تعریف آینده پژوهی استراتژیک چیست و چطور به سازمان ها کمک می کند

تعریف دقیق آینده پژوهی استراتژیک چیست؟

در این مقاله قصد داریم به موضوع آینده پژوهی استراتژیک (Strategic Foresight) بپردازیم و نقش سناریوپردازی را در فرآیند آینده پژوهی استراتژیک شرح دهیم. حافظه آینده نیز مفاهیمی است که توانسته است جایگاه خود را در مساله آینده پژوهی استراتژیک پیدا کند و در فرایند آینده پژوهی نیز مورد توجه قرار گیرد. ارزش های مختلفی در روند آینده پژوهی استراتژیک رخ می دهد که همه این ارزش های را در سه دسته بندی تفکر استراتژیک (ترکیب و بررسی امکانات و گزینه ها)، تصمیم گیری استراتژیک (انتخاب و تنظیم جهت ها و برنامه ریزی استراتژیک (انجام اقدامات) مورد بررسی قرار داده ایم که می تواند برای عموم سازمان ها و کسب و کارهای علاقه مند به موضوع آینده پژوهی استراتژیک مفید باشد.

مقدمه ای بر آینده پژوهی استراتژیک

اگرچه علاقه به آینده پژوهی استراتژیک در حال افزایش است، اجرای این سیستم ها در سازمانها محدود باقی مانده است. این امر می تواند به دلیل تردید درباره بازگشت سرمایه گذاری، یا عدم اطمینان در مورد ایجاد ارزش از فعالیت های آینده پژوهی استراتژیک باشد. از اواخر دهه ۱۹۸۰ کلمه آینده پژوهی برای توصیف فعالیت های اطلاع رسانی به تصمیم گیرندگان یا بهبود داده ها درباره آینده بلندمدت یک سازمان به کار رفته است. ماکریداکیس میگوید: “نقش آینده پژوهی این است که برای مدیران کسب و کار و سیاست گذاران دولتی راههای دیدن آینده را با دیدگاهی متفاوت و درک کامل از مفاهیم ارائه کند. یا همانطور که محققان دیگر عنوان می کنند: آینده پژوهی  (Futures Studies) توانایی دیدن تحولات، قبل از این که به روند تبدیل شوند، شناسایی الگوها قبل از این که ظاهر شوند و درک ویژگی های جریان های اجتماعی که به احتمال زیاد در آینده تاثیر گذار خواهد بود، می باشد.

بیشتر بخوانید: نحوه رقابت در صنایع بالغ چگونه است؟

هدف این مقاله بررسی مبانی نظری و تئوری های مرتبط با ارتباط آینده پژوهی و فرایند برنامه ریزی و همچنین بررسی فرایندهایی که طی آن آینده پژوهی منجر به خلق ارزش می شود، می باشد. این مبحث هنوز مبهم است. به عنوان مثال درباره خلق و نگهداری یک دیدگاه آینده با کیفیت، منسجم و عملی و استفاده از پیش بینی های ناشی از روش های مفید سازمانی استفاده می شود. دانشمندان حوزه آینده پژوهی استراتژیک نیز بر درک و تفسیر تغییرات به عنوان نتایج دلخواه پیش بینی استرتژیک تاکید دارند. آنها پیشنهاد می کنند که پیش بینی استراتژیک باید برنامه ریزی استراتژیک را پشتیبانی کند و در راستای اهداف استراتژیک سازمان باشند. بنابراین، آینده پژوهی استراتژیک به احتمال زیاد در شرکتهای بزرگ از طرق گوناگونی ایجاد ارزش می کند.

در این مقاله، با بررسی ادبیات مربوط به پیش بینی استراتژیک، مدیریت استراتژیک و مدیریت نوآوری، سهم آینده پژوهی استراتژیک در ایجاد ارزش برای سازمانها مشخص می گردد. سپس ادبیات مربوط به آینده پژوهی استراتژیک ارائه شده و با بیان عوامل کلیدی موفقیت آینده پژوهی شرکتی، مدلی مفهومی از نقش این عوامل در موفقیت سازمانها به دست می آید.

 

تعریف آینده پژوهی استراتژیک چیست؟

آینده پژوهی  به توانایی تصور کردن آنچه احتمالا اتفاق خواهد افتاد و به فرد اجازه می دهد تا برای کمک به آن یا جلوگیری از پیشرفت آن عمل کند، اشاره دارد. در ارتباط با مدیریت استراتژیک، مفهوم آینده پژوهی برای اولین بار توسط دانشمندی به نام وایتهد معرفی شد. او به طور قطع اظهار داشت که آینده پژوهی استراتژیک از ویژگی های بسیار مهم ذهن تجاری رقابتی می باشد.

بنابراین مفهوم آینده پژوهی استراتژیک دو جنبه اصلی دارد، درک و پیش بینی آینده، که می تواند با مقایسه مفهوم آینده پژوهی با پیش بینی بهتر نشان داده شود. مطالعات آینده می تواند سه شکل به خود بگیرد. در درجه اول، می تواند آینده را پیش بینی کنند اما مطلقا هیچ کاری در مورد آن انجام نمی دهد. درجه دوم، می تواند آینده را پیش بینی کند و آمادگی برای استفاده از تحولات قابل پیش بینی را داشته باشد و درجه سوم، می تواند آینده را پیش بینی کند و اقداماتی جهت تاثیر بر آن به طور مطلوب انجام دهد. آینده پژوهی به نوع دوم و سوم مطالعات آینده مربوط است، در حالی که پیش بینی با نوع اول آن سر و کار دارد. وایتهد این دو شکل پیش بینی را در آینده پژوهی پیشنهاد داد و بیان کرد که پیش بینی تحولات آینده، سازمان های کسب و کار موفق را از ناموفق جدا میسازد.

شوارتز آینده پژوهی را “هنر دیدگاه بلند” می نامد و آینده پژوهی استراتژیک را توانایی خلق و نگهداری یک دیدگاه رو به جلوی با کیفیت، منسجم و کاربردی و استفاده از بینش های به دست آمده از روش های مفید سازمانی می داند. او معتقد است که توسعه آینده پژوهی استراتژیک، یک فرایند یادگیری است که بالاترین اهمیت را در توانایی شرکت برای نوآوری به طور مستمر دارد.

بیشتر بخوانید: تعریف دقیق هوش سازمانی و هوش استراتژیک و هوش تاکتیکی چیست؟

محققان آینده پژوهی شرکتی را مطالعات آینده برای کسب و کار تعریف می کنند و متذکر میشوند که آینده پژوهی شرکتی همیشه روی این سوال متمرکز می شود که چگونه سازمان ها را برای آینده آماده سازیم. آنها بیان می کنند که آینده پژوهی شرکتی، بستر لازم را برای تصمیم گیری استراتژیک را فراهم می کند، رقابت آینده را حفظ کرده و قابلیت های یادگیری و نوآوری را افزایش میدهد.

مدل های برنامه ریزی استراتژیک سنتی نمی توانند با پیچیدگی، عدم قطعیت و تغییرات سریع در محیط خارجی کنار بیاید . مدل های سنتی را به عنوان یک فرایند ۳ مرحله ای تعریف می شود: تفکر استراتژیک (ترکیب و بررسی امکانات و گزینه ها)، تصمیم گیری استراتژیک (انتخاب و تنظیم جهت ها و برنامه ریزی استراتژیک (انجام اقدامات).

روش ها و رویکردهای اینده پژوهی، مقدمه ای برای تفکر استراتژیک است. برنامه ریزی استراتژیک یک مرحله اجرایی برای آینده پژوهی به شمار میرود. بنابراین آینده پژوهی جایگزین برنامه ریزی استراتژیک نیست بلکه محتوای آن را که در آن موضوع تدوین استراتژی، برنامه ریزی و اجرای استراتژی مطرح می‌شود، غنی میسازد.

در شکل فوق مدل دفت با عنوان “سازمانها به عنوان سیستم های تفسیر ” ارائه شده است. با توجه به این مدل می توان گفت سازمانها به جمع آوری و پایش اطلاعات محیط می پردازند و بدین وسیله محیط خود را درک می کنند (مرحله ۱: پایش و جمع آوری داده)، سپس آنچه را یافته اند به پیامدهای سازمانی ترجمه کرده و ضمن تفسیر داده ها، به پیش بینی وضعیت آتی محیط با استفاده از اطلاعات وضعیت فعلی می پردازند (مرحله ۲: تفسیر داده ها) و سپس با استفاده از یادگیری، پاسخ ها را بر اساس دیدگاه خود در محیط توسعه داده و در عمل استراتژی ها را با پیش بینی های صورت گرفته در مرحله قبل انطباق می دهند.

آینده پژوهی استراتژیک سازمانی در ش

آینده پژوهی و خلق ارزش

در این بخش در زمینه چگونگی ایجاد خلق ارزش توسط اینده پژوهی در سازمان، سه دیدگاه آینده پژوهی استراتژیک، مدیریت استراتژیک و مدیریت نوآوری را بررسی می کنیم.

به دست آوردن بینش درباره تغییرات در محيط

آنسف بیان می کند که چگونه جهل ذاتی شرکت ها درباره تغییرات در محیط اغلب موجب از دست دادن فرصت ها و شکست در پاسخ به تهدیدات می گردد. شرکتی که مخرب های بالقوه کسب و کار خود را شناسایی کرده و به درستی تفسیر کند، در موقعیت خوبی برای پاسخ دادن به این تغییرات می باشد و می تواند رقابت خود را حفظ و حتی توسعه دهد. اولین وظیفه آینده پژوهی استراتژیک، توسعه مکانیزم هایی برای کمک به شرکت ها برای تشخیص این سیگنالها، تفسیر آنها و ارائه پاسخ به آنها می باشد. بنابراین اولین ارزش بالقوه ایجاد شده توسط آینده پژوهی عبارت است از: “به دست آوردن بینش درباره تغییرات در محيط”

کمک به کاهش عدم قطعیت

مطالعات نشان داده است که شرکت ها اغلب پایش محیطی خود را به طور گسترده ای در یک ناحیه متمرکز می کنند، در حالیکه توجه کافی به مناطق دیگر ندارند. به منظور اصلاح این مشکل، مدیریت ارشد باید به دنبال برای بهترین راه بررسی محیط باشد و همچنین بررسی مناطق دیگر را تشویق کند. در آینده پژوهی استراتژیک برای حصول اطمینان از محدوده پایش اطلاعات، با استفاده از تیم های چند رشته ای، ریسک ابتلا به مشرف شدن بر یک موضوع یا تفسیر غلط تغییرات کاهش می یابد. بنابراین دومین ارزش بالقوه عبارت است از: کمک به کاهش عدم قطعیت (به عنوان مثال از طریق شناسایی اختلافات)

نقش آینده پژوهی در دیدگاه مدیریت استراتژیک چیست؟

دیدگاه مبتنی بر منابع و رویکرد منبع محور مدیریت استراتژیک برای درک اینکه چگونه شرکت ها مزیت رقابتی را بدست آورده و حفظ می کنند بکار می رود. در این پژوهش مزیت رقابتی، به عنوان بسته ای از منابع (افراد، فرایندها، شیوه ها و…) که در مقایسه با منابع دیگر شرکت ها برای یک شرکت منحصر به فرد هستند در نظر گرفته می شود. اخيرا پیشنهاد شده است که در محیط های پویا شرکت ها باید قادر به تجدید پورتفولیوی منابع استراتژیک خود باشند. روند کلی در ۴ فاز توضیح داده شده است:

  1. جستجو و انتخاب منابع جدید
  2. تصمیم گیری برای تصویب آنها
  3. پیکر بندی و استقرار
  4. پیاده سازی

بر اساس دیدگاه مدیریت استراتژیک نقش آینده پژوهی، انتخاب و تصمیم گیری درست منابع استراتژیک آتی جهت شکل گیری مزیت رقابتی آتی سازمان می باشد. آینده پژوهی با پشتیبانی از هر ۴ مرحله، منجر به افزایش تناسب تکاملی شرکت می گردد. یکی از روش های تفسیر تغییرات و مدل وابستگی بین عوامل متعدد، روش سناریو است.

نقش سناریوپردازی در آینده پژوهی استراتژیک چیست؟

سناریو میتواند به توانایی مدیریت در تصمیمات آینده گرا و پیکربندی و بکارگیری منابع استراتژیک شرکت ها کمک کند. بنابراین این روش، فازهای سوم و چهارم فرایندهای قابلیت های شرکتهای پویا را پشتیبانی می کند. سناریوها باید به عنوان ابزاری برای ایجاد و شروع گفتگوهای استراتژیک در سازمان درک گردند. این تجربه من است که سناریوها بهترین زبان برای گفتگوی استراتژیک در سازمان هستند زیرا آنها اجازه بروز دیدگاههای متفاوت را می دهند اما همچنین افراد را در مورد درک مشترکی از وضعیت گرد هم می آورند و تصمیم گیری را هنگامی که زمان عمل فرا رسیده است ممکن می سازند.

پرورش گفتگو درباره استراتژی کلی

سهم ارزش آینده پژوهی استراتژیک، در مفهوم یک گفتگوی استراتژیک، این است که نه تنها به اشتراک گذاری را تشویق کند، بلکه مدل های ذهنی شرکت را به چالش می کشد و از این طریق شرکت می تواند نقاط کور را در بررسی محیط و آینده از بین ببرد. فرایند آینده پژوهی استراتژیک نه تنها به یادگیری سازمانی کمک می کند، بلکه خود یک فرایند یادگیری است. بنابراین ما از آینده پژوهی استراتژیک انتظار داریم تا به خلق ارزش از این طریق کمک کند: “پرورش گفتگو درباره استراتژی کلی”

حمایت از تطبيق شرکت در هنگام مواجهه با عدم قطعیت

برای یک شرکت تنها کافی نیست که تغییرات را درک کند و یک استراتژی برای مقاله با آن توسعه دهد، بلکه باید قادر به انطباق با تغییرات باشد. آینده پژوهی استراتژیک باید مدل های ذهنی را به چالش بکشد و به مدیریت در کار با فرضیات به جای عجله برای رسیدن به اجماع بر اساس مدل های ذهنی به اشتراک گذاشته شده و به طور بالقوه نادرست کمک کند. آینده پژوهی در مواردی که یک شرکت با یک محیط نامطمئن روبروست بسیار اثربخش است. به عنوان مثال موقعیت ورود به یک بازار جغرافیای جدید، یک تغییر ناپیوسته است زیرا شرکت با عدم قطعیت در مورد بسیاری از عوامل موثر بر عملیات کسب و کار خود در آینده رو به رو می باشد.بنابراین سهم ارزش بالقوه آینده پژوهی استراتژیک در این مورد عبارت است از: “حمایت از تطبيق شرکت در هنگام مواجهه با عدم قطعیت”

فرایند آینده پژوهی استراتژیک و مراحل اجرای فرایند آینده پژوهی استراتژیک در کسب و کار

بهبود هماهنگی اهداف کسب و کار

سکون یک شرکت بزرگ نتیجه و پیامد پیچیدگی سازمانش، وابستگی فعالیتها، و نیاز به هم تراز کردن مشوق ها، انگیزش، کنترل و هماهنگی می باشد. یکی از نتایج شکست در مدیریت این پیچیدگی می تواند این باشد که مدیران میانی به پیروی از دستورالعمل های سیستم های پاداش قدیمی ادامه میدهند و در نتیجه از تغییر استراتژیک، جلوگیری می کنند. تعدادی از روش ها در داخل مجموعه آینده پژوهی استراتژیک وجود دارند که می توانند وابستگی بین اقدامات را پشتیبانی کنند، آن ها را مدل کنند و سیستم هایی خلق کنند که موقعیت های آینده یا برنامه کارراهه را منعکس کنند.

تعریف کارراهه چیست؟

کارراهه به یک روش انتخابی برای برنامه ریزی حرکت به سمت موقعیت آینده تبدیل شده است. این روش، به عنوان ابزاری برای هماهنگی تحقیق و توسعه و بخش های فعال در مدیریت بازاریابی می باشد. کارراهه همچنین برای هماهنگی بین استراتژی شرکتی و تکنولوژیکی، ورود به عرصه های کسب و کار جدید و برنامه ریزی مجدد استراتژیک زمینه های کسب و کار بکار می رود. بنابراین روشها و فعالیتهای آینده پژوهی می تواند به وظایف برنامه ریزی و هماهنگی بخش‌های مختلف و عملیات آنها کمک کند.آینده پژوهی با ارائه سناریوهایی در مورد موقعیت های آینده، ایجاد گفتمان استراتژیک و ترسیم کارراهه به خلق ارزش از این طریق کمک می کند: “بهبود هماهنگی اهداف کسب و کار”

ایجاد توانایی اتخاذ دیدگاه های جایگزین

یکی دیگر از سهم ارزش بالقوه آینده پژوهی استراتژیک مربوط به گسترش دامنه پیشنهادهای درک شده و در نظر گرفتن دیدگاههای مختلف به منظور انجام انتخاب های استراتژیک بهتر می باشد. در این رابطه، نشان داده شده است که تصمیم گیری اغلب توسط عقلانیت محدود صورت می گیرد و تلاش ویژه ای برای جلوگیری از اثرات منفی مانند فکر گروهی یعنی تمایل به دنبال موافقت به جای بررسی تمام راه حل های ممکن نیاز است. با این حال، برخی شواهد نشان می دهد که به عنوان مثال تحلیل سناریو می تواند دامنه عوامل تاثیر گذار درک شده توسط مدیریت ارشد را گسترش دهد و بنابراین اثربخشی تصمیمگیری استراتژیک را افزایش دهد. بنابراین از فعالیت های آینده پژوهی استراتژیک انتظار می رود تا بتواند از این طریق به ایجاد ارزش کمک کند: “ایجاد توانایی اتخاذ دیدگاه های جایگزین”

كاهش سطح عدم قطعیت در پروژه های تحقیق و توسعه

استدلال شده است که فرایند آینده پژوهی استراتژیک می تواند به عنوان ترکیب خلاقیت و نوآوری توصیف شود. بنابراین جستجو برای سیگنال های ضعیف هم می تواند به عنوان جستجو برای نوآوری جدید تلقی شود. مطالعات موردی نشان داده اند که آینده پژوهی استراتژیک می تواند توسعه محصول جدید را از ۳ طریق پشتیبانی کند:

  1. بررسی زمینه های نوآوری جدید
  2. شناسایی نواوری های وعده داده شده
  3. به چالش کشیدن تحقیقات و تیم های توسعه از طریق فرایند توسعه محصول جدید

بنابراین یکی دیگر از سهم ارزش بالقوه ایجاد شده توسط آینده پژوهی استراتژیک عبارت است از: “كاهش سطح عدم قطعیت در پروژه های تحقیق و توسعه”

افزایش درک نیازهای مشتری

 اگرچه بررسی تکنولوژی های در حال ظهور یک فعالیت رایج در اکثر شرکتهاست، بررسی نیازهای آینده مشتریان کمتر شایع است. با این حال، شرکتها به طور فزاینده ای به دنبال بررسی زمینه های جدید نوآوری از طریق تمرکز به کشف نیازهای شناسایی نشده می باشند. از آنجایی که جستجو برای نیازهای شناسایی نشده می تواند به عنوان بررسی نیازهای در حال ظهور یا آینده دیده شود، به عنوان یک وظیفه آینده پژوهی استراتژیک قلمداد می گردند. بنابراین از آینده پژوهی استراتژیک انتظار می رود تا از این طریق ایجاد ارزش کمک کند: “افزایش درک نیازهای مشتری”

شناسایی مشتریان بالقوه

شرکت ها گزارش داده اند که از آینده پژوهی استراتژیک برای شناسایی گروه های جدید مشتری چه برای محصولات و خدمات فعلی و چه برای محصولات و خدمات آینده استفاده کرده اند. بنابراین سهم آینده پژوهی استراتژیک در ایجاد ارزش برای سازمانها عبارت است از: “شناسایی مشتریان بالقوه”

افزایش درک بازار

گزارش شده است که روشهای آینده پژوهی استراتژیک برای بررسی بازارهای جدید بالقوه یا بدست آوردن درک بهتر از چگونگی کارکرد بازارهای جدید بکار می روند. این امر بطور ویژه می تواند در موقعیت هایی که بازار و صنایع همگرا هستند، بسیار مهم باشد، جایی که ابزاری چون شبکه های دیده بانی، بررسی بلادرنگ تکنولوژی و فرصت های بازار و تحلیل سناریو میتوانند به خوبی بکار روند. بنابراین گزاره دیگر خلق ارزش توسط آینده پژوهی استراتژیک عبارت است از: ” افزایش درک بازار”

شناسایی فرصت ها و تهدیدات در مورد محصول شرکت و پورتفولیوی تکنولوژی

با توجه به نقش مخالف آینده پژوهی استراتژیک (در به چالش کشیدن پروژه های نوآوری) نظارت بر روی این که چگونه پروژه نوآوری فعلی با آینده ممکن هم تراز باشد، به طور ویژه ای مهم است. به عنوان مثال پیش بینی استراتژیک می تواند بررسی کند که چگونه یک قانون گذاری جدید یا یک تغییر در فناوری غالب در یک صنعت خاص احتمالا بر موفقیت پروژه های نوآوری فعلی اثر می گذارد (هم بطور مثبت و هم منفی). بنابراین سهم ارزش ایجاد شده از طریق آینده پژوهی استراتژیک در این موضوع عبارت است از: “شناسایی فرصت ها و تهدیدات در مورد محصول شرکت و پورتفولیوی تکنولوژی”

تسهیل یادگیری سازمانی

در سطح کلی می توان استدلال کرد که فرایند آینده پژوهی استراتژیک در یک سازمان نمی تواند آینده را پیش بینی کند بلکه می تواند برای آن آماده شود. فرایندهای آینده پژوهی یک سازمان را قادر می سازد محیط خود را درک کند و سیگنال های ضعیف تغییر یا حتی روندها را جستجو کند. از نظر شناختی، فرایند آینده پژوهی باید حافظه سازمان را درباره آینده افزایش دهد.

معنی و مغهوم حافظه آینده چیست؟

مفهوم “حافظه آینده” اخیرا توسط شاتر تاکید شده است که نتیجه گیری کرده اند مغز انسان قادر به ذخیره عکس های مختلف از آینده است. هر چه حافظه آینده بیشتر ذخیره شود، بیشتر یک فرد پذیرای سیگنال های دریافتی از جهان خارج می باشد. اهمیت حافظه از آینده با توجه به فرایند سناریو پردازی بیش از هر جای دیگری حس می شود: در واقع، فرایند سناریوپردازی مدیران را قادر می سازد تا آینده را جلوتر از زمان دیده و تجربه کنند و در نتیجه چیزی را که “حافظه آینده” نامیده می شود، خلق می کند. سپس این بازدید از آینده پیش بینی شده به یاد می ماند و یک ماتریس در ذهن مدیران خلق می کند و یک راهنمای ناخودآگاه برای درک سیگنال های محیطی در حال ظهور و پاسخ به آن ها ارائه میدهد.

آینده پژوهی استراتژیک می تواند با اضافه کردن حافظه آینده به یک سازمان به مفهوم مشارکت در یادگیری سازمانی کمک کند. بنابراین ارزش بالقوه بعدی آینده پژوهی استراتژیک برابر است با: “تسهیل یادگیری سازمانی”

تاثیر گذاشتن بر دیگران برای خلق آینده مطلوب

با در نظر گرفتن این استدلال که آینده پژوهی می تواند حافظه آینده را ایجاد کند، یا تصاویر ذهنی بسازد، انتظار می رود تا آینده پژوهی استراتژیک فرایند قانع کردن دیگر سازمانها یا ذینفعان را برای خلق این آینده، پشتیبانی کند. بنابراین از آینده پژوهی استراتژیک انتظار می رود به ایجاد ارزش از این طریق کمک کند: “تاثیر گذاشتن بر دیگران برای خلق آینده مطلوب”

عوامل کلیدی موفقیت در آینده پژوهی استراتژیک چیست؟

عوامل زیادی در موفقیت آینده پژوهی استراتژیک موثر می باشند. معتقد است که آینده پژوهی یک توانایی ذاتی انسانی است. اگر چه آینده پژوهی به مدت طولانی در سطح اجتماعی به صورت پراکنده صورت گرفته است، باید از طریق ۵ لایه از سطح فردی به سطح اجتماعی توسعه پیدا کند تا عملکرد آن در سطح اجتماعی افزایش یابد. این ظرفیت باید با درک درستی از توانایی های انسانی شروع شود، با گفتمان مبتنی بر مفاهیم آینده پژوهی توسعه یابد، با ابزار و روش های مناسب بالغ شده و با برنامه های کاربردی و ظهور به عنوان یک ظرفیت اجتماعی قدرتمند شود.

پنج مهارت اصلی در ایجاد توانایی اینده پژوهی

پنج مهارت را برای ایجاد توانایی اینده پژوهی در شرکتها ذکر شده است. مهارت های عمومی (روش شناختی و عملیاتی)، خلاقیت (تمرکز بر روی مسائل مهم، جذاب و هیجان انگیز)، ارتباطات (فروش ایده به کارکنان شرکت)، همکاری یک رابط و مروج بودن) و تداوم (فرایند محوری و تداوم در افراد و ساختار).

براساس یک اکتشاف میدانی یک مطالعه موردی، کاستانزو ادعا میکند که عوامل موفقیت برای تدوین آینده پژوهی استراتژیک عبارتند از: چابکی، فراینده های ساختاردهی شده و قابل مشاهده، ارتباطات گسترده و یک تیم مدیریت ارشد متمرکز و برونگرا. متغیر های دیگری نیز برای موفقیت آینده پژوهی در شرکتها ارائه شده است که عبارت است از: مشارکت در سراسر سازمان، انگیزش برای آینده پژوهی، قلمرو مطالعه، تمرکز مطالعه و سطح پیچیدگی روش مورد استفاده.

بیشتر بخوانید: تعریف دقیق هوشمندی رقابتی و هوش رقابتی چیست؟

ارتباطات باز در تمام سطوح مدیریت و کارکنان، قبل و در طول پروژه و در فاز اجرایی و نیز آماده سازی تیم برای یک مرحله هم اندیشی جدید، شامل آموزش های بنیان گذاری گروه و روشها و توسعه تیم آینده پژوهی، عوامل کلیدی موفقیت برای اجرای پروژه می باشند. در شکل فوق مدلی مفهومی از مهمترین عوامل موثر در موفقیت اینده پژوهی نشان داده شده است.

نقش عوامل فردی و عوامل سازمانی در موفقیت آینده پژوهی چیست؟

همانطور که مشاهده می شود عوامل فردی و عوامل سازمانی به طور مستقیم در موفقیت آینده پژوهی نقش دارند. همانطور که پیش از این بیان شد، وجود تیم های چند رشته ای و افراد با تخصص های متفاوت در فرایند آینده پژوهی ضروری است. هر یک از این افراد باید از مهارتهای مربوط به رشته خود و همچنین مهارت های لازم برای فعالیتهای اینده پژوهی برخوردار باشند. وجود ارتباط تنگاتنگ آینده – پژوهی و نوآوری، خلاقیت را برای افراد تیم ضروری می سازد و از آنجا که افراد تیم آینده پژوهی از رشته های مختلف و تخصص های مختلف برخوردارند، توانایی ارتباط و گفتمان بر سر اهداف و روش های به کار گرفته شده و رسیدن به توافق یکی از مهمترین عوامل موفقیت آینده پژوهی در هر سازمان به حساب می آید.

از آن جا که آینده پژوهی استراتژیک یک فرایند سیستماتیک است، وجود فرایندهای قابل مشاهده و شفاف، فرایند محوری و تصمیم گیری مشارکتی ضروری می باشد. همچنین لزوم تطبیق سازمان با پدیده عدم قطعیت در آینده، چابکی سازمانی را به یکی از عوامل موفقیت آینده پژوهی استراتژیک تبدیل می سازد. از دیگر عوامل سازمانی موثر در موفقیت آینده پژوهی ارتباطات گسترده سازمانی میان سطوح مختلف مدیریت و کارکنان و فرهنگ کار تیمی است که پیش از این به آن اشاره شده است.

از طرف دیگر حمایت مدیریت ارشد به عنوان متغیر تعدیل گر، زمینه ساز بستری است که در آن فرایند اینده پژوهی به صورت بهتر و موثرتری اجرا می گردد. به عبارت دیگر بدون وجود عوامل فردی و سازمانی فرایند آینده پژوهی استراتژیک به موفقیتی دست پیدا نخواهد کرد اما می توان گفت در صورت عدم حمایت مدیریت ارشد، ممکن است موفقیت چشمگیری حاصل نگردد.

نتیجه گیری درباره آینده پژوهی

علم آینده پژوهی، ادبیات پراکنده و غیرمنسجم در خصوص برنامه ریزی آینده را به علمی مدون با اصول و مبانی متقن تبدیل کرده است که وظیفه آن علاوه بر تحلیل روندهای گذشته، کشف، ابداع و ارزیابی آینده های ممکن، محتمل و مطلوب می باشد. در این مقاله با مرور بر ادبیات تحقیق آینده پژوهی استراتژیک، نقش آن در شرکتهای چند ملیتی و عوامل کلیدی موفقیت آینده پژوهی شرکتی به تفصیل شرح داده شد.

بیشتر بخوانید: تحلیل استراتژیک کسب و کار چگونه انجام می شود؟

از آنجا که ادبیات آینده پژوهی استراتژیک خلق ارزش را از نظر ادراک و تفسیر آینده نشان میدهد و ادبیات مدیریت استراتژیک و نو آوری نقش آینده پژوهی را در خلق ارزش در پاسخ های سازمانی و اقدامات نسبت به محیط آینده مشخص می سازد، با مرور ادبیات این سه مقوله سهم ارزش بالقوه آینده پژوهی استراتژیک برای سازمان ها مشخص گردید و بیان شد که استفاده از آینده پژوهی استراتژیک و اجرای صحیح آن نقش بسزایی در موفقیت سازمان ها ایفا می کند.

ارزش خلق شده توسط آینده پژوهی از دو منظر رویکرد و سطح فعالیت دسته بندی شده اند. همانطور که در جدول  نشان داده شده است، می توان استدلال کرد که آینده پژوهی استراتژیک در دو سطح سازمان و محصول و با دو رویکرد ادراک و پیش بینی (تفسیر) فعالیت می کند. از دیدگاه پیش بینی استراتژیک و مدیریت استراتژیک، آینده پژوهی در سطح سازمان و از دیدگاه مدیریت نوآوری محصولی، آینده پژوهی در سطح محصول قرار می گیرد. در هر دو سطح فعالیت های پایش محیطی، تفسیر داده ها و یادگیری به طور مجزا انجام می گیرند. میتوان گفت که در مراحل پایش محیطی، ادراک و در مرحله تفسیر و یادگیری، پیش بینی صورت می گیرد.

جهت ارتقاء سطح کیفی مقالات و تکمیل مباحث مربوط لطفا نظرات و دیدگاههای خود را در پایان این مقاله درج کنید، همچنین چند مقاله مرتبط با موضوع آینده پژوهی استراتژیک برای مخاطبان سایت شریف استراتژی به اشتراک گذاشته شده است.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *