتنی بر نیاز ذینفعان صورت گرفته و باعث توجه بیشتر مشتری، بازگشت سرمایه و ارزش آفرینی پایدار در سازمان خواهد شد.

جهت ارتقاء سطح کیفی مقالات و تکمیل مباحث مربوط لطفا نظرات و دیدگاههای خود را در پایان این مقاله درج کنید، همچنین چند مقاله مرتبط با تحلیل ذینفعان برای مخاطبان سایت شریف استراتژی به اشتراک گذاشته شده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *