تعریف دقیق تئوری وابستگی به منابع چیست؟

تعریف دقیق تئوری وابستگی به منابع چیست؟

در این مقاله قصد داریم در مورد تئوری وابستگی منابع (Resource dependence theory) موضوعاتی را بیان کنیم و نظریات مختلف را شرح دهیم. تئوری وابستگی منابع استراتژی های مختلفی را دنبال می کند که در ادامه هریک از انها را تبیین خواهیم کرد. تئوری وابستگی منابع یکی از مفاهیم اصلی در تحلیل محیط داخلی سازمان است که باید به دقت مورد بررسی قرار گیرد. در آخر مقاله می توانید دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید.

مقدمه ای بر تئوری وابستگی به منابع

اولین گام در تئوری وابستگی به منابع بوسیله امرسون (Emerson) برداشته شد و در ادامه توسط ففر و سالانکیک ( Pfeffer and Salancik) پیشرفت نمود و تبدیل به یک تئوری استوار گردید. تئوری محدودیت منابع اظهار می کند: شرکت ها محدود و تحت تاثیر محیط شان هستند و در جهت مدیریت وابستگی های منابع تلاش می کنند و همچنین می گوید: شرکت ها در اقدامات خود مستقل نیستند، بلکه به دلیل منابع به محیط خارجی خود وابستگی دارند. به عبارت دیگر ، شرکت ها جهت کار بطور مستقل کنترل کاملی بر روی منابع مورد نیاز ندارند. در عوض، آنها می بایست برای تضمین حیات سازمانی خود با محیط شان تعامل داشته باشند.

مفهوم بنیادین تئوری وابستگی به منابع در یک دوره کوتاه توسعه یافته و پس از آن تقریبا دست نخورده باقی ماند. تئوری وابستگی منابع اساسا برای تجزیه و تحلیل شکست های کسب و کار در آن زمان و برای درک اینکه کدام روابط بین سازمانی حضور دارند توسعه یافت. پس از آن این تئوری اغلب برای بررسی نحوه کمک به شرکتها جهت کاهش عدم اطمینان و وابستگی به اثرات خارجی و با هدف مدیریت محیط خود مورد استفاده قرار گرفت. تئوری وابستگی به منابع بر سازگاری سازمانی با عدم اطمینان محیطی از طریق مدیریت فعال سازمانی جریان منابع و وابستگی ها تاکید دارد.

بیشتر بخوانید: تئوری سازمان سیستم باز چیست؟

اگرچه تئوری وابستگی منابع بر اراده و توانایی سازمان برای پاسخگویی به فشارهای محیطی، عدم قطعیت و وابستگی متقابل تاکید می کند، با این حال اثر محدودیتهای سازمانی و وابستگی به سایر سازمانها را که منابع حیاتی را کنترل می کنند را نیز به رسمیت می شناسد. بنابراین در این تئوری به سازمان به عنوان ایجاد کننده گزینه استراتژیک و تصمیم گیرنده در مقابل محدودیتها نگاه شده است لذا گزینه های استراتژیک در تئوری وابستگی منابع تا اختیار یک سازمان بر چگونگی ساختن روابط متقابل با محیطش توسعه می یابد.

محققان نشان دادند که شرکت ها جهت رویارویی با وابستگی به منابع حیاتی محیط خارجی شان معمولا از سه استراتژی عمومی شامل داخلی سازی منابع ، تشکیل ائتلاف ها و دور زدن محدودیتهای منابع استفاده می کنند. طی مقاله ای به برخی عناصر وابستگی به منابع و تجزیه و تحلیل سیاستها در قبال این مفهوم پرداختند.

تئوری وابستگی منابع عدم اطمینان

تعریف دقیق تئوری وابستگی به منابع چیست؟

تئوری وابستگی به منابع، سازمان را در محیط خود به عنوان واحد تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار می دهد. این تئوری بر تمرکز سازمان روی کاهش عدم قطعیت و مدیریت روابط داخل شرکت و نابرابری های قدرت تاکید می کند. این عناصر کلیدی در داخل تئوری وابستگی منابع بهم مرتبط هستند. یک موضوع اصلی در تئوری وابستگی منابع این است که سازمانها جهت کاهش عدم اطمینان های محیطی بوسیله مبادله با محیطشان تلاش خواهند نمود.

منطق تئوری این است که سازمان ها سیستم هایی باز هستند که بقا و توسعه آنها توسط اثرات خارجی محدود می شود. برخی منابع کمیاب هستند و توسط سازمان های دیگر در محیط کنترل می شوند. سازمان ها به منظور استمرار بقا و رشد، مجبور به استفاده از استراتژی های مختلفی برای تضمین ورودی ها از تامین کنندگان و خروجی ها به خریداران می باشند.

بیشتر بخوانید: چالش ها و موانع اجرای استراتژی اثربخش در سازمان چیست؟

سازمانی که با مخالفت های شدید روبرو است بوسیله آوردن نمایندگانی از این گروه های متخاصم در هیات مدیره حاکم بر سازمان تا حدی می تواند این مخالفت ها را خنثی نماید که این رویکرد در برخورد با مشکل ، مدیریت محیط سازمان برای تحقق اهداف آن را نشان می دهد. آنها استدلال کردند که تحت شرایط کمبود منابع، سازمان ها مبادلات میان سازمانی را برای رسیدن به اهدافشان می بایست پیاده کنند. علاوه براین، می توان خصوصیات یک رویکرد سازمان سیستم باز را برای ملاحظه سازمان به عنوان یک عنصر از محیط، پایه تئوری وابستگی منابع را تقویت نمود.

در کتاب ففر و سالنکیک، موضوع روابط میان سازمانها و محیطشان بحث و استراتژیهای سازمانی مختلفی را برای مدیریت محیط معرفی می نمایند. تمرکز این کتاب بر روی انواع استراتژی های سازمانی برای مدیریت محیط سازمانی است. زمینه سازمانی و اجتماعی تعریف شده در کتاب بوسیله بحث از کنترل اجتماعی سازمان ها و محیط سازمانی وضع شده دنبال می شود.  دامنه استراتژی ها از انطباق تا اجتناب ، تغییر وابستگی متقابل ، اقدام درون سازمانی ، قانون و ضمانت اجتماعی و جانشینی اجرایی را شامل می شود.

مطالعات تجربی تئوری وابستگی بر منابع بطور معمول متمرکز می شود بر بررسی موضوعات توسعه یافته از منظری که سازمانها استراتژی های مختلفی برای کنترل منابع حیاتی برای بقا و توسعه سازمانی بکار می گیرند. محققان معمولا پاسخهای سازمانی را برای مدیریت و کنترل وابستگی به منابع به عنوان متغیرهای وابسته انتخاب می کنند. سازمان ها می توانند وابستگی منابعشان به دیگر بازیگران در محیط را با استفاده از ساز و کارهای مناسب در اداره امور شرکت و ایجاد پیوندهای بین سازمانی کاهش دهند.

اندازه و ترکیب هیات مدیره ، الگوهای ادغام درون صنعت ، و پیوندهای میان سازمانی پاسخهایی سازمانی هستند که معمولا به عنوان متغیرهای مستقل در آزمونهای تجربی این تئوری مورد استفاده قرار می گیرند. اغلب مشاهدات موجود شواهدی که سازمان ها بوسیله بکار گیری استراتژی های مناسب به منظور کاهش وابستگی به وابستگی منابع پاسخ می دهند می یابند.

ففر استدلال کرد که ترکیب هیات مدیره بستگی به نیازهای متفاوت رویارویی با سازمانهای مختلف در محیط دارد. تز او این است که آن سازمانها، هیات مدیره خودشان را به عنوان ابزاری جهت رویارویی با سازمانهای مهمی که به آنها وابستگی دارند مورد استفاده قرار می دهند. نمونه ای هشتاد تایی از شرکتهای بزرگی که از لیست دان و براد استریت بیرون آمده، و همبستگی هایی که تعداد اعضای هیات مدیره با اندازه شرکت ، نسبت بدهی به سرمایه و اندازه های محیط نظارتی دارد در نظر گرفته شد. نتایج آنالیز رگرسیون چندگانه نتایج نشان داد که اندازه و ترکیب هیات مدیره بطور سیستماتیک مرتبط با نیازهای سازمان برای مواجهه با بخش های خارجی مهم، نیروهای مالی و اداری برای بدست آوردن یک تامین کافی از منابع در آینده می باشد.

بیشتر بخوانید: تعریف مثلث استراتژیک و نقش مثلث استراتژیک در حسابداری مدیریت چیست؟

اندازه و ترکیب هیات مدیره بطور سیستمی با شرکتها به عنوان پاسخی به شرکت برگرفته از کتاب رگرسیون خطی نیازهای سازمان در مواجه با بخش های خارجی وابستگی به منابع مرجع مدیریت سازمانها چندگانه مهم، نیروهای حقوقی و مالی، برای بدست آوردن یک تامین کننده مناسب از منابع برای آینده مرتبط است.

تئوری وابستگی منابع بر تمرکز سازمان روی کاهش عدم اطمینان ها و مدیریت روابط بین شرکت و نابرابری های قدرت تاکید می کند. این عناصر کلیدی در درون تئوری وابستگی منابع با هم مرتبط هستند. ما در ادامه جنبه های کلیدی و روابط میان این عناصر کلیدی را بررسی می کنیم. محققان تئوری وابستگی منابع عدم اطمینان محیطی را چنین تعریف می کنند:  میزانی از وضعیت آینده جهانی که نمی توان انتظار داشت و به دقت پیش بینی کرد.

استراتژی های پیشنهادی با رویکرد تئوری وابستگی منابع

تئوری وابستگی منابع دو استراتژی اساسی برای کاهش فشارهای خارجی و عدم اطمینان ها پیشنهاد می کند:

  1. کاهش وابستگی
  2. بازسازی وابستگی

این استراتژی ها شامل تغییرات در مرزهای سازمانی و یا مکانیسم های هماهنگی میان شرکتی بر پایه نوع وابستگی مواجه شده می باشد. کاهش وابستگی می تواند با استراتژی اجتناب سازمان ایجاد گردد، زیرا مستلزم تغییر یا تعریف مجدد اهداف سازمانی برای از بین بردن وابستگی ها به منابعی است که غیر قابل مدیریت کردن هستند یا کنترل آنها بسیار پرهزینه است. بنابراین به جای مدیریت فعال روابط قدرت ، سازمان ممکن است خاتمه رابطه را انتخاب نماید.

تجدید ساختار وابستگی زمانی رخ می دهد که رای سازمان به تغییر یک نوع از وابستگی به نوعی دیگر باشد ، تصمیمی که نه اهداف سازمان را تغییر می دهد و نه نیاز به تغییر منابع شرکت دارد. تجدید ساختار وابستگی ممکن است شامل یکپارچه سازی عمودی، ادغام، تنوع، سرمایه گذاری مشترک، مدیریت مشترک ، یا عضویت در انجمن تجارتی بشود. تئوری وابستگی منابع ادعا می کند که هر چه ابعاد و دامنه یک سازمان بزرگتر باشد، ظرفیت سازمان برای تاثیرات فعال در محیطش وسیعتر خواهد بود.

علاوه بر این تئوری وابستگی منابع انتظار دارد هرچه توانایی سازمان جهت مقاومت پایینتر باشد و انطباق آن با فشارهای خارجی بیشتر باشد، وابستگی سازمان به منابع خارجی بیشتر خواهد بود. محققان اظهار می دارند: “برای وابستگی میان دو سازمان و وجود قدرت یکی بر دیگری ، می بایست عدم تقارن در روابط مبادلاتی وجود داشته باشد.”

در فرایند ادغام دو سازمان یا شروع همکاری مشترک، هر چه شرکت هدف و شرکت پیشنهاد دهنده بیشتر بهم مرتبط بوده و از جهت منابع، بیشتر به همدیگر وابسته باشند، پاسخ مدیریت شرکت هدف به شرکت پیشنهاد کننده دوستانه تر خواهد بود. از مسیر دیگری از تحقیقات عملی برای تجزیه و تحلیل تئوری وابستگی به منابع، مدیریت مشترک و ترکیب هیات مدیره را بکار برده است. چنین تحقیقی به هیات مدیره به عنوان ابزاری برای بدست آوردن دسترسی به منابع حیاتی، کاهش عدم اطمینان و اعمال قدرت بر سایر سازمانها نگریسته است.

آنها نشان دادند که نوع و میزان تامین مالی کسب شده بوسیله یک سازمان، تابع مستقیمی از حضور و نمود موسسات مالی در هیات مدیره بود. همچنین نشان داده شده است که هیات مدیره بهم پیوسته وسیله است برای تاثیر گذاری و نظارت روی سایر سازمانها ، برای کاهش عدم اطمینان و برای افزایش هماهنگی میان رقبا. افزایش عدم اطمینان فزاینده در صنعت خطوط هوایی، بهم پیوستن غیر مستقیم شرکتهای هوایی برای کاهش رقابت میان هریک و بازگرداندن اطمینان از دست رفته شده است را موجب شده است. نهایتا برخی مطالعات اندازه و ترکیب هیات مدیره را به عنوان تعیین کننده عملکرد شرکت مورد بررسی قرار دادند.

ترکیب هیات مدیره بهم پیوسته در حفظ روابط در تغییرات کاری و اعمال نفوذ در حوزه های خارجی و بطور قابل توجه موثر بر بقای سازمانی و سازماندهی مجدد پس از ورشکستگی های بانکی موثر بوده است. امروزه تحقیقات تا بدانجا پیشرفته است که در مفهومی به نام تئوری وابستگی منابع طبیعی ، تاثیرات شرایط آب و هوایی شدید بر عملکرد مالی سازمان را نیز بررسی نموده اند. در این تحقیق کیفی، به تجزیه و تحلیل اثرات وقایع آب و هوایی بر فروش ۳۸ شرکت در آلمان پرداخته شده است و یا مثلا در تحقیق دیگری از اصول تئوری وابستگی منابع جهت انتخاب فروشندگان منابع مورد نیاز سازمان استفاده شده است.

منبع رویکر منبع محور در مدیریت استراتژیک سلامت

استراتژی های پیشرفته جهت کاهش وابستگی به منابع

در این قسمت ۴ گزینه اصلی پیشنهادی به بنگاه ها برای اینکه بتوانند حداقل وابستگی ها به محیط را به نمایش بگذارند بررسی می کنیم که شامل ادغام / یکپارچگی عمودی ، سرمایه گذاری مشترک و سایر روابط میان سازمانی، هیات مدیره، اقدامات سیاسی است:

تئوری وابستگی منابع و ادغام چیست؟

تئوری وابستگی منابع تبدیل به یکی از منطقهای نظری غالب گردیده است که اینکه چرا بنگاه ها در گیر بحث ادغام یا مالکیت می شوند را توضیح می دهد. این تئوری، دیدگاهی متمرکز برای چرایی تملک بنگاه ها توسط بنگاه های دیگر را ارائه می کند. پیشتر بطور خاص، ففر سه دلیل را که سازمانها ممکن است درگیر بحث ادغام یا مالکیت شوند را عنوان کرده است

اول بدلیل کاهش رقابت بوسیله جذب یک رقیب مهم، دوم برای مدیریت وابستگی متقابل با سایر منابع ورودی یا خریداران خروجی بوسیله جذب آنها و سوم برای تنوع بخشیدن به عملیات و درنتیجه کاهش وابستگی به سازمان حاضر در آن عملیات و مبادلات. تحقیقات تجربی نیز تا حد زیادی از این سه منطق پشتیبانی می کند. گالبریت و استایل مشاهده کردند که ادغام و مالکیت، اغلب وابستگی متقابل میان فروشندگان و خریداران را کاهش می دهد. بطور مشابه مشاهده کردند که یکی از اهداف مدیریتی ادغام و یا مالکیت ، کاهش وابستگی بنگاه به سایر شرکتها در محیطشان است. در نهایت مطالعه ففر نشان می دهد که ادغام و مالکیت اغلب برای کاهش رقابت مستقیم استفاده می گردد.

بیشتر بخوانید: معرفی انواع استراتژی های کسب و کار بر مبنای تفکر استراتژیک

بنابراین اگر چه وابستگی متقابل محیطی یک پیشبینی کننده مهم وقوع ادغام و مالکیت می باشد، مطالعات تجربی نشان می دهد که این موضوع تنها پیشبینی کننده نبوده و سایر عوامل نیز در این قضیه می توانند دخیل باشند. از دیدگاه تئوری وابستگی منابع می تواند یک دگرگونی در تئوری وابستگی منابع و ادغام ایجاد نماید. آنها تئوری وابستگی منابع را مورد نقد قرار دادند به جهت:

الف- عدم تفاوت گذاری میان عدم توازن قدرت و وابستگی دوطرفه

ب- مغشوش و گیج بودن بین تجویزهای عملی اصولی و پیشبینی های تئوری

ابهام پیرامون شرایط مرزی

اغلب کارهای تجربی بر روی وابستگی یک بازیگر به بازیگر دیگر می باشد و نه وابستگی متقابل.

آنان همچنین دریافتند که وابستگی متقابل ادغام و مالكيت را افزایش می دهد در حالیکه عدم توازن قدرت آنرا محدود می کند. بنابراین توسعه نظری آنها وعده اکتشاف جدیدی در زمینه ادغام از منظر تئوری وابستگی منابع می دهد. بطور خلاصه، پشتیبانی قوی از اینکه ادغام میان دو بنگاه زمانی رخ می دهد که وابستگی یکی بر دیگری مانند تامین کننده خریدار و رقبا) به عنوان مکانیسمی برای کاهش وابستگی وجود دارد دیده می شود. بعلاوه قدرت وابستگی احتمال ادغام و تملک را می تواند پیشبینی نماید.

اگرچه ، تحقیقات نشان می دهد که این مفهوم حاوی اطلاعات مفیدی از منظر ادغام و مالکیت است اما کامل نیست. عوامل مهم دیگری وجود دارد که از منظر سایر تئوری ها این موضوع را ضمانت خواهد کرد. همچنین این نگاه فرصتهایی را برای اصلاح بیشتر تئوری وابستگی منابع ایجاد می کند.

تئوری وابستگی منابع و سرمایه گذاری های مشترک چیست؟

تئوری وابستگی منابع همچنین یک دیدگاه نظری عمده جهت درک سرمایه گذاری های مشترک و سایر روابط اینچنینی میان سازمانی (اتحاد استراتژیک، موافقت نامه های تحقیق و توسعه، کنسرسیوم های تحقیقاتی، موافق نامه های بازاریابی مشترکه، روابط خریدار تامین کننده) می باشد. کاربردهای تئوری وابستگی منابع جهت سرمایه گذاری مشترک را پشتیبانی می کند بیان می کند که سرمایه گذاریهای مشترک معمولا میان بنگاه های وابسته بهم شکل یافته است. شواهد تجربی همچنین استفاده از روابط بین سازمانی برای کاهش پیچیدگی محیط داخلی و بین اللملی و جذب منابع را پشتیبانی می کند. اتحاد شکل یافته در دوره با مانیفنس محیطی کم واکنش بازار سهام مطلوب تری در پی دارد . بنگاه ها با ورود به اتحاد با دیگر سازمانها بر تامین کنندگان منابع قدرت بدست می آورند.

بنگاه های کوچکتر از این روابط مشارکتی از شرکای بزرگتر خود بیشتر سود می برند. سازمانها بطور متقابل وابستگی دارند اما شریکی که منابع با اهمیت تری را تحت کنترل دارد کنترل استراتژیک را حفظ خواهد کرد. بنابراین محققان بطور فزاینده ای بر روی طبیعت پویای وابستگی متقابل و قدرت از منظر تئوری وابستگی منابع متمرکز شده اند.

بیشتر بخوانید: چارچوب پنج نیروی رقابتی پورتر چیست؟

همانند ادغام، پژوهشگران بسیاری به تقویت تئوری وابستگی منابع با دیگر دیدگاه های نظری برای توضیح روابط میان سازمانی ادامه می دهند. محققان معمولا تئوری وابستگی منابع را با تئوری شبکه تجمیع می کنند، که بسیاری از فرضیات رایج با ملاحظه وابستگی را به اشتراک می گذارد و به زمینه اجتماعی آمیخته در مفهوم بنگاه تاکید می نماید. سایر یکپارچه سازیها شامل تئوری وابستگی منابع با تئوری بازیها و یادگیری سازمانی جهت فهم قدرت شرکا، با تئوری وکالت برای مدل کردن ساختارهای کنترلی سرمایه گذاری مشترک، با هزینه مبادله و تئوری شبکه جهت پیشبینی انتخاب شرکا و با دیدگاه مبتنی بر منابع برای مدل سازی شریک مکمل را می توان نام برد.

همچنین برخی محققان به دگرگونی نظری کاربرد تئوری وابستگی منابع در روابط میان سازمانی توجه نمودند. برای مثال،برخی میان دو ابعاد از عدم تقارن وابستگی و وابستگی متقابل و وابستگی مشترک تفاوت قائل شدند. بر اساس این شرح، نویسندگان دریافتند که وابستگی مشترک می تواند ابزاری باشد برای کاهش عدم اطمینان و افزایش عملکرد بنگاه ها . آنها یک چشم انداز کاملا واضح از وابستگی متقابل بوسیله مفهوم سازی دوباره آن به عنوان محدودیتهای اجتماعی و چند جانبه را پیشنهاد کردند. بوسیله این پیشنهاد که وابستگی های میان سازمانی در سراسر شبکه های چندگانه گسترش می یابد بیشتر پالایش کردند.

این کار وابستگی منابع را از وابستگی های محلی به تعدد و تسهیم گری حرکت می دهد. در نهایت، سازمانها می توانند شبکه ای از روابط بین سازمانی را جهت کسب قدرت و دسترسی به منابع بکار گیرند و فرصتی برای تحقیقات آینده در سرمایه گذاری مشترک و روابط میان سازمانی همچنین در يکپارچه سازی تئوری وابستگی منابع با سایر دیدگاه های نظری برای مشاهده طبیعت پویای این وابستگی ها و قدرت و همچنین تعدد و تسهیم وابستگی متقابل وجود دارد.

تئوری وابستگی منابع و هیات مدیره چیست؟

اگر چه تئوری وکالت در پژوهشهای مربوط به هیات مدیره مورد یک تئوری غالب است که مورد استفاده قرار می گیرد، هیات مدیره مبحثی است که بزرگترین تحقیقات تئوری وابستگی منابع در آن نفوذ دارد. ففر تصریح می کند که هیات مدیره ، بنگاه ها را قادر می سازد تا وابستگی را حداقل کرده و منابع را کسب کنند. از مرور قبلی ادبیات موضوع هیات مدیره نتیجه گرفته می شود که تئوری وابستگی منابع بیش از دیگر دیدگاه ها شامل تئوری وکالت مورد پشتیبانی قرار گرفته است. بنابر این ، اگر چه تئوری وابستگی منابع برای مطالعه هیات مدیره بطور معمول کمتر از تئوری و کالت مورد استفاده قرار می گیرد ولی شواهد تجربی در طول زمان نشان می دهد که این دیدگاه موفقیت بیشتری برای درک موضوع هیات مدیره دارد.

مطالعات اولیه، تئوری وابستگی منابع را جهت بررسی هیات مدیره با تمرکز روی اندازه هیات مدیره و ترکیب آن به عنوان نشان دهنده از توانایی هیات مدیره جهت تامین منابع حیاتی برای بنگاه استفاده می کردند. برای مثال ففر دریافت که اندازه هیات مدیره با نیازمندیهای محیطی بنگاه ارتباط دارد و بنگاه هایی با وابستگی متقابل بیشتر، نیازمند نسبت بیشتری از اعضای هیات مدیره خارجی هستند.

مطالعات متعددی همچنین رابطه مثبت میان اندازه هیات مدیره و عملکرد شرکت به عنوان یک شاخص از استراتژی وابستگی به منابع را کشف کرده اند.آنها روی ترکیبهای خاص هیات مدیره بوسیله پیشبینی احتمال تعیین و انتصاب بوسیله سیاستهای خارجی و اجتماعی تمرکز کردند. جریان دیگری از تحقیقات، مراحل زندگی بنگاه ها و اینکه کدام هیات مدیره می تواند در آن مراحل سودمند باشد را مورد ملاحظه قرار داده است. اولین بار این ایده را که مراحل سیکل زندگی بنگاه می تواند بر نقش هیات مدیره در وابستگی منابع تاثیر بگذارد،  این تاثیرات بخصوص در دوره های ابتدایی سیکل زندگی بنگاه بیشتر است.

ر طول بحران مشروعیت، گردش اعضای هیات مدیره می تواند گام مهمی جهت بازیابی مشروعیت و برقراری مجدد لینکهای از بین رفته با محیط باشد. همچنین، اگرچه تحقیقات بطور گسترده بر روی رابطه بین وابستگیهای متقابل و روابط سازمانی متمرکز شده اند، این تحقیق شواهد اولیه از اینکه چگونه مدیران عضو هیات مدیره بطور استراتژیک روابط غیر رسمی برای مدیریت وابستگی های منابع استفاده می کنند را ارائه کرده است. نهایتا می توان گفت شواهدی قوی از اینکه هیات مدیره می بایست نیازهای محیطی را منعکس نماید و می تواند وابستگی های محیطی را مدیریت کند وجود دارد.

استزاتژی وابستگی منابع

تئوری وابستگی منابع و اقدام سیاسی چیست؟

فصل هشتم کتاب مربوط به فقر با عنوان محيط ایجاد شده: کنترل کردن وابستگی متقابل از طریق قانون و محدودیتهای اجتماعی اغلب نادیده گرفته می شود. آنان در این کتاب عنوان کرده اند که سازمان با استفاده از مکانیسمهای سیاسی برای ایجاد محیطی که برای خودش مطلوب تر باشد تلاش می کند و سازمانها می توانند ابزارهای سیاسی را برای تغییر وضعیت محیط اقتصادی خارجی بکار گیرند. بدین منظور بنگاه ها بطور فعال بدنبال ایجاد محیط پیرامون شان بوسیله تلاش جهت شکل گیری قوانین دولتی هستند که محیطی دلخواه تری برای آنها ایجاد کند و در این زمینه تحقیقاتی وجود دارد که این جنبه را تایید کرده است که از آن جمله می توان عنوان کرد سازمانها به شدت وابسته به تصمیمات دولتها و اقدامات سیاسی مقتضی هستند، اشاره کرد.

بیشتر بخوانید: انتخاب مدیران متناسب با استراتژی های سازمان

مجموعه ای از یافته های تحقیقات از مزایای اقدامات سیاسی جهت مدیریت وابستگی محیطی سخن گفته اند. بازده سرمایه غیر عادی را برای سهامداران شرکتهایی که مدیران ارشد آنها در انتخابات پیروز می شوند یا به موقعیت بالای فدرالی در دولت آمریکا پیدا می کنند نشان داده اند که حاکی از مزایای ارتباط میان بنگاه و تصمیم گیران سیاسی می باشد. پیوند میان مدیران چینی و مقامات دولتی به بهبود سهم بازار کمک می کند که این رابطه برای شرکتهایی که پیوندهای محکم تری با دولت دارند قوی تر است.

یک رابطه میان عملکرد مالی و سیاستهای خارجی هیات مدیره وجود دارد. لهنگامی که یک مقام دولتی کار دولتیش را ترک می کند، ناهماهنگی میان شخصیت فردیش و ظرفیت اجتماعیش در جذب او به عنوان یک عضو هیات مدیره حاصل می شود.

نتیجه گیری مقاله تئوری وابستگی منابع

تئوری وابستگی منابع ادعا می کند که هدف مهم یک سازمان به حداقل رساندن وابستگی آن به محیط و از جمله به سازمانهای دیگر برای تامین منابع کمیاب در محیط و برای یافتن راه های تاثیر گذاری به سازمانهای دیگر برای در دسترس قرار دادن منابع می باشد. لذا بطور کلی با توجه به تئوری وابستگی منابع ، منفعت سازمان ها رسیدن به ماکزیمم سطح استقلال می باشد. اگرچه ، شرکت هایی که کمبود منابع دارند مجبور خواهند شد این منابع را بوسیله ایجاد روابط با دیگران بدست آورند.

به شرکت ها به عنوان سازمانهایی که همکاری های میان سازمانی را با شدتهای مختلف برای کسب و نگهداشت منابع مورد نیاز خارجی شکل می دهند نگریسته می شود. تئوری وابستگی منابع دامنه متنوعی از ابزارهای ممکن برای مدیریت روابط خارجی را توسعه می دهد، به عنوان مثال افزایش تعداد تامین کنندگان بالقوه برای کاهش وابستگی به یک تامین کننده منفرد و یا تشکیل اتحاد با شرکای منتخب و یا تغییر اعضای هیات مدیره برای افزایش وابستگی متقابل و غیره.

پایه تئوری وابستگی منابع بر اساس این فرض استوار است که وابستگی به محیط خارجی جهت تامین منابع حیاتی، بر اقدامات سازمانی تاثیر می گذارد و لذا چنین اقدامات سازمانی را می توان با توجه به وضعیت وابستگی خاص موجود توضیح داد. فرض دیگر این است که هر کسی که منابع را کنترل نماید دارای قدرت روی سازمانهایی خواهد بود که به این منابع نیاز دارند. بدست آوردن منبع، وابستگی به سایر سازمانها را به حداقل می رساند و وابستگی سایر سازمانها را به خود حداکثر می کند. این فرضیات نظری بویژه برای خریدار منابع در محیط مبادله مفید است.

همچنین محیط مبادله دارای منابع کمیاب و با ارزش، برای بقای سازمان ضروری است. بنابراین محیط است که مشکل رویارویی سازمانها با عدم اطمینان در دستیابی به منابع را پیش می آورد. بررسی های پژوهشگران بطور واضح ادعای اصلی ففر را که بنگاه هایی که به محیط وابسته هستند می توانند استراتژی های متعددی برای مبارزه با این اقتضائات و وابستگی های محیطی به انجام برسانند را ثابت می نماید. مثلا اقداماتی مانند ادغام و مالكيت، سرمایه گذاری مشترک، تغییرات در هیات مدیره، اقدامات سیاسی و غیره، استراتژی های موثری برای مدیریت این وابستگی ها است. شواهد عملی در این خصوص و در مورد تایید اثر عدم اطمینان و وابستگی متقابل در اقدامات بنگاه ها وجود دارد.

جهت ارتقاء سطح کیفی مقالات و تکمیل مباحث مربوط لطفا نظرات و دیدگاههای خود را در پایان این مقاله درج کنید، همچنین چند مقاله مرتبط با موضوع مدیریت مالی شرکت ها برای مخاطبان سایت شریف استراتژی به اشتراک گذاشته شده است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *